وضعیت متون کهن امامیه و مقایسه با متون اسماعیلی و سنی / حسن انصاری
|۹:۵۸,۱۳۹۶/۱/۲۱| بازدید : 216 بار

 

وقتی فهرست های نجاشی و شیخ و منتجب الدین و معالم العلماء و چند متن دیگر درباره فهارس کتب شیعی متقدم را می بینم از دو جهت متأسف می شوم: یکی رویکرد حداقلی برای معرفی نویسندگان و عالمان متقدم و حتی غفلت از ذکر تاریخ وفیات بسیاری از آنها. این وضعیت وقتی با نوشته های رجالی و تراجمی اهل سنت مقایسه شود بیشتر خود را نشان می دهد. در حالی که در مورد بسیاری از عالمان کهن و نویسندگان و دانشمندان کوچکترین جزئیات را گاه می توان از کتاب های تراجمی اهل سنت استخراج کرد در مورد برخی از علمای شیعه که به طور نمونه در فهرست منتجب الدین ذکرشان آمده حتی دریغ از دو کلمه فراتر از ذکر نام و نسبشان. منتجب الدین در بسیاری موارد تنها به ذکر تعبیراتی مانند عالم و فاضل در مورد آنها بسنده می کند؛ گویی تصورش از مخاطبان کتابش چنین بوده که آنان معتقدند اشخاص یاد شده در فهرست در شمار فضلا و علما نیستند و او برای دفع هر گونه شبهه ای لازم می دیده این دو کلمه را در مورد آنها اضافه کند. بی تردید منتجب الدین از بسیاری از آنها اطلاعات بسیار بیشتری در اختیار داشته و زمان و فرصت و امکانات آن را هم داشته تا کتابی مفصلتر بنویسد اما نهایتاً فهرستی نوشته که بیشتر شبیه سیاهه ای است از اسامی عالمان تا احوال آنان. خوشمزه این است که میرزا عبد الله اصفهانی معروف به افندی برخلاف رویه معمول عالمان تراجم نگار متقدم شیعی تمام عمر خود را می گذارد و کتابی سترگ می نویسد با عنوان ریاض العلماء که در آن بر اساس نسخه های خطی و اجازات و یادداشت های نسخه ای تراجم علمای فراموش شده را گرد می آورد و آنگاه اخلاف او ، کسانی که نسخه کتاب او را در اختیار داشتند از حفظ نسخه کامل آن غفلت کردند و نیمی از کتاب تنها در طول چند دهه از بین رفت.

 

اما تأسف دیگر این است که چرا از این همه عنوان کتاب که در کتاب های یاد شده از آنها یاد شده تقریباً هیچ نمانده است. واقعاَ چند درصد کتاب هایی که در فهارس متقدم ذکرشان رفته باقیمانده است؟ درست است که قسمتی از محتوای آنها در آثار بعدی به ویژه در حدیث محفوظ است منتهی از بسیاری از آثار کلامی و تفسیری و ادبی که تنها در همین رجال نجاشی از علمای متقدم امامیه یاد شده چه مانده است؟ تقریباَ هیچ. این همه فضل بن شاذان کتاب داشته و آنگاه ما از آنها جز یکی دو کتاب هیچ نداریم. این تنها یک نمونه است. تازه از کتاب های حدیثی که نقل هایی در آثار بعدی داریم به دلیل از میان رفتن شکل کامل آن کتاب ها در قالب متن های کتابی تصور بسیار محدودی داریم. در مورد بسیاری از آنها نمی دانیم نظم و ترتیب احادیث در آن کتاب ها چگونه بوده است و چه احادیثی در منابع بعدی هنگام نقل و اقتباس حذف، تکمیل و اصلاح شده و دستخوش تغییرات متنی، سندی و ایدئولوژیک شده است.

 

در دانش حدیث و حتی در سیره و تاریخ و کلام و تفسیر تحول نسخه های کتابها و روایت های مختلف امری است که کاملاً گواهی شده و مخصوص شیعه امامی هم نیست. منتهی متأسفانه به دلیل از میان رفتن عمده آثار متقدم شیعی و از آن بدتر از میان رفتن بسیاری از کتاب های ناقل و واسطه در سده های بعدی و همچنین کمبود نسخه های خطی کهن از آثار موجود شناخت ما از تحولات متنی در ادبیات شیعی بسیار محدود است.

 

روشن است که وضعیت سیاسی و اجتماعی شیعه و حوادث تاریخی و طبیعی در از میان رفتن بخشی از میراث شیعی مؤثر بوده است. عوامل دیگری هم البته در این میان دخیل بوده و از جمله تحولات عقیدتی و ایدئولوژیک در تشیع. عامل مهم دیگر این تصور بوده که تألیف کتاب های جامع حدیثی بعدی که ناقل آثار متقدم بوده اند حفظ آثار قبلی به صورت خطی و کتابت مجدد آنها را غیر ضروری کرده است. همه این عوامل دست به دست هم داد و وضعیت را به آنچه گفتم کشاند. من در چند مقاله که همینک در دست تحریر دارم به این مشکلات خواهم پرداخت.

 

اما اگر وضعیت را به طور نمونه با اسماعیلیه مقایسه کنید می بینید که وضع آنها بسیار بهتر از امامیه از این نقطه نظر بوده است. طبعاً بخشی از این مسئله به قدرت فاطمیان و تلاش های آنان برای حفظ مآثر و آثارشان ربط دارد. اما همه مسئله را نمی توان به این نکته فرو کاست. اسماعیلیان در بسیاری از ادوار تاریخی خود تحت فشارهای سخت به ویژه در ایران و عراق بوده اند. زیدیان هم کم و بیش چنین وضعیتی داشته اند. اما آنها هم همانند اسماعیلیه تلاش زیادی برای حفظ کتاب های کهن خود کردند. در مورد زیدیه البته دلائل خاصی را باید در نظر گرفت که از آنها در نوشته های خود در خصوص زیدیه مکرر صحبت کرده ام. مهمترین عامل انتقال نسخه های زیدی و معتزلی بود از ری و شمال ایران به سمت یمن و به طور خاص صنعاء و صعده. در خود یمن هم شرایط طبیعی و تاریخی مناسب و اهتمام بر حفظ مآثر مکتب در طول تاریخ موجب شد که بسیاری از آثار متقدم زیدی محفوظ بماند و حتی از آنها نسخه های کهنی امروزه در دست باشد. اهتمام به کتابت نسخه های کهن و تلاش برای حفظ آنها گرچه همانند آنچه اسماعیلیان و زیدیان سامان دادند در میان علمای شیعه پس از عصر شهید اول جدی تر گرفته شد اما هیچگاه تلاش ها در حدی که همچون عصر علامه مجلسی می بایست سازماندهی شده باشد صورت انجام نیافت؛ این در حالی است که در سده های ششم و هفتم قمری امامان زیدی برای این کار سازماندهی لازم را اعمال می کردند.

 

یکی از شیوه هایی که در سنت های امامیه جز با چند استثناء برای حفظ میراث گذشتگان به کار گرفته نمی شد اما اسماعیلیان از آن بهره گرفتند سنت گردآوری مجامیعی بود برای کتابت نسخه های کتاب های قدمای طائفه. این شیوه به ویژه در میان اساعیلیان طیبی یمن بسیار معمول بود و در نتیجه شماری از متون کوچک و پر اهمیت اسماعیلی از سده های اولیه که از آنها نسخه های محدودی در اختیار بود از طریق این مجامیع برای آیندگان محفوظ ماند. در مجموع می تولن گفت تعداد کتاب ها و رساله هایی که ما از قبل از پایان سده پنجم قمری از اسماعیلیه و طوائف وابسته به آنان مانند قرامطه داریم از آثار امامی بیشتر است. جالب است بدانیم حتی تعداد کتاب ها و متن هایی منسوب به نویسندگان نصیری مذهب تا پایان سده چهارم قمری از لحاظ تعداد بر تعداد آثاری که ما از عالمان امامیه در حدیث و فقه و کلام در همین د،ره زمانی داریم فزونی دارد. البته در مورد اسماعیلیه تذکر این نکته ضروری است که از آثارشان نسخه های خطی کهن معمولاً در دست نیست اما هر چه هست از بسیاری از متون کهن خود نسخه هایی و لو متأخر در اختیار دارند.

 

به هرحال همین مقدار که گفته شد نشان می دهد تا چه اندازه تلاش های علمی برای بازسازی متون کهن امامیه در حدیث و فقه و کلام بر اساس منابع موجود و تلاش برای بازسازی تاریخ تدوین فقه و حدیث بر اساس این بازیافته ها و نقادی میزان اصالت نقل ها اهمیت دارد.

منبع: حلقه کاتبان – بررسی های تاریخی

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما