1395/11/12 ۰۷:۳۳
مجلس شورای ملی در جلسه روز دوشنبه19اسفند 1342به دولت حسنعلی منصور رأی اعتماد داد. منصور از تاریخ نوزدهم اسفند سال 1342 تا اول بهمن 43 به مدت کمتر از یک سال نخستوزیر بود. او در یکم بهمن ترور شد؛۴ ساعت از سوءقصد به جان نخستوزیر میگذشت که شاه در جلسه هیأت دولت از خدمات صادقانه و فداکارانه منصور قدردانی کرد
دولت های دوران گذاراز امیر عباس هویدا تا شاپور بختیار
مجلس شورای ملی در جلسه روز دوشنبه19اسفند 1342به دولت حسنعلی منصور رأی اعتماد داد. منصور از تاریخ نوزدهم اسفند سال 1342 تا اول بهمن 43 به مدت کمتر از یک سال نخستوزیر بود. او در یکم بهمن ترور شد؛۴ ساعت از سوءقصد به جان نخستوزیر میگذشت که شاه در جلسه هیأت دولت از خدمات صادقانه و فداکارانه منصور قدردانی کرد و ضمن اظهار تأسف از این حادثه ناگوار و ابراز امیدواری نسبت به بهبود سریع وی، امیرعباس هویدا را به عنوان سرپرست دولت معرفی میکند. پس از انتشار خبر مرگ منصور، شاه هویدا را به سمت نخستوزیری برگزید. امیر عباس هویدا کابینه خود را به مجلس معرفی کرد و کابینه جدید تفاوت چندانی با کابینه حسنعلی منصور نداشت و تنها مهرههای جدید آن، سرلشکر حسن پاکروان، رئیس دستگاه امنیتی کشور و جواد منصور، وزیر مشاور بود، حتی وزارت دارایی که در کابینه منصور بر عهده هویدا بود همچنان به همان شکل سابق و در اختیار خود او باقی ماند.گرچه دوره سرپرستی دولت، توسط امیر عباس هویدا 10 روزه بود ولی دوره نخستوزیری او دوازده سال و شش ماه دوام داشت.
در نخستین هفته مرداد ۱۳۵۶ هویدا تعطیلات تابستانی خود را در یکی از جزایر یونان آغاز کرد و در۱۳ مرداد به تهران بازگشت و روز بعد از نخستوزیری عزل و به وزارت دربار منصوب شد تا هم پیامی به مخالفان جدی حکومت باشد و هم حامیان قدرتمند هویدا راضی بمانند. ساعت ۶ بعد از ظهر ۱۵ مرداد ۱۳۵۶ پس از ۴۵۷۲ روز، هویدا صندلی صدارت را به رقیب دیرینه خود جمشید آموزگار که از حمایت جدیتر امریکاییان برخوردار بود واگذاشت.
جمشید آموزگار در کابینه دکتر منوچهر اقبال ابتدا وزارت کار و سپس وزارت کشاورزی را عهده دار بود. در زمان وزارت کار، مسئول تدوین قانون کار ایران و سپس مأمور تهیه نخستین قانون اصلاحات کشاورزی شد. در دولت حسنعلی منصور به وزارت بهداری منصوب شد. پس از ترور حسنعلی منصور در دولت اول هویدا نیز وزیر بهداری بود و در دولت بعدی وزیر دارایی شد. انتخاب آموزگار در این شرایط به واسطه داشتن این پیشینه سیاسی و مدیریتی و خصوصاً تمایل او به امریکا بود که توسط شاه انتخاب و مأمور تشکیل کابینه شد.
در اواسط دی ماه سال1356، پیک دربار، نامه ممهور به مهر دربار را به داریوش همایون، وزیر اطلاعات و جهانگردی داد. او نیز نامه را به روزنامه اطلاعات جهت انتشار سپرد. روزنامه اطلاعات17دی 1356، مقاله کوتاهی با عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» به نام مستعار احمد رشیدی مطلق به چاپ رساند که باعث نخستین جرقههای انقلاب شد. با انتشار این مطلب، نخستین واکنشها در شهر قم آغاز شد. مدرسین حوزه علمیه دروس حوزه را در روز 18 دی تعطیل کردند و با تشکیل اجتماع بزرگی تظاهرات خود را به سوی منازل مراجع آغاز کردند. بازاریان قم نیز تصمیم به تعطیلی مغازههای خود در 19 دی گرفتند. روز نوزدهم دی ساواک و شهربانی به کمک نیروهای کمکی از تهران در حوالی مدارس علمیه متمرکز شدند. نیروهای رژیم با مشاهده حرکت عظیم مردم تصمیم به حمله گرفتند و عده زیادی از طلاب و مردم قم به شهادت رسیده یا مجروح شدند.
روز29 بهمن1356که مصادف با چهلم فاجعه 19 دی قم بود، در بسیاری از شهرها و نقاط کشور، مجلس ختم و سوگواری برگزار شد. در شهر تبریز مردم در مسجد قزللی تجمع کردند. شورای امنیتی استان، دستور استقرار یگانها و ادوات نظامی از جمله تانک و نفربر را در سطح شهر میدهد که با مقاومت و پایمردی مردم تبریز، این شهر از خون جوانان، بازاریان، دانشجویان، مردان و زنان، رنگین شد و سرانجام ساعت5 بعدازظهر نیروهای نظامی بر شهر مسلط شدند. در آمار ساواک چنین آمده است: 581 نفر دستگیر، 9 نفر کشته، 118 نفر زخمی، 3 دستگاه تانک، 2 سینما، یک هتل، کاخ جوانان، حزب رستاخیز و تعدادی اتومبیل شخصی و دولتی به آتش کشیده شد. آموزگار قیام مردم تبریز را برانگیخته دست بیگانگان شمرد و تظاهرکنندگان را از اهالی تبریز ندانست. در هشتم و نهم فروردین۱۳۵۷ و با نزدیک شدن چهلم شهدای تبریز، مردم در شهرهای تهران، اصفهان، آبادان، آباده، قزوین، کاشان، بابل، تبریز، شیراز و برخی شهرستانها به مناسبت چهلم شهدای تبریز دست به تظاهرات زدند. تظاهرات دریزد به خاک و خون کشیده شد. در ۲۵ مرداد ۱۳۵۷ در شهرهای اصفهان اعتراضات علیه دولت به اوج رسید و در همین ایام حکومت نظامی در این شهرها اعلام شد. از این پس مردم علناً خواهان سقوط شاه و تغییر رژیم شدند.
آموزگار در چهارم شهریور از نخستوزیری استعفا و در مهر۱۳۵۷ از دبیرکلی حزب رستاخیز کناره گیری کرد و به بهانه بیماری همسر آلمانی خود کشور را به قصد امریکا ترک کرد و تا پایان عمر در امریکا اقامت داشت.
پس از استعفای جمشید آموزگار، جعفر شریف امامی به نخستوزیری برگزیده شد. در روز ۵ شهریور ۱۳۵۷ جعفر شریفامامی با شعار دولت آشتی ملی و با اختیارات تام از سوی شاه به مقام صدارت رسید. شریف امامی با ایراد چند نطق و اعلامیه، مخصوصاً نطق معروف «من شریفامامی بیست روز پیش نیستم» ضمن اعلام وابستگی خود به خاندان روحانیون از ملت خواست تا برای تشکیل دولت آشتی ملی بپاخیزند.شریف امامی از تاریخ جمعه هفدهم شهریور سال1357برای مدت شش ماه در شهرهای تهران، کرج، قزوین، قم، مشهد، تبریز، اهواز، آبادان، اصفهان، شیراز، کازرون و جهرم اعلام حکومت نظامی میکند. پس از اعلام حکومت نظامی در تهران و یازده شهر ایران، شاه اویسی را به سمت فرمانده حکومت نظامی تهران منصوب میکند. واقعه17 شهریور از همان ابتدای کار، دولت شریف امامی را که با شعار آشتی ملی روی کار آمده بود محکوم به شکست کرد. پس از اعلام حکومت نظامی و واقعه جمعه سیاه، حکومت تا اول مهر ماه بهصورت محدود موفق به برقراری جو پلیسی و امنیتی شد. در سالگرد تبعید حضرت امام در روز13 آبان پس از حمله ارتش به دانشگاه و شهادت تعدادی از دانشآموزان و دانشگاهیان، در روز 14 آبان شورشی سراسری تهران و شهرهای ایران را فرا گرفت. شریف امامی استعفا کرد و شاه در تلویزیون ظاهر شد و به ایراد سخنرانی پرداخت: «... من نیز پیام انقلاب شما ملت ایران را شنیدم. من حافظ سلطنت مشروطه که موهبتی است الهی که از طرف ملت به پادشاه تفویض شده است هستم و آنچه را شما برای به دست آوردنش قربانی دادهاید، تضمین میکنم. تضمین میکنم حکومت ایران در آینده بر اساس قانون اساسی، عدالت اجتماعی و اراده ملی به دور از استبداد و ظلم و فساد خواهد بود... من از شما پدران و مادران ایرانی که مانند من نگران آینده ایران و فرزندان خود هستید میخواهم که با راهنمایی آنان مانع شوید تا از راه شور و احساسات در آشوب و اغتشاش شرکت کنند و به خود و میهنشان لطمه وارد سازند.»
نخستوزیری شریف امامی 69 روز بیشتر دوام نداشت، او پس از استعفا در نیمه دوم بهمن همان سال ایران را به مقصد امریکا ترک کرد؛همان روز شاه ارتشبد غلامعلی ازهاری را به سمت نخستوزیری برگزید و او را مأمور تشکیل دولت کرد. نیروهای حکومت نظامی به روزنامه کیهان ریخته و تعدادی از اعضای تحریریه روزنامه کیهان را بازداشت کردند. با بازداشت روزنامه نگاران و اشغال نظامی کیهان دامنه اعتصاب به اصحاب مطبوعات کشیده شد و آنان نیز به جمع اعتصابیون که آن روزها رژیم را به زانو در آورده بود، پیوستند. همزمان با تحریریه کیهان، اعتصاب به دیگر روزنامه ها هم کشیده شد. اعتصاب مدت دوماه از 15 آبان تا 15 دی ماه سال1357 ادامه یافت. این اعتصاب دومین اعتصاب روزنامه نگاران بود. 19 مهر سال 1357 به دلیل دخالت نظامیان، مطبوعات به مدت سه روز دست به اعتصاب زدند.
با راهپیمایی روز تاسوعا و عاشورا در روز های19 و20 آذر ماه سال 57 و حمله به سالن ناهار خوری پادگان لویزان توسط تعدادی افسر، درجه دار و سرباز و سایر اتفاقات ازهاری دچار حمله قلبی شده و در بیمارستان بستری شد و به علت بیماری از مقام خود کناره گرفت و بلافاصله راهی امریکا شد.
بعد از استعفای ازهاری و حوادث جاری ،شاه بشدت روحیه خود را از دست داده بود خصوصاً وقتی متوجه شد ژنرال هایزر بدون اطلاع او مدتی است در ایران است بسیار مشکوک شده بود، برای مهار انقلاب تصمیم گرفت یکی از اعضای جبهه ملی را به نخستوزیری برگزیند. با شاپور بختیار به توافق رسید و او را به سمت نخستوزیری منصوب کرد.شاپور بختیار دست به اصلاحاتی زد و در نخستین اقدام ساواک را منحل کرد و دستور آزادی زندانیان سیاسی را نیزصادر کرد. همچنین وعده آزادی مطبوعات را داد و آزادی مطبوعات را تضمین کرد. از روزنامه نگاران خواست دست از اعتصاب بکشند. روزنامه نگاران برای پایان اعتصاب خود با توجه به شرایط پیش رو نظر امام را جویا شدند، ایشان نیز طی پیامی فرمودند که به کار خود بازگردید و اگر دولت بر خلاف قولش عمل کرد، دوباره اعتصاب کنید. نخستین شماره روزنامهها بعد از اعتصاب در16دی ماه منتشر شد.
در روز 26 دی ماه که شاپور بختیار کابینه خود را به مجلس معرفی کرد، شاه ایران را به مقصد مصر ترک کرد.
شاه در مصاحبه کوتاهی به خبرنگاران گفت: «مدتی است احساس خستگی میکنم و احتیاج به استراحت دارم. قبلاً گفته بودم پس از اینکه خیالم راحت شود و دولت مستقر گردد، به مسافرت خواهم رفت. این سفر اکنون آغاز میشود و تهران را به سوی آسوان در مصر ترک میکنم. امروز با رأی مجلس شورای ملی و رأی مجلس سنا، امیدوارم که دولت بتواند هم به جبران گذشته و هم در پایهگذاری آینده موفق شود.»
در روز 29 دی ماه راهپیمایی اربعین با شکوه و میلیونی سه روز پس از خروج شاه از ایران و دو روز پس از رأی اعتماد مجلس شورای ملی به کابینه بختیار برگزار شد.
دوران۳۷ روزه نخستوزیری شاپور بختیار دستخوش اعتصابات سراسری بود. ارتش همچنان با انقلاب درگیر بود. بختیار تلاش کرد با بستن فرودگاه و مذاکره با دولت فرانسه، ورود رهبر انقلاب را از این کشور به ایران به تأخیر بیندازد که در این کار موفق نبود. به دنبال انحلال شورای سلطنت و بازگشت امام خمینی، مهندس مهدی بازرگان بهعنوان رئیس دولت موقت انقلاب معرفی شد. بختیار که دولت موقت اعلام شده از سوی امام خمینی را به رسمیت نمیشناخت، بعد از چند روز زندگی مخفی در ایران به فرانسه گریخت و به این ترتیب دولت آخرین نخستوزیر رژیم شاهنشاهی سقوط کرد.
منابع در دفتر روزنامه موجود است.
منبع: روزنامه ایران
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید