1396/12/5 ۱۳:۴۰
در باب کهنه ترین نمونۀ شعر فارسی تا کنون سخنها بسیار رفته است و باز جای سخن هست. داستان هایی که تذکره نویسان دربارۀ شعر ابوحفص سغدی و ابوالعباس مروزی آورده اند چنان سست و بی بنیاد است که هیچ به درستی آنها اعتماد نمی توان کرد. شعری هم که به بهرام گور، شهریار ساسانی، نسبت کرده اند حتی به همان صورت کهنه یی که از کتاب ابن خرداذبه نقل کرده اند نمی تواند کهنه ترین نمونۀ شعر «فارسی» باشد. آنچه نیز، در تاریخ قم و تاریخ سیستان یافته اند خود به درست روشن نیست که چیست و از کدام روزگارست.
در باب کهنه ترین نمونۀ شعر فارسی تا کنون سخنها بسیار رفته است و باز جای سخن هست. داستان هایی که تذکره نویسان دربارۀ شعر ابوحفص سغدی و ابوالعباس مروزی آورده اند چنان سست و بی بنیاد است که هیچ به درستی آنها اعتماد نمی توان کرد. شعری هم که به بهرام گور، شهریار ساسانی، نسبت کرده اند حتی به همان صورت کهنه یی که از کتاب ابن خرداذبه نقل کرده اند نمی تواند کهنه ترین نمونۀ شعر «فارسی» باشد. آنچه نیز، در تاریخ قم و تاریخ سیستان یافته اند خود به درست روشن نیست که چیست و از کدام روزگارست. شاید کهنه ترین نمونه هایی که اکنون، بی تردید و دغدغه، می توان از شعر فارسی موجود نام برد همان حرارۀ کودکان بلخ و ترانۀ یزید بن مفرغ است.
یغما، سال یازدهم مهر 1337 شماره 7 (پیاپی 123)
دریافت مقاله
منبع: پرتال جامع علوم انسانی
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید