1396/4/10 ۰۹:۱۶
مشكلات و مصایب آشكار و نهان جامعه امروز را به نئولیبرالیسم منتسب كنیم یا خیر، از یك نكته نمیتوان غافل بود و آن اینكه علوم اجتماعی در هر دو دیدگاه چپ و راست از ارایه تبیینی دقیق و روشنگر در وضعیت به وجود آمده ناتوان هستند و نمیتوانند توضیح قانعكننده از بحرانی كه امروز سراسر جهان را فرا گرفته ارایه دهند. شاید مشكل چنان كه شاگردان مارسل موس، متفكر و جامعهشناس فرانسوی میگویند، آن است كه رویكردهای مذكور همه در چارچوبی میاندیشند كه موس منفعت گرایی میخواند و انسان را موجودی صرفا فایده باور كه بر اساس نفع اقتصادی تصمیم میگیرد و عمل میكند
ازخوانی مارسل موس در سخنرانی سارا شریعتی و آرمان ذاكری محسن آزموده: مشكلات و مصایب آشكار و نهان جامعه امروز را به نئولیبرالیسم منتسب كنیم یا خیر، از یك نكته نمیتوان غافل بود و آن اینكه علوم اجتماعی در هر دو دیدگاه چپ و راست از ارایه تبیینی دقیق و روشنگر در وضعیت به وجود آمده ناتوان هستند و نمیتوانند توضیح قانعكننده از بحرانی كه امروز سراسر جهان را فرا گرفته ارایه دهند. شاید مشكل چنان كه شاگردان مارسل موس، متفكر و جامعهشناس فرانسوی میگویند، آن است كه رویكردهای مذكور همه در چارچوبی میاندیشند كه موس منفعت گرایی میخواند و انسان را موجودی صرفا فایده باور كه بر اساس نفع اقتصادی تصمیم میگیرد و عمل میكند، میبینند، حال آنكه از دید موس و شاگردانش در تحلیل رفتار انسان باید تمامیت حیات او و ابعاد متفاوت سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی را در یك تمامیت و كلیت دید. در نشست «میراث مارسل موس برای جامعهشناسی» سارا شریعتی، عضو هیات علمی دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران به اندیشههای این شاگرد و همكاری امیل دوركهیم از منظر جامعهشناسی دین پرداخت در حالی كه آرمان ذاكری دانشآموخته و پژوهشگر علوم اجتماعی مروری بر زندگی و اندیشههای او داشت.
موس در سایه دوركهیم/ آرمان ذاكری- دكترای جامعهشناسی
در ابتدای جلسه آرمان ذاكری، فارغالتحصیل جامعهشناسی به معرفی زندگی و اندیشههای مارسل موس (١٨٧٢-١٩٥٠) جامعهشناس و فرانسوی پرداخت و نخست به رابطه وثیق او با امیل دوركهیم (١٨٥٨-١٩١٧) جامعه شناس بنیانگذار فرانسوی اشاره كرد و گفت: نكته مهم نخست این است كه مارسل موس را به تنهایی نمیتوان خواند و او را باید در پیوند با دوركهیم خواند. این دو از ابتدا با هم بودند. موس بعدا برخی از آثار منتشر نشده دوركهیم را منتشر كرد و مكرر در آثارش به او ارجاع میدهد. موس همیشه از دوركهیم به عنوان یكی از شخصیتهای مهم زندگیاش یاد میكند. دوركهیم نیز جایی موس را خود دیگر خودش میخواند. دوركهیم دایی موس است و به همین خاطر وقتی موس را میخوانیم، مدام به دوركهیم بر میخوریم. بنابراین زوج دوركهیم- موس را باید با هم خواند. این دو در دوره پایان جنگهای فرانسه و پروس به دنیا آمدند و زیستند و در منطقهای به دنیا آمده اند (اپینال) كه مدام در این جنگ بین دو كشور دست به دست میشود. تجربه شكست در روحیه ایشان تاثیرگذار است. واقعه مهم دیگر سالهای آغازین حیات این دو، تجربه كمون پاریس و شكست آن است. این وقایع پروبلماتیك دوركهیم و موس را به مساله همبستگی اجتماعی بدل میكند و به همین خاطر است كه این دو مدام از میانمایگی اخلاقی و آشفتگی زمانه سخن میگویند. مساله دیگر خاستگاه مذهبی این دو است كه برایشان مشكلساز میشود. ذاكری در ادامه طرحی از زندگی علمی مارسل موس از تحصیلاتش در بوردو كه دوركهیم آنجا استاد بود، ارایه كرد و گفت: نخستین آثار موس كه به صورت مشترك منتشر میشود، مربوط به ١٨٩٦ است در سالنامه جامعهشناسی دوركهیم كه جماعتی در آن حضور دارند. موس در ١٨٩٩ رساله «قربانی» را با هوبرت منتشر میكند، در ١٩٠١ با فوكونه رسالهای راجع به جامعهشناسی منتشر میكند و در ١٩٠٣ كتاب «طبقه بندیهای اولیه» را به صورت مشترك با دوركهیم منتشر میكند و در ١٩٠٤ «نظریه عمومی جادو» را با هوبرت و در ١٩٠٨ «آنالیز برخی پدیدههای دینی» را با هوبرت منتشر میكند. مشهود است كه محور نخستین آثار موس حتی طبقهبندیهای اولیه، دین است. جالب است كه دوركهیم در ١٨٩٥ اعتراف میكند كه كشف جدیدی كرده كه دین است و در ١٨٩٧ در نامهای به موس مینویسد «امیدوارم كاری كه ما شروع كردیم دین را به عنوان توضیحدهنده پایه همه كنشهای اجتماعی جایگزین ماتریالیسم دیالكتیك كند و از این جهت كسانی كه در مطالعات دین مشاركت میكنند، در آینده نقش مهمی خواهند داشت.» موس و سوسیالیسم فرانسوی وی در ادامه به تسلط خوانش كاركردگرایانه پارسونزی دهههای ١٩٥٠ و ١٩٦٠ در جامعه انگلیسی زبان و همچنین ایران از دوركهیم اشاره كرد و گفت: اگر از پرتو این خوانش به دوركهیم نپردازیم، با صورتبندی تازهای از اندیشه دوركهیم و مارسل موس مواجه میشویم. مثلا در این صورتبندی ژان ژورس (١٩١٤-١٨٥٩)، سیاستمدار سوسیالیست فرانسوی و البته سنت سوسیالیستی فرانسوی و چهره مهمی چون سنت سیمون (۱۷۶۰-۱۸۲۵) اهمیت پیدا میكند. به خصوص كه به تعبیر دوركهیم در این سنت فرانسوی سه پروژه دین، امر اجتماعی و سوسیالیسم در وحدت شان اهمیت پیدا میكنند. به نظر دوركهیم این سه یك پروبلماتیك واحد را پاسخ میدهند: ما چگونه قیود اخلاقی برای حیات اقتصادی خودمان به وجود آوریم؟ به عبارت دیگر مساله همبستگی اجتماعی و چگونگی تنظیم حیات اجتماعی در مركز این اندیشه قرار دارد. همچنین مارسل موس بر خلاف دوركهیم از همان آغاز فعالیت به عرصه سیاست وارد میشود و حتی كنشگر عرصه كورپوراتیسم است. اتفاق مهم قضیه دریفوس در ١٨٩٦ است كه دوركهیمیها همگی وارد میشوند و جزو كمپ روشنفكران فرانسوی هستند كه از دریفوس حمایت میكنند. نگاه تمامیتنگر ذاكری در ادامه به اهمیت جنگهای فرانكوپروسین، جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم در حیات مارسل موس اشاره كرد و بر تاكید او بعد از جنگ جهانی اول به اندیشههای سوسیالیستی انگشت گذاشت و گفت: موس در ١٩٢٤ متن مهم ارزیابی جامعه شناسانه بولشویسم را تحت تاثیر دوركهیم و سوسیالیسم فرانسوی نوشت و آنجا موس تاكید میكند كه در انقلاب روسیه هیچ انقلابی رخ نداده و این یك رویداد (event) است كه در آن اجتماعی شدن ابزارهای تولید و مالكیت رخ نداده و این رویداد را نوعی دولت گرایی (statism) میخواند. او همچنین مقالاتی با عنوان «مشاهداتی درباره خشونت» با زیر عنوان «فاشیسم و بلشویسم» مینویسد و نسبت به خشونتهای زمان موضع میگیرد. در ١٩٢٥ رساله هدیه (پیشكش، done) را مینویسد كه در آن به این میپردازد كه انسان اقتصادی امروز همه كنشهایش بر مبنای منفعت است و انسان بر این مبنا كنشهایش را سامان میدهد. او در این رساله بحث امر اجتماعی تام را مطرح میكند و معتقد است مبادله در عین اینكه امری اقتصادی است، همزمان امری اجتماعی، سیاسی، مذهبی و فرهنگی است و نمیتوان تنها یك جنبه آن را برجسته كرد.
چرا موس ناشناخته است؟/ سارا شریعتی- استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران
سارا شریعتی بحث خود را با اشاره به ناشناختگی مارسل موس با وجود اهمیتش نه فقط در ایران بلكه در فضای عمومی علوم اجتماعی آغاز كرد و گفت: یكی از دلایل این امر آن است كه او همواره زیر سایه امیل دوركهیم معرفی شده است، در حالی كه خوانشهای امروزی نشان میدهند كه مارسل موس تا پایان عمر الزاما زیر سایه دوركهیم نیست و حتی برخی خوانشها معتقدند كه موس امیل دوركهیم بهتر و كاملتر است و در نتیجه دوركهیم را به تنهایی نباید خواند، این تبار را من دوركهیم- موس میخوانم، زیرا دوركهیم به تنهایی كمی متفاوت است. به عبارت دیگر در علوم انسانی زوجهایی چون ماركس و انگلس یا عبده و رشیدرضا هستند كه خوانش هر یك از آنها به تنهایی با خوانش همزمان آنها متفاوت است. بنابراین مارسل موس را باید در دو موضع خواند، یك بار به تنهایی و بار دیگر در نسبتش با دوركهیم. وی علت دیگر ناشناختگی مارسل موس در عرصه آكادمیك علوم اجتماعی را سیاست ورزی او خواند و گفت: مارسل موس قانون مسلط و حاكم بر آكادمی یعنی تفكیك سیاستمدار از دانشمند را بهم زده و قانون خنثی بودن ارزشی را نمیپذیرد. او فعال سیاسی عضو حزب و بنیانگذار نشریه است و رفیق و دست راست ژان ژورس، چهره برجسته سوسیالیست فرانسوی است. به همین دلیل آكادمی این طور از او انتقام میگیرد كه برای چند دهه به او كمتر توجه میكند. دلیل دیگر ناشناختگی موس سبك كاریاش یعنی پراكندهنویسی و فقدان انسجام است. امروز ما كارهای موس را به یمن گورویچ كه آثار او را در ١٩٥٠ تحت عنوان «جامعهشناسی و انسانشناسی» با مقدمه مفصل كلود لوی استروس گردآوری میكند، میشناسیم. تا سالهای دهه ١٩٨٠ كه مارسل فورنیه زندگینامه مفصل موس را منتشر میكند. یك جامعهشناس دین شریعتی با اشاره به پیوند موس با مسائل و مفاهیم متكثری مثل ساختارگرایی، سمبولیزم، جادو و... گفت: دریچه ورود من به اندیشههای او با توجه به تخصص خودم جامعهشناسی دین است. برخی شارحان مارسل موس معتقدند كه اندیشه او دو مرحله دارد. در مرحله اول كه او همراه دوركهیم است یا تا پایان جنگ جهانی اول، پروبلماتیك موس دین است و مسوول صفحات دین سالنامه جامعهشناسی امیل دوركهیم است، ایشان مرحله دوم اندیشه موس را كسوف امر قدسی در آثار مارسل موس میخوانند و معتقدند او در این دوره بیشتر به اقتصاد میپردازد. دیدگاه دیگری كه برای من جذابتر است، این است كه مارسل موس همواره تا پایان عمر دین بوده و حتی وقتی مساله اقتصادی را مطرح میكند و به موضوع هدیه یا پیشكش (don) میپردازد، در بحث از امر اجتماعی تام، نخستین نقطه تاكید او دین است. بنابراین از نظر من موس یك جامعه شناس دین است. سارا شریعتی به ترتیب زمانی مفاهیم قربانی، نظریه جادو، مساله نیایش و پیشكش یا دهش یا هدیه یا بخشش (don, Gift) را مفاهیم اصلی جامعهشناسی دین مارسل موس خواند و گفت: در مرحله اول موس ذیل پروژه دوركهیمی خوانده میشود. دوركهیم با تاسیس سالنامه جامعهشناسی كاری جمعی را آغاز میكند، چنان كه بعدا بوردیو نیز كاری جمعی را در جامعهشناسی پیش میبرد. در اكیپ سالنامه دوركهیم، مسوول بخش دین به عهده مارسل موس و آنری اوبر (Henri Hubert) است. او ذیل این پروژه با اوبر نخستین كتابش «جستاری درباره سرشت و كاركرد قربانی» را منتشر میكند. به نظر من میتوان وحدتی میان این نخستین كار موس و واپسین اثر او «بخشش یا پیشكش» پیدا كرد. زیرا نخستین شكل پیشكش یا دهشی كه میان انسانها با نامیرایان یا اموات صورت میگیرد، قربانی است. موس بعدا با اوبر در زمینه جادو كار میكند. در این كتاب نیز مثل همه جامعه شناسان فرانسوی گفتوگویی با مكتب انگلیسی جامعهشناسی صورت میگیرد. جامعهشناسان فرانسوی با جامعه شناسان آلمانی وارد گفتوگو نمیشوند. مثلا دوركهیم با وبر گفتوگو نمیكند. دوركهیمیها در گفتوگو با مكتب انسانشناسی انگلیسی هستند، بنابراین ارجاع به تایلور و فریزر هم در صور بنیانی حیات دینی دوركهیم و آثار مارسل موس فراوان است. در بحث جادو نیز نسبت آن با اموری چون علم و دین و امور عادی و امور غیرعادی سنجیده میشود. ایشان به مفهوم امر قدسی در این دو رساله میرسند. اوبر در اینجا دین را مدیریت امر قدسی میخواند. این دیدگاهی است كه در صور بنیان حیات دینی نیز دیده میشود. سنتز موس در جامعهشناسی دین شریعتی سومین كار مارسل موس را نیایش خواند و گفت: این بخش اول رساله دكترای مارسل موس است و ١٧٥ صفحه است كه در ١٩٠٩ زیرچاپ میرود. روزی كه قرار است چاپ شود، مارسل موس جلوی انتشار آن را میگیرد و بعدها آن را تحت عنوان نیایش منتشر میكند. به نظر من میان این سه رساله ارتباطی هست. از نظر مارسل موس نیایش امروزیترین و موجهترین شكل مطالعه جامعهشناسی دین است، زیرا در جادو و قربانی از یك پراتیك مشخص حرف میزنیم، مثل قربانی كردن یك حیوان یا جادو كه عملی فردی در جوامع ابتدایی است. اما در نیایش با یك عمل زبانی مواجه هستیم. در نیایش مومن با كلام حرفی میزند كه شنیده شود و قابل فهم است. بنابراین جامعه شناس خیلی راحتتر میتواند متونی كه مربوط به نیایش است را موضوع مورد مطالعه خود قرار دهد. به عبارت دیگر مارسل موس شاهد نوعی تحول از قربانی تا نیایش است و میگوید در نیایش شاهدیم كه ایدهها، احساسات، عواطف، باورها وارد حیات دینی میشوند. پیش از آن حیات دینی با اعمالی مشخص تعریف میشدند. از نظر مارسل موس در نیایش با روندی تاریخی از قربانی تا نیایش مواجه هستیم كه او آن را معنویسازی (spiritualization) یا به تعبیر امروزی ذهنیسازی (subjectivization) دینورزی مواجه هستیم. علت كاربرد این مفهوم آن است كه به نظر مارسل موس در نیایش دین درونی، فردی و شخصی میشود و به تعبیر مارسل موس هر مومن ایمان خویش را میسازد. بنابراین میتوان گفت دومین روند در نیایش فردیسازی (individualization) است. بنابراین دو شاخص كلی تحول در دین را معنوی و انتزاعیتر شدن و فردیتر شدن آن میخواند، در حالی كه از نظر دوركهیم دین امری كاملا اجتماعی است. منتها رساله نیایش كه برخی آن را سنتز نظریه در در تجدد خواندهاند، محصول تاملات مارسل موس در زمینه دین است. شریعتی با اشاره به انتشار كتاب «صور بنیادین حیات دینی» دوركهیم بعد از كتاب موس راجع به نیایش گفت: بعد از انتشار كتاب دوركهیم به باور بسیاری موس به این نتیجه رسید كه دیگر حرفی راجع به دین ندارد و آن كتاب نهایت بحث ایشان راجع به دین است. مارسل موس در تهیه و گردآوری دادههای كتاب دوركهیم نقش اساسی داشته است. اما تحلیل دیگر میگوید بعد از نیایش و بعد از مرگ دوركهیم و پایان جنگ اول جهانی، برای مارسل موسل تفكیك میان امر قدسی و امر عرفی كه امضای مكتب جامعهشناسی دین فرانسه است، زیر سوال میرود. مارسل موس كه كار میدانی نكرده و دادههایش را از انسان شناسانی چون مالینوفسكی و فریزر و دیگران گرفته، بعد از مطالعه جوامع باستانی و سنتی به این نتیجه میرسد كه تفكیك امر قدسی و امر عرفی پرسش برانگیز است و شاید نتوان از فضای متمایزی به عنوان فضای دینی منفك از فضای عرفی صحبت كرد. به عبارت دیگر شاید بتوان گفت آنچه در دیدگاه دوركهیمی نزد مارسل موس زیر سوال میرود، ایده تقسیم و تفكیك است. بعدا در كار بوردیو ایده تمایز را مییابیم. موس به جای تمایز از تركیب سخن میگوید، یعنی به این نتیجه میرسد كه همچنان كه انسان را باید در تلفیق ابعاد فیزیولوژیك، روان شناختی و جامعه شناختی در نظر گرفت، دانش تخصصی شدهای نیز كه تنها یكی از این وجوه را در نظر میگیرد، الینه شده (بیگانه شده) است، دانشی از خودبیگانه كه نمیتواند به این وجوه پیچیده بپردازد، در حالی كه امر اجتماعی در عین حال كه بسیار ساده است، بسیار هم پیچیده است. برای پاسخ به این پیچیدگی ناگزیریم به سراغ دانشهای مختلف برویم. بنابراین از نظر مارسل موس از ١٩١٠ به این سو نگرش تفكیكگرا مسالهدار است و رویكرد دوركهیمی جامعهشناسی دین دچار تردید میشود. بعد از مرگ دوركهیم و جنگ جهانی اول دو اتفاق مهم در حیات فكری مارسل موس رخ میدهد؛ نخست انتشار رساله «پیشكش» و دوم تاسیس موسسه مردمشناسی در ١٩٢٥ است. این موسسه بنیانگذار سنت انسانشناسی فرانسوی است. امر اجتماعی تام شریعتی در ادامه رساله پیشكش را پاسخی به مسالهای كه برای مارسل موس مطرح است، خواند و گفت: در این رساله شاید بتوان نقد مضمر تفكیك دوركهیمی را با بهره گرفتن از مفهوم امر اجتماعی تام (total) بازجست. یعنی نخستین قانون مارسل این است كه پیشكش یا دهش یا بخشش رابطه متقابل یا مبادله است. این تعبیر یكی از ویژگیهای جامعهشناسی بوردیو نیز هست. به این معنا كه جهان اجتماعی جهان مبادله و ارتباطی است و هیچ چیز در جهان اجتماعی فینفسه تحلیل نمیشود، بلكه همهچیز در رابطهای كه با دیگر چیزها دارد، تحلیل میشود. اصل اول، اصل تبادلات است، یعنی جامعه كانون تبادلات است. در رساله «پیشكش» این تبادل در شكل بخشش یا دهش یا پیشكش صورتبندی میشود. بنابراین دهش را میتوانیم به عنوان امر اجتماعی تام ببینیم. این جا دیگر سوال از دینی یا غیردینی بودن دهش بیمعناست، زیرا در امر اجتماعی تام میخواهیم چنین تفكیكی را زیر سوال ببریم و بگوییم امر اجتماعی عملی است كه لایههای اقتصادی و حقوقی و دینی را با یكدیگر در بر میگیرد. موس از ایده دوركهیمی نسبت و خویشاوندی امر اقتصادی و امر دینی استفاده میكند، تا این دو را بهطور كامل از هم جدا نمیكند. این رساله در سال ١٩٢٣ یعنی عصر حاكمیت ماركسیسم منتشر میشود. نگاه موس را میتوان به نحوی خوانشی در برابر ماركسیسم لنینی خواند. با تفكیك میان ماركس از ماركسیسم میتوان نشان داد كه موس میتواند با ماركس همراه باشد. به تعبیر دیگر برخی موس را میراثدار نظریه ماركس و برخی او را آلترناتیوی در برابر او میخوانند. زمانی كه بحث نقد اقتصاد سیاسی مطرح میشود، موس از نقد اقتصاد اجتماعی و نه سیاسی، بحث میكند. بنابراین اصل اولیه موس مبادله و ارتباطات است. دهش یا بخشش شكلی از دهش است. موس در رساله قربانی مثلثی میان قربانیكننده، قربانی و قربانیگذار ترسیم میكند و از طریق این عمل ارتباطی میان انسانها و نامیرایان صورت میگیرد. در رساله پیشكش نیز موس از مثلث دادن، گرفتن و پس دادن سخن میگوید كه خانم اردبیلی به ترتیب آنها را اهدا، دریافت و جبران ترجمه كرده است. این قانون ارتباطات اجتماعی است. شریعتی سپس به تحلیل فرآیند «دادن، گرفتن و پس دادن» در دهش یا پیشكش یا بخشش پرداخت و گفت: مهمترین مرحله در این سه فعالیت، پس دادن است؛ زیرا در آنچه پس داده میشود، ارزش اضافی بیشتری وجود دارد. فرآیند دهش اصل حاكم بر فرآیندهای اجتماعی است. اگر در فرآیند این دهش مراحل به ترتیب انجام نپذیرد، ناهنجاری ایجاد میشود. این فرآیند دادن، گرفتن و پس دادن هم وجه اختیاری و هم وجه اجباری دارد. اجبار ناشی از آن است كه برای برقراری روابط اجتماعی ناگزیر از این رابطه هستیم. در این فرآیند زمانی وجود دارد. عهدی بسته میشود كه طی آن شرایط فرادستی یا فرودستی متناسب با شكل رابطهای كه برقرار میشود، به وجود میآید. بوردیو میگوید زیباترین مفهومی كه از مارسل موس گرفتم، انتظار است، جامعه یعنی انتظار گرفتن و پس دادن و این نظام روابط اجتماعی است. سارا شریعتی تفاوت این رویكرد با سنت ماركسیستی را در این خواند كه در سنت ماركسیستی روابط دادن و گرفتن مبتنی بر روابط اقتصادی و منافع است و جنگ مبارزه برای این است كه منافع اقتصادی تامین نشده است. در صورتی كه مارسل موس با مطالعات انسان شناختی نشان میدهد كه مرحله مقدم اتفاقا منافع اقتصادی نیست، بلكه یك بازی و جنگ سخاوت وجود دارد كه هدفش به رسمیت شناخته شدن است. به اصطلاح خود او، اساس این جنگ برای «داشتن» نیست، بلكه برای «وجود داشتن» است. یعنی اعتبار و وجهه و اهمیت مهم است. در صورتی كه در پارادایم منفعتگرایانه، منفعت اقتصادی مهم است. بنابراین اصل قضیه به نظر موس به رسمیت شناخته شدن است. یعنی موس با تاكید بر انسان جامعه شناختی (هومو سوسیولوژیك) تقابلی با تصویر انسان اقتصادی ایجاد میكند. یعنی ماركسیسم انسان اقتصادی میسازد، در حالی كه ما میخواهیم انسان جامعهشناختی بسازیم. در انسان جامعهشناختی نفس ارتباطات و مبادلات اهمیت دارد و منفعت اقتصادی بعدا میآید. منفعت اقتصادی یكی از انگیزههای كنش است و نه همه آنها. كنش انسانی به منفعت اقتصادی تقلیل نمییابد. شاگردان موس شریعتی گفت: بعد از رساله پیشكش و بعد مرگ موس، شاهد دوره فراموشی موس هستیم كه از ١٩٥٠ تا ١٩٨٠ به طول میانجامد. در این دوره اگر هم ارجاعی به موس هست، ذیل سایه دوركهیم است. از ١٩٨٠ به بعد شاهد بازگشت موس در همایشهایی با عناوینی چون موس ناشناخته، موس زنده و میراث موس هستیم. این نشانگر ورود نسل جدیدی از جامعهشناسان است. نخستین شاگردان موس در كالج جامعهشناسی قدسی هستند؛ كسانی چون ژرژ باتای و... هستند كه به تعبیر موس در نامهای سانتیمانتالیستی و آغشته به مباحث پستمدرن و هایدگرگرا و عقب افتاده برگسونیست هستند. او این گرایشات «پستمدرن» را به این دلیل نقد میكند كه معتقد است الان زمان ظهور فاشیسم است و باید علیه هر گونه اندیشهای كه زمینه ساز احیای فاشیسم باشد، ایستاد. نسل دوم شاگردان موس از ١٩٨٠ به بعد میآیند كه خود را «موسیست» میخوانند. ایشان نشریه انترناسیونال ضد منفعتگرایی در علوم اجتماعی را مطرح میكنند. كسانی چون سرژ لتوش، آلن كیله و... آلن كیله از چهرههای برجسته این جریان میگوید با نگاه به جامعهشناسی فرانسوی احساس كردم كه از ریمون بودن (چهره راستگرای جامعهشناسی فرانسوی) تا آلن بدیو (چهره چپگرای جامعهشناسی فرانسوی) همه انسان را تحت پارادایم خاص منفعتگرایی تحلیلی میكنند، یكی آگاهانه و دیگری ناآشكار. انسانی كه ایشان به آن میپردازند، انسان اقتصادی است، در حالی كه ما الان در دورهای هستیم كه جنبشهای اجتماعی برای توزیع عادلانه به وجود نیامدهاند، بلكه برای این فعالیت میكنند كه به رسمیت شناخته شوند. اینجاست كه خوانش جدیدی از رساله مارسل موس و نقد منفعتگرایی و نقد فایدهباوری نزد او صورت میگیرد. نخستین دلیل دهش، مساله اقتصادی نیست، بلكه اعتبار و وجهه و سخاوت و موقعیت است. سرژ لتوش دیگر چهره مهم این نسل از شاگردان مارسل موس مفهوم رشد را مطرح میكند. او میگوید غرب متهم نیست به این دلیل كه جهان سوم را عقب نگه داشته است، بلكه به این دلیل متهم است كه به زور میخواهد جهان سوم را رشد دهد، آن هم بر اساس الگوی خودش. او به جای مفهوم رشد، از مفهوم رشدزدایی دفاع میكند. او راه رهایی را رشد نكردن میداند، یعنی جامعهای كه بر اساس ضروریات خودش عمل میكند و این جامعه بیشتر بر محیط زیست منطبق است و سبك زندگیاش نیز متفاوت است. از دید لتوش رویای رشد و توسعه جهان سوم را به این وضعیت دچار ساخته است. بنابراین این متفكران انسان امروز را انسان عقلانی شده وبری و اقتصادی و تجاری شده ماركسی و انسان تحت تكنیك قرار گرفته هایدگری را نقد میكنند و در جستوجوی وجهی دیگر از انسان باوری هستند و میكوشند انسانیتهای پخش شده را جمع كنند. این امر نه در نئولیبرالیسم حاكم بر جهان امروز ممكن است، نه با الگوی ماركسیسم، زیرا این هر دو در اصالت دادن به انسان اقتصادی با هم اشتراك نظر دارند و مسالهشان نفع و منفعت است. سارا شریعتی آلن كیله (Alain Caillé) را یكی دیگر از چهرههای جدیدی معرفی كرد كه از به بازخوانی مارسل موس پرداختهاند و گفت: آلن كیله معرفتشناسی فقر را مینویسد و فقر را اساس مطالعات خودش قرار میدهد. او با رشدزدایی سرژ لاتوش مخالف است اما از نارشد یا ناتوسعه بهره میگیرد. این مباحث بعدا تحت عنوان پساتوسعه مطرح شدند، میخواهند طرح اقتصادی آلترناتیو بدهند. ایشان میگویند مشكل ماركسیسم این است كه فكر میكرد میتواند اقتصادی علمیتر از اقتصاد بوژوایی ارایه دهد، در صورتی كه راه رهایی ارایه اقتصادی علمیتر نیست، بلكه راه رهایی نجات از این پارادایم منفعتگرایی است. اینجاست كه از مفهوم «سوسیالیسم انجمنی یا تعاونی یا همكاری یا مبادله» بهره میگیرند. ایشان معتقدند باید جامعه را قوی كرد. از دید ایشان انسان اجتماعی به وجه اقتصادیاش تقلیلناپذیر است و باید وجوه دیگرش را در نظر گرفت. این متفكران منتقد نئولیبرالیزم و از این حیث چپ هستند، اما یكی از آثار آلن كیله «نقد نقد اقتصاد سیاسی» است. شاگردان موس در برابر ماركسیسم شریعتی تفاوت این متفكران با ماركس و ماركسیسم را در چند موضوع خواند و گفت: یكی از تفاوتها بحث اختلاف طبقاتی است. ایشان مفهوم مبارزه را كنار میگذارند. مفهوم دیگر بازار است. مارسل موس بازار را واقعیتی تركیبی (mixed) میداند و معتقد است نمیتوان به شكل قطعی آن را كنار گذاشت. مفهوم دیگر دولت مدرن است. ایشان معتقدند دولت مدرن را نیز نمیتوان به شكل قطعی كنار گذاشت. از دید ایشان باید پارادایم دادن، گرفتن و پس دادن را حاكم كرد. در بحث پیشكش كه از ١٩٨٠ به این سو به عنوان آلترناتیو نقد نئولیبرالیسم مطرح میشود، برخی مثل میكاییل لوی معتقد است كه پیشكش در نخستین وهله امری دینی است و به همین خاطر دین همچنان در مركز پروبلماتیك مارسل موس قرار دارد و حتی وقتی نقد نئولیبرالیزم میكند، از موقعیت مركزی دین سخن میگوید. وی در پایان به علل ضرورت خوانش آرای مارسل موس در این پرداخت و گفت: ما باید به چند دلیل مارسل موس را بخوانیم؛ نخست به این خاطر كه یكی از متفكران كلاسیك در انسانشناسی است و سهم مهمی در اندیشه جامعهشناسی دارد. اما علت مهم الگوی تازهای است كه او مطرح میكند. وارثان متاخر مارسل موس، حتی اگر حرف در دهان او بگذارند، به هر حال اندیشهای آلترناتیو را مطرح میكنند و در پارادایم منفعتپرستی گسست ایجاد میكنند. نقد دكتر شریعتی به ماركسیسم نیز این است كه میگوید مشكل ماركسیسم در این است كه جاهایی نمیتواند با سرمایه داری بجنگد؛ زیرا هر دو ماتریالیستی هستند. یعنی با یك جهانبینی ماتریالیستی و با انسانی كه به وجه اقتصادی تقلیل یافته نمیتوان با سرمایهداری مخالفت اساسی كرد. عین این بحث را آلن لیكه و دیگران در رابطه با ماركسیسم و نه ماركس مطرح میكنند و میگویند ماركسیسم و نئولیبرالیسم جاهایی به هم شبیه میشوند و به همین خاطر ایشان میگویند باید ماركس را از زندان ماركسیسم و خوانش بلشویستی نجات داد. از این حیث آشنا شدن با نسل جدیدی از متفكرانی كه مارسل موس را مطرح میكنند، اهمیت دارد. اهمیت دیگر مارسل موس توجه او به جایگاه دین است. موس از جوامع سنتی سخن میگوید. دوستان در ایران گاهی متوهم هستند و بحثهایی كه سوپرمدرن است را وارد ایران میكنند، در حالی كه نمیدانند ما هنوز در بسیاری از حوزهها در پارادایم جامعه سنتی به سر میبریم. تركیبهایی كه مارسل موس دارد، برای جامعه ما بیشتر به درد میخورد. علت دیگر اهمیت موس این است كه شاید بتوان از طریق او از بخشی از مبارزات جامعه گرایان كه در تاریخ مبارزات سیاسی ایران جدا از مبارزات كمونیستی صورت گرفته، اعاده حیثیت كرد، مبارزانی كه زمینه اجتماعی و جامعه را مطرح میكردند. ما جامعه شناس هستیم و برای شكلگیری جامعهشناسی، باید امر اجتماعی ابداع شود. میگویند دوركهیم امر اجتماعی را ابداع كرد و مارسل موس امر سمبولیك را ابداع كرد. من گاهی فكر میكنم زمانی كه سلطه امر سیاسی به شكل خفقانآوری رخ میدهد، نیازمند ابداع امر اجتماعی هستیم. ما نیازمند كسانی چون مارسل موس هستیم كه سیاست و دین و اجتماع را با هم میخوانند و آنها را تفكیك نمیكنند و به انسان جامعهشناختی توجه میكنند و به ارزشهایی چون تعاون و مشاركت و همكاری و همبستگی هم در عرصه علوم اجتماعی و هم در زندگی واقعی تاكید میكنند.
منبع: اعتماد
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید