آوازهای پرچهچهه انتخاب مردم عادی در گفت‌وگو با محسن کرامتی
|۷:۵۸,۱۳۹۵/۱۲/۱۴| بازدید : 213 بار

 

        


 مهربانو ابدی‌دوست

ضعف تئوریک موسیقی ایرانی را چگونه می‌توان برطرف کرد؟
با کار، کار و کار. ما مردم تنبلی هستیم و با تنبلی کاری از پیش نمی‌رود. از عمر آنچه به ردیف موسیقی شناخته می‌شود به زحمت صدوهفتاد هشتاد سال گذشته و جز در یک برهه زمانی خاص همیشه در معرض انتقاد بوده است و این در حالی است که بر سر محتوای این میراث و حتی ساختار آن اتفاق نظری، تا امروز، صورت نگرفته است. بی‌تردید موسیقی ایرانی، یا همین «ردیف»، پدیده‌ای کامل و بری از کاستی نیست. اما اینکه کاستی‌های آن، فقط دیده شود و به این دلیل یکسره کنار گذاشته شود، راه‌حل مساله نیست. ما ظاهرا همیشه به جای حل مساله، صورت‌مساله را پاک و خیال خودمان را راحت می‌کنیم! باید کار جمعی در این زمینه انجام بگیرد و باید حمایت صورت بگیرد.

 

این روزها از استادان آواز ایران اینجا و آنجا زیاد می‌شنویم که آواز ایرانی حال خوبی ندارد. آیا شما هم با آنها هم‌آواز هستید؟
نه‌تنها آواز، که کل موسیقی، حال خوبی ندارد. خب به گمانم دلیل اصلی را باید در نبود بستر اقتصادی مناسب جست‌وجو کرد: آن عده از مردم که به کار موسیقی می‌پردازند هم نیاز به برخورداری از حداقل امکانات زیستی را دارند. البته این داستان صرفا دامنگیر اهالی موسیقی نیست؛ همه آنهایی که به کار و فعالیت فرهنگی مشغولند، با عرض پوزش از همه آنها به جان کندن بی‌مزد مشغول هستند. حاصل پنج سال جان کندن شبانه‌روزی من بعد از بیست‌وپنج سال ثمری در حدود یک میلیون و نیم برایم داشته است. کتابی که پنج سال از عمرم را برای فراهم آوردنش صرف کرده‌ام، بعد از این همه سال چنین درآمدی برایم داشته و در مقابل این رقم، همه‌چیز به ناشر محترم واگذار شده است.

 

به نظرتان آواز ایرانی برای احیای خودش باید چه تمهیداتی بیندیشد؟
آواز ایرانی به گمانم حتی به درستی تعریف هم نشده است. من بعد از این همه سال فعالیت در این وادی، هنوز نمی‌دانم که شاخص‌های یک آواز خوب، به‌راستی چه‌هاست؟ مردم عادی، منظورم غیرمتخصص است، خب آوازهایی را که پرچهچهه هستند می‌پسندند. آنها که به اصطلاح اهل بخیه هستند معتقدند که خواننده باید به کلام احاطه داشته باشد، مناسب بخواند و از تحریر بیجا دور بماند. در هر دو حال، آواز حضور دارد و از میان نرفته که بخواهد برای احیای خودش چاره‌ای بیندیشد.

 

برخی از چهره‌های برجسته که مهارت‌شان در نوازندگی و آهنگسازی است، کنسرت‌هایشان را بدون همراهی خوانندگان برگزار می‌کنند که از استقبال خوبی هم برخوردار شده است. شما به‌عنوان یک خواننده این مساله را ناشی از چه می‌دانید؟
 این داستان عداوت و موضع‌گیری در برابر خوانندگان، در همین دودهه اخیر ابداع شده است. خود آن دوستانی که به محو کردن خواننده کمر بسته‌اند به خوبی می‌دانند که بی‌حضور خواننده، متاع‌شان چندان مشتری ندارد.

 

آیا موسیقی ایرانی می‌تواند در درازمدت بدون همراهی و اتکا به آواز سرپا بشود و پیشرفت کند؟
این سوال شما زمانی قابل مطرح شدن است که نوعی از موسیقی، غیر از موسیقی دستگاهی در کنار موسیقی «ردیف»، موجودیت بیابد. در آن صورت، به یقین، آری، می‌تواند.

 

آواز ایرانی همچنان وفادار به ادبیات و شعر کلاسیک است و به ندرت در شکل سنتی‌اش به شعر سپید و نو گرایش دارد. دلیل این عدم تمایل از کجا ناشی می‌شود؟
این سوال را بارها در مصاحبه‌ها و در نوشته‌هایم پاسخ داده‌ام؛ موسیقی دستگاهی از لحاظ «فرم»، تابع شعر کلاسیک، به‌ویژه غزل است. در واقع همان فرم «غزل» را دارد. «گوشه» مترادف است با «بیت» در غزل و  «فرود هر گوشه» مترادف است با «ردیف» در غزل. بنابراین با شعر آزاد سازگاری فرمال ندارد. البته می‌توان شعر آزاد را هم در چارچوب ردیف خواند، ولی تلفیق نا خوشایندی حاصل می‌شود که در آن، هم شعر مثله می‌شود و هم موسیقی زایل.

 

امروزه برخی از خوانندگان آواز موسیقی سنتی گرایش به موسیقی پاپ نیز پیدا کرده‌اند. آیا می‌توان پیش‌بینی کرد که آواز ایرانی بنابر ذائقه و تمایل مخاطب به سمت پاپ نیز گرایش پیدا کند و در این گرایش دچار تغییر و تحول هم بشود؟
همه چیز ممکن است. به هرحال هنرمند، برای مخاطب کار می‌کند. به‌خصوص زمانی که تحت حمایت مالی نباشد، این اتفاق بیشتر محتمل می‌شود.

 

تا به چه اندازه اعتقاد دارید که موسیقی سنتی امروز ایران باید خودش را با موضوعات و حال و هوای معاصر وفق بدهد؟ و آیا اصولا باور دارید که موسیقی نیز باید معاصر شود؟
معاصر بودن باید در همه شئون اجتماعی تحقق بیابد، آنگاه به‌طور قطع، موسیقی هم با زمان خود همگام خواهد شد.

 

تا چه اندازه به نسل‌های بعد از خودتان و ادامه موسیقی سنتی ایرانی در شکل اوج یافته‌اش باور دارید؟
در این که نسل‌های جوان‌تر باید ادامه‌دهنده راه باشند تردیدی نیست. باید دید که روزگار چه خواب‌هایی برای آنها خواهد دید و شرایط عمومی در چه سمت‌وسویی قرار خواهد گرفت. ما به هر حال در «محیط» زندگی می‌کنیم. باید دید «هوا»یی که استنشاق می‌کنند چقدر «اکسیژن» خواهد داشت.

 

منبع: فرهیختگان

برچسب ها :


اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما