1395/12/23 ۱۰:۱۴
شنیدن موسیقیهای امروزی از جمله اشعار عاشقانه و گاه حماسی، آدم را یاد آهنگهای محلی و تصنیفهای قدیمی میاندازد كه بر پیوندهای انسانی تاكید میكردند. بسیاری از آهنگهای جدید و عامهپسند، تشابه عجیبی با آواهای محلی دارند.
شنیدن موسیقیهای امروزی از جمله اشعار عاشقانه و گاه حماسی، آدم را یاد آهنگهای محلی و تصنیفهای قدیمی میاندازد كه بر پیوندهای انسانی تاكید میكردند. بسیاری از آهنگهای جدید و عامهپسند، تشابه عجیبی با آواهای محلی دارند. آن زمان، هیچ كس خود را موسیقیدان نمیدانست و اغلب مردم موقع مراسمها و كار میخواندند. خواندن نوعی سخن گفتن همراه با وزن بود و گاه از طریق هنرمندانی در مراسمها اجرا میشد. اما امروزه، خواندن، یك صنعت است و مراسمهای ویژهای دارد، با اینكه باز همان عناصر خاص شادمانی و مبتنی بر ارتباطات انسانی و گاه اقتصادی در آن وجود دارد. موسیقی قومی تنها به عنصر موسیقی بسنده نمیكند، ارتباط زیادی هم با امور روزمره زندگی اقوام و جوامع محلی دارد. لالایی و سوگواره مادران، زمزمه روی دار قالی، جار زدن در زیر بازارچه و حتی بانگ دادن در بلندای كوه، همه و همه از آهنگهای ساده زندگی است كه با تعمیم و ترمیم تبدیل به آهنگهای محلی گشته است. موسیقی قومی، ادبیات شفاهی خاصی دارد كه یكی از كالبدهای فلكلور و ذخیره موسیقی ملی است. فلكلور، اشعار، مثلها و عناصر دیگر محلی را هم شامل میشود؛ گنجینه ادب محلی كه در سالهای اخیر بسیار هم مورد توجه قرار گرفته است. یكی از تازهترین برنامههای جهانی نیز توجه به چنین ارزشهای محلی است كه دوست دارد تنوعهای فرهنگی و روحیه مردم مختلف را زنده نگه دارد. ارزش این گنجینه، به تاریخی و در حال انزوا بودن این هنر مربوط بوده، گذشته از این، ذخیره اساسی برای زبان، فرهنگ و احساسهایی است كه زندگی محلی توانسته است بدون واسطه صنعت و پیچیدگیهای امروزین از فضای زندگی و روابط خود اكتساب و نمادین كند. همه ساله برنامههای زیادی در جهت معرفی و ثبت این فرهنگ میشود تا این گنجینه حفظ شود. گاهی هم در میان برنامههای رسمی، مراسمها و برنامههای مربوط به آداب و سنن محلی و فلكلور هم دیده میشود. آداب زندگی و فلكلورهای محلی عمدتا در زندگی روستایی گذشته شالوده گرفته است. در شهرها هم هنری رایج بوده كه امروزه به صورت سلسله هنرهای ایرانی قابل توجه است. امروزه، خوانندههای جوان و حتی میانسال، موسیقی روز دیگری میخوانند، صنعت شاعری هر روز حرفی تازه میزند و جای امثال و حكم محلی را خردورزی و گمانهزنیهای فكری زندگی شهری گرفته است. آدابی جدید رونق گرفته كه برگرفته از وضعیت جدید زندگی شهری است. گاه آواها و اداهای تازهای از طریق تلویزیون در میان مردم رواج مییابد و گاه كلمات و كنایات كلیدی خاصی از فیلمهایی شبهای برره و پایتخت ساخته میشود كه محصول یك نوع بازنگری و تاكید در فرهنگهای بومی و محلی است. گذشته از این اشعار و نواهای جدیدی نیز ساخته شده كه كاملا مبتنی بر رنگ و بوی زندگی جدید شهری و سرشار از عنصر زمان و ریتم است. فرهنگ كلانشهری، تولیدكننده نظم زندگی جدید و نمادهای تازهای است كه به كل زندگی حال حاضر رنگ و بو میدهد. فلكلورهای شهری چیزی جز آن نیستند كه فرهنگ شهری جدید با اداها و الحان خود آفریده است. الحان و آوازها از قالی بافتن و روابط عاطفی بومی به موضوعات تازهای چون هدیه دادن و ماه عسل رفتن و... تغییر شكل داده است و به تولید ترانهها و موسیقیهای سبك جدیدی انجامیده است كه عموم مردم قصد بازآفرینی و شنیدن آن را دارند. در جامعه شهری دیگر این جمعیت نیست كه الحان را میآفریند و آدمهای سر ذوق آن را تعمیم میدهند، بلكه سر ذوق بودن به یك صنعت مهیج و رقابتی تبدیل شده و صورتهای آرمانی از احساسات و اعمال را برای مردم میآفریند. در گذشته بیشترِ مادران، پدران و نمایندگان آنها آواز میخواندند و حس و حال موسیقی روستایی، بیشتر ساده، عاطفی و نشاندهنده صنعتها و رفتارهای آنها بود. امروز هم صنعتها و رفتارهای زندگی شهری و نسل غالب آن خود را در موسیقی نشان میدهند. زمان با ریتم، با هیجان جوانان مخلوط شده و انواع مختلفی از موسیقی سرشار از تكرار و طنین را شكل میدهد. موسیقی در عصر حاضر بیشتر به سمت تپشهای قلب و احساسات جوانی میرود، موسیقیای كه میتوان آن را « فلكلورهای شهری » دانست كه سرشار از احساسات و بازخوردهای روابط اجتماعی نسل غالب جمعیتی هستند. در ربع قرن اخیر، فرهنگ، احساسات و حتی تفریحهای جوانی بر فضای عمومی جامعه غالب بوده و منجر به تغییرات عمیقی در روابط فردی و اجتماعی شده است. اگر در ربع قرن پیش، آواز و ترانه ویژگی میانسالتر و پختهتر داشت، اینك تفاوت یافته است. احساسات جدید تعمیم یافته به شكل فرمهای نمادینتر و هنریتری چون ادبیات و موسیقی شهری در شكل موسیقی عامهپسند ظاهر میشوند. اینك شاهد روندی از آوا، آداب و الحانی هستیم كه به صورت آواها و نواهای شهری درآمدهاند و این ویژگی جامعه شهری جدیدی است كه بیشتر از سوی فرهنگ كلانشهری ساماندهی میشود.
بهترین نمونههای فلكلورهای شهری توسط خوانندهها و هنرمندانی شكل میگیرد كه از این راه ارتزاق میكنند و نمایش بزرگی از بازآفرینی صنعتی عواطف و آداب شهری به اجرا میگذارند. فلكلورهای شهری را عمدتا به صورت هنر و مصرف فرهنگی میشناسیم و در ادبیات جدیدمان تولیدكنندگان آن را به عنوان قشر هنری و مكاتب موسیقیایی مردمپسند مینامیم. الحان جدیدی در زندگی شهری شكل گرفته و بیشتر از احساسات و ادبیات مبتنی بر اعمال و رفتار روزمره شهری نشأت میگیرد. اینكه چرا ویژگیهای خاصی چون جوان بودن، احساسی و گاه كمدی بودن دارد، ناشی از گستره جمعیتی و احساسات جوانان در زندگی شهری بوده است. امروزه، شهر و زندگی روزمره جوانی آن، تولیدكننده آواها و الحان آن بوده و كنایهها، رازها، احساسات و حتی نالههای آنان را در نواهای تولید شده بازآفرینی میكند كه به تولید فلكلور در زندگی روزمره شهری منجر میشود.
منبع: روزنامه اعتماد
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید