1395/10/18 ۰۸:۴۸
نگاهی از سر تأمل در تاریخ، جغرافیا و فرهنگ ایران، پژوهشگر و ناظر را به این نتیجه رهنمون میکند که اعتدال گویا همیشه ویژگی ذاتی فرهنگ و تمدن ایرانی ـ اسلامی بوده است. از نظر آب و هوا و جغرافیا «ایران هم سردسیر است و هم گرمسیر و هم همیشه بهار. ایران موزه طبیعتها و اقلیمهاست.
ویژگیهای اعتدالی سرزمین ایران
نگاهی از سر تأمل در تاریخ، جغرافیا و فرهنگ ایران، پژوهشگر و ناظر را به این نتیجه رهنمون میکند که اعتدال گویا همیشه ویژگی ذاتی فرهنگ و تمدن ایرانی ـ اسلامی بوده است. از نظر آب و هوا و جغرافیا «ایران هم سردسیر است و هم گرمسیر و هم همیشه بهار. ایران موزه طبیعتها و اقلیمهاست. هم یخچالهای طبیعی دارد و هم طشتهای سوزانی مانند جازموریان. هم دامنههای سبلان و الوند و زاگرس را دارد و هم کویرهای هولناک نمک و لوت را. گرمترین نقطه روی زمین تا ۶۷، در یزد خواست اندازه گرفته شده است و سرمای دره فیروزکوه فاصله چندانی از کویر سوزان نمک ندارد.» (رجبی، ۱۳۸۰: ۲).
موقعیت جغرافیای ریاضی و نسبی ایران بیانگر موقعیت ممتاز و منحصر به فرد این کشور (موقعیتی میانه و اعتدالی) در طول تاریخ بوده است.۱ شاید با توجه به همین موقعیت بود که نظامی، شاعر حکیم و داستانسرای بزرگ قرن ششم سرود:
همه عالم تن است و ایران دل
نیست گوینده زین قیاس خجل
چون که ایران دل زمین باشد
دل ز تن بهْ بوَد یقین باشد
(کلیات، ۴۳۱:۱۳۷۸)
دانشمند و ایرانشناس بزرگ عصر ما، ریچارد فرای نیز از توجه به این موقعیت ممتاز تاریخی، جغرافیایی و فرهنگی غافل نمانده است و مینویسد: «تمدن بشر دو چهره دارد و هر دو چهره بسیار فاخر و زیباست: یکی غرب و یونان و یکی شرق و ایران و وقتی سخن از شرق به میان میآید، تمام تمدنهای دروننگر و زیبای شرق دور نیز در آن گنجانیده میشود. آسیا همان شرق است و من فکر میکنم که دو پاره تمدن فاخر بشری قلبی داشته است که مانند یک ارگانیسم زنده آنها را هماهنگ کرده و ارتباطی زیبا و زندگیبخش میانشان برقرار ساخته است. این قلب تپنده تاریخی که درست در میانه شرق و غرب قرار گرفته همانا سرزمین و تمدن ایران است.» (ماهنامه اطلاعات حکمت و معرفت، شماره۳، ۴۷:۱۳۹۳)
ایران در دنیای قدیم به مانند پلی بوده که دو جزیره دورافتاده غرب و شرق را به هم پیوند زده است و بخش مهم و میانی از شاهراه ارتباطی ابریشم از این کشور عبور کرده است و ایران را از موقعیتی برخوردار نموده که برخی از مورخان از آن به «چهارراه حوادث عالم» تعبیر کردهاند. ایران با این ویژگیهای اعتدالگونه با پذیرش آیین سرتاسر اعتدالگرای اسلام و سپس شیعه در بخش مهمی از قرون میانه، برای مدتی نزدیک به سه قرن قافله سالار و پیشرو علم و فرهنگ و تمدن در جهان شد و «عصر زرین فرهنگ و تمدن» را بنیان نهاد.
اعتدال از دیدگاه قرآن و روایات
قرآن کریم عالیترین منبع و مرجع قوانین و آیین زندگی در دین مقدس اسلام است. آیههای متعددی در این کتاب مقدس به صراحت میانهروی و پرهیز از هرگونه افراط و تفریط را راهنمای عمل مسلمانان معرفی میکند. خداوند متعال در آیه ۱۴۳ سوره مبارکه بقره مسلمانان را امتی میانهرو معرفی میکند و میفرماید: «و کذلک جعلنا امه وسلطا لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا …:۲ همانگونه [که قبله شما یک قبله میانه است،] شما را نیز امت میانهای قرار دادیم تا گواه مردم باشید.» این آیه در باب تغییر قبله نازل شده است. یکی از اتفاقات مهم صدر اسلام مسئله تغییر قبله بود. مسلمانان از آغاز بعثت تا سال دوم هجری به سوی بیتالمقدس نماز میخواندند و قبله نخست آنان بیتالمقدس بود. این امر موجب بهانهجویی و خردهگیری قوم یهود را فراهم کرده بود و اسباب نگرانی پیامبر(ص) را نیز، تا اینکه خداوند دستور به تغییر قبله از بیتالمقدس به سوی مکه را صادر نمود.
در تفسیر نمونه (مکارم، ۱۳۶۹: ۴۸۲ ـ۴۸۴) ذیل تفسیر آیه مذکور آمده است: «در آیه مورد بحث به قسمتی از فلسفه و اسرار تغییر قبله اشاره شده است. نخست میگوید: همانگونه که قبله شما یک قبله میانه است۳ (و البته منظور قبله جدید است) شما را نیز یک امت میانه قرار دادیم (و کذلک جعلناکم امه وسطا)، امتی که از هر نظر در حد اعتدال باشد، نه کندرو و نه تندرو، در حد افراط و تفریط، الگو و نمونه. به هر حال گویا قرآن میخواهد رابطه میان همه برنامههای اسلامی را ذکر کند و آن اینکه نه تنها قبله مسلمانان یک قبله میانه است که تمام برنامههایشان این ویژگی را داراست. تعبیر به «گواهبودن» امت اسلامی بر مردم جهان و همچنین گواهبودن پیامبر(ص) نسبت به مسلمانان، ممکن است اشاره به اسوه و الگو بودن بوده باشد، چرا که گواهان و شاهدان را همیشه از میان افراد نمونه انتخاب میکنند؛ یعنی شما با داشتن این عقاید و تعلیمات امتی نمونه هستید، همانطور که پیامبر(ص) در میان شما یک فرد نمونه است. شما با عمل و برنامه خود گواهی میدهید که یک انسان میتواند هم مرد دین باشد و هم مرد دنیا، در عین اجتماعیبودن جنبههای معنوی و روحانی خود را کاملاً حفظ کند، شما با این عقاید و برنامهها گواهی میدهید که دین و علم، دنیا و آخرت نه تنها تضادی با هم ندارند، بلکه یکی در خدمت دیگری است.»
در تفسیر مذکور (همان: ۴۸۷ ـ ۴۸۸) راجع به امت اسلامی به عنوان یک امت میانه بیان شده است که: «کلمه وسط در لغت هم بهمعنی حد وسط و میان دو چیز آمده، و هم به معنی جالب، زیبا، عالی، شریف، و این هر دو ظاهراً به یک حقیقت باز میگردد؛ زیرا معمولاً شرافت و زیبایی در آن است که چیزی از افراط و تفریط دور باشد و در حد اعتدال قرار گیرد. چه تعبیر جالبی در اینجا قرآن درباره امت اسلامی کرده است آنها را یک امت میانه و معتدل نامیده.
معتدل از نظر عقیده که نه راه غلو را میپیمایند و نه راه تقصیر و شرک، و نه طرفدار جبرند و نه تفویض، نه درباره صفات خدا معتقد به تشبهند و نه تعطیل. معتدل از نظر ارزشهای معنوی و مادی، نه به کلی در جهان ماده فرو میروند که معنویت به فراموشی سپرده شود و نه آنچنان در عالم معنی فرو میروند که از جهان ماده به کلی بیخبر گردند، نه همچون گروه عظیمی از یهود جز گرایشهای مادی چیزی را نشناسند و نه همچون راهبان مسیحی به کلی ترک دنیا گویند. معتدل از نظر علم و دانش، نه آنچنان بر دانستههای خود جمود دارد که علوم دیگران را پذیرا نشود و نه آن گونه خودباخته است که به دنبال هر صدایی برخیزد.
معتدل از نظر روابط اجتماعی، نه اطراف خود حصاری میکشد که از جهانیان به کلی جدا شود و نه اصالت و استقلال خود را از دست میدهد که همچون غربزدگان و شرقزدگان در این ملت و آن امت ذوب شود. معتدل از نظر شیوههای اخلاقی، از نظر عبادت، از نظر تفکر و خلاصه معتدل در تمام جهات زندگی و حیات. یک مسلمان واقعی هرگز نمیتواند انسان یکبعدی باشد، بلکه انسانی است دارای ابعاد مختلف، متفکر، با ایمان، دادگر، مجاهد، مبارز، شجاع، مهربان، فعال، آگاه و باگذشت. تعبیر به حد وسط تعبیری است که از یک سو مسئله شاهد و گواهبودن امت اسلامی را مشخص میسازد، زیرا کسانی که در خط میانه قرار دارند و میتوانند تمام خطوط انحرافی را در چپ و راست ببینند. و از سوی دیگر تعبیری است که دلیل مطلب نیز در آن نهفته است و میگوید: اگر شما گواهان خلق جهان هستید به دلیل همین اعتدال و امت وسط بودنتان است.»
قرآن کریم حتی در عبادت خداوند هم افراط و تفریط را نکوهش میکند و مخاطبان خود را به میانهروی در این امر سفارش میکند: «و لا تجهر بصلاتک ولاتخافت بها و ابتغ بین ذلک سبیلا:۴ نمازت را به آواز بلند مخوان و بسیار آهستهاش مکن، و میان این [و آن،] راهی [میانه] جوی.»
نهی از زهد افراطی و فراموشکردن دنیا نیز در آیات متعددی مورد تأکید خداوند قرار گرفته که این امر مبین روحیه اعتدالگرایانه اسلام است؛ «خداوند در آیهای صریح مسلمانان را در زمان پیامبر(ص) سرزنش میکند؛ زیرا بعضی از ایشان زهد میورزیدند و ریاضت میکشیدند و هر روز روزه میگرفتند. آیه نازل شد که به اینها بگویید که چرا شما حلالهای خدا را حرام میکنید؟ چرا این کار را میکنید؟ اینها مال شماست. آیه صریح قرآن این است که: قل هی للذین آمنوا فی الحیاه الدنیا: نعمتهای الهی مال مردم مؤمن در درجه اول است.» (روزنامه ایران، ضمیمه ۱۳ مرداد ۹:۱۳۹۴)
پس از قرآن کریم، سیره و سنت پیامبر بزرگوار اسلام(ص) و ائمه هدی(ع) سرمشق و الگوی مسلمانان محسوب میگردد. مطالعه در سیره و سنت نشان میدهد که ایشان نیز در زندگی خود روشی میانه را برگزیدهاند و یاران و پیروانشان را نیز به این روش پسندیده سفارش کردهاند.
اینکه در شیعه بسیار بر عدل ـ به عنوان یکی از اصول مذهب ـ تأکید نشان داده شده بیانگر روحیه اعتدالی این مذهب است؛ «معتزله میگفتند که همه کارها دست خود انسان است و خداوند دخالتی ندارد و هرچه هست خودمان هستیم. اشاعره میگفتند که همه چیز مال خداست و انسان مثل مردهای در دست غسال است و این طرف و آن طرف میگردد و کاری دست خودش نیست. ائمه فرمودند که اینگونه نیست: «امر بین الامرین» هم دست خداست و دست خود انسان است. یعنی حد وسط. اصلاً شیعه را از این جهت عدلیه میگویند، یعنی معتدل». (همان: ۱۰).
مرور روایتهای ذیل که فقط به عنوان نمونه ذکر میگردد، بیانگر اهمیت مشی اعتدالی در زندگی از ناحیه رسول خدا(ص) و امامان(ع) است.۵
ـ رسول خدا(ص): هر کس در معیشت میانهروی کند، خدا او را روزی بخشد و هر کس اسراف کند، خدا او را محروم گرداند.
ـ امیر مؤمنان(ع): پسرم! در معیشت و عبادت میانهرو باش.
ـ امام سجاد(ع): آخرین توصیه خضر به موسیبنعمران(ع) این بود که از محبوبترین کارها نزد خدای بزرگ، میانهروی هنگام توانگری است.
ـ امامصادق(ع): خدا دارایی و مال را نزد افراد به امانت گذاشته و به آنان اجازه داده است که با میانهروی بخورند و بیاشامند و بپوشند و بیامیزند و از مرکب بهره گیرند.
ـ در طلب روزی نه چنان کند باش که عمر را تباه کنی و نه چنان حریص باش که به دنیا اطمینان کنی، بلکه در زندگی عفیف و معتدل باشد.
ـ تقوا پیشه کن و از اسراف و خست بپرهیز، بلکه میان آن دو، راه صحیح و پایدار را برگزین که خدال متعال کسی را به سبب میانهروی کیفر ندهد.
اعتدال از نگاه بزرگان فرهنگ و ادب
ادبیات فارسی که بزرگترین سرمایه و گنجینه فرهنگی ما ایرانیان محسوب میشود، چون اقیانوس وسیعی است که هر شناگری بر حسب طاقت و توان خود میتواند از آن درهای گرانقیمتی صید کند. این ادبیات که حاصل افکار و اندیشههای ایرانیان در درازای تاریخ است از فرهنگ غنی ایران و اسلام تغذیه کرده و مانند درخت کهنسال پر از برگ و بار هر حقیقتجویی را بهرهمند میسازد. بزرگان ادب و فرهنگ ما نیز در آثار ارزشمندشان بر مشی و شیوه اعتدالگرایانه بسیار تأکید ورزیدهاند و آثار هر یک از آنان را میتوان در این زمینه دستمایه پژوهشی جداگانه قرارداد. ما در این جستار تنها برای نمونه سخنانی از ایشان نقل میکنیم و البته دیدگاه سعدی در این زمینه را در بخش جداگانهای به نگارش در آوردهایم.
حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر و حماسه سرای بزرگ ایرانی در ضمن به نظم کشیدن داستانهای اساطیری، حماسی (پهلوانی) و تاریخی از بیان نکتههای اخلاقی و حکمی در خلال داستانها بازنمانده است. وی در ضمن یکی از داستانهای شاهنامه خواننده شعر خویش را دعوت به میانهروی میکند و معتقد است که انسان میانهرو قابل ستایش است و روزگار بر وفق مرادش خواهد بود:
ز کـار زمـانه میانه گـزین چو خواهی که یابی ز خلق آفرین
کسی کو میانه گزیـند ز کار پسـند آیـدش گـردش روزگار
ستـوده کـسی کـو میـانه گـزید تـن خویـش را آفـرین گسترید
چو داری به دست اندرون خواسته زر و سیم و اسـبان آراسـته
هزینه چنان کن که بایدت کرد نباید فشاند و نباید فـشرد
خواجه شیراز هم در غزلی با مطلع: «دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا رار دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا»، مخاطب کلام خویش را توصیه میکند به اینکه چنانچه راحتی و آسایش دنیا و آخرت را میخواهی، در رفتار با دوست و دشمن اعتدال را از یاد مبر:
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است:
با دوستان مروت، با دشمنان مدارا
صائب تبریزی، شاعر بزرگ قرن یازدهم نیز در بیتی نرمی بیش از حد را باعث دلیری و گستاخی دیگران بر صاحب رفتار میداند:
نرمی ز حد مبر که چو دندان مار ریخت
هر طفل نیسوار کند تازیانهاش
شیخ احمد جامی، عارف قرن ششم هم در قالب تمثیلی زیبا میانهروی را اینگونه توصیه و توصیف میکند:
چون تیشه مباش و جمله بر خود متراش
چون رنده ز کار خویش بیبهره مباش
تعلیم ز اره گیر در عقل و معاش
چیزی سوی خود میکش و چیزی میپاش۶
علاوه بر ادبیات رسمی و مکتوب، فرهنگ و ادب شفاهی ما (فولکلور) ـ که آیینه افکار، کردار و بینش هر ملتی محسوب میشود ـ در قالب قصهها، متلها، شعرها و ترانههای عامیانه و ضربالمثلها سلوک خردمندانه مبتنی بر اعتدال را بسیار ارج نهاده و سفارش کرده است. از بین گونههای مختلف فرهنگ و ادبیات عامه در این بخش به آوردن چندین ضربالمثل اکتفا میکنیم؛ هر چند عرصه پژوهش هم در این زمینه وسیع است و جای سخن و کندوکاو بسیار.
اینک ضربالمثلهایی۷ با موضوع اعتدال که در بین مردم رواج بسیار دارد:
۱ـ تند میروی جانا، ترسمت فرو مانی.
۲ـ تند نرو زمین میخوری.
۳ـ تندخویی با خلایق، مهر را کین کردن است.
۴ـ تندی نه خوب آید از نامدار.
۵ـ شتابزدگی کار شیطان است.
۶ـ شتاب است دیو و فرشته درنگ.
۷ـ عجله سبب پشیمانی است.
۸ـ آهسته برو، (همیشه)پیوسته برو.
۹ـ آسته برو، آسته بیا، که گربه شاخت نزنه.
۱۰ـ آهستهدل کی پشیمان شود؟
۱۱ـ آهسته رو راه میرود، تیزرو در راه میماند.
۱۲ـ زیاد رفت و کم ماند.
۱۳ـ زیاد نخور، خواب آشفته نبین.
۱۴ـ زیادهگو، پر اشتباه است.
۱۵ـ زیادی خوشی، نکبت میآورد یا ناخوشی.
۱۶ـ کم بخور پدر حکیم را درآر، راست برو پدر حاکم را درآر.
۱۷ـ کمبخور، دارو نخور.
۱۸ـ میانهرو ز دو جانب نگاهبان دارد.
۱۹ـ میانه گزینی، بمانی به جای.
۲۰ـ میان گزین، در همه کارها
بینش اعتدال گرایانه سعدی در بوستان
شیخ مصلحالدین سعدی شیرازی (۶۰۶ ـ ۶۹۰ هـق) در زمره بزرگترین شاعران ایران و جهان به شمار میرود. وی از مفاخر بزرگ فرهنگ بشریت است که به دلایلی چون نبوغ و استعداد سرشار شاعرانه، دید وسیع و تجارب عملی و علمی آثاری پدیده آورده که بیشتر از هفت قرن است که اندیشمندان و سخنوران را در سرتاسر گیتی مجذوب و فریفته خویش نموده است.
آثار سعدی بسیار است، اما دو اثر او بیشتر مورد توجه و اقبال بوده؛ یکی گلستان به نثر و دیگری بوستان به نظم.
«او با خلق اثری شگرف و پر تأثیر مثل گلستان، در عرصه نثر فارسی نیز هم چون شعر، بیرقیب مانده است. به اعتبار همین استادی مسلم در شعر و نثر، این شاعر نویسنده و نویسنده شاعر را فرمانروای سخن فارسی نامیدهاند.»۸ (یاحقی، ۱۶۳:۱۳۸۹).
آنچه در این جستار بیشتر مورد توجه بوده اعتدالگرایی از دیدگاه این شاعر برجسته است، زیرا «کلیات او مدعی اعتدال در زبان فارسی است و اگر بخواهیم تنها یک شاعر معتدل که همه جنبههای هنری و فنی و همچنین جهات مضمونی و فکری، فردی و اجتماعی و عاطفی و عقلی را به کامل در شعر خویش باز نموده است، در سرتاسر ادبیات یکهزار و صدساله فارسی بجوییم، او کسی جز شیخ شیراز نخواهد بود.» (همان،۱۶۷).
بیگمان تبیین دیدگاه سعدی در زمینه اعتدال پژوهشی مفصل و دقیق را میطلبد و امیدوارم برای نگارنده فرصتی پدید آید تا روزی به این مهم نائل آید.
اما از کلیات سعدی در این بخش بوستان را با نگاهی گذرا برگزیدهایم تا دید اعتدال گرایانه سعدی را در آن بررسی کنیم. «بوستان یا سعدینامه اولین اثر مدون سعدی است که کار سرودن آن به سال ۶۵۵ ق. تمام شده است. گویا سعدی این اثر را در ایام سفر خود سروده و همچون ارمغانی، در سال ورود به وطن بر دوستانش عرضه داشته است. موضوع این کتاب که عالیترین آثار خامه توانای سعدی و یکی از شاهکارهای بیرقیب شعر فارسی است، اخلاق و تربیت و سیاست و اجتماعیات است در ده باب: عدل، احسان، عشق، تواضع، رضا، ذکر، تربیت، شکر، توبه، مناجات و ختم کتاب. سعدی این کتاب را که حدود چهار هزار بیت دارد، بهنام اتابک ابوبکر بن سعد زنگی نامبردار کرده است.» (همان:۱۶۵).
مرحوم استاد دکتر غلامحسین یوسفی در باب اثر ارزشمند سعدی نوشته است: «مدینه فاضله سعدی در بوستان شاعری را نشان میدهد که بسیار پیشروتر از عصر خود بوده و چنان میاندیشیده که خیلی از افکار او مورد قبول بشریت در روزگار ماست. بیسبب نیست که در قرن هجدهم در مغربزمین برخی از اشعار او را از نظر مفاهیم عالی انسانی بسیار ستودهاند و در اروپا از وی بهعنوان شاعری جهانی یاد میکنند.» (یوسفی، ۳۰:۱۳۷۲)
بنابراین بسیاری از سرودهها و توصیههای سعدی در زمینههای انسانی و اخلاقی را میتوان راهگشای مشکلات و گرفتاریهای انسان قرن بیست و یکم دانست.
توصیه به حاکمان در برخورد با زیردستان
سعدی بخش وسیعی از دنیای عصر خویش را سیر و سیاحت کرد و با بسیاری از حاکمان و بزرگان همنشینی داشت. در رفتار طبقات مختلف مردم دقتی موشکافانه داشته و برای هر یک از آنان سخنان حکمتآمیزی بیان کرده است.
در جایی از زبان خسرو پرویز (پادشاهی ۵۹۰ ـ ۶۲۸م.)، پادشاه عصر ساسانی در خطاب و وصیت به پسر و جانشین، شیرویه (پادشاهی ۶۲۸م.) حاکمی را موفق و بهرهمند میداند که در مملکتداری با انصاف و اعتدال رفتار کند. و او به اینگونه توصیه میکند:
الا تا نپیچی سر از عدل و رای
که مردم ز دستت نپیچند پای
گریزد رعیت زبیدادگر
کند نام زشتس به گیتی سمر۹
از آن بهرهورتر در آفاق نیست
که در ملکرانی به انصاف زیست
(ابیات: ۲۴۰ـ۲۴۳)
از نگاه معتدل و همراه با تساهل و مدارای سعدی، فرمانروای مدبر و دوراندیش حتی با کارگزاران و زبردستان خطاکارش هم نباید با خشم و سختی افراطی رفتار کند:
به فرمانبران بر شه دادگر
پدروار خشم آورد بر پسر
گهش میزند تا شود دردناک
گهی میکند آبش از دیده پاک
چو نرمی کنی خصم گردد دلیر
وگر خشمگیری شوند از تو سیر
درشتی و نرمی هم به هم در به است
چو رگ زن که جراح و مرهم نه است
(ابیات: ۲۹۰ـ۲۹۴)
سعدی، غلبه دیو خشم بر سلطان عقل و فکر را ضایعکننده رأی و تدبیر و انصاف میداند و به حاکمان سفارش میکند با خویشتنداری و تدبیر و تحمل به نبرد با مشکلات و گرفتاریها بپردازد:
خداوند فرمان و رأی و شکوه
زغوغای مردم نگردد ستوه
سر پر غرور از تحمل تهی
حرامش بود تا شاهنشهی
نگویم چو جنگآوری پایدار
چو خشم آیدت عقل بر جایدار
تحمل کند هر که را عقل هست
نه عقلی که خشمش کند زیردست
چو لشکر برون تاخت خشم از کمین
نه انصاف ماند، نه تقوا، نه دین
(ابیات: ۴۴۰ ـ ۴۴۵)
رعایت حال دشمن شکست خورده و مدارا در رفتار با اسیران و گرفتاران دربند از جمله رفتارهای جنگی است که کمتر فاتحانی به آن پایبند بودهاند. پایبندی به این رفتار انسانی را، که در تاریخ درخشان ایران نیز نمونههای عملی دارد، سعدی اینگونه توصیه میکند:
چو شاید گرفتن به نرمی دیار
به پیکار خون از مشامی میار
به مردی که ملک سراسر زمین
نیرزد که خونی چکد بر زمین
(ابیات: ۴۷۶ ـ ۴۷۷)
***
چو بر دشمنی با شدت دسترس
مرنجانش کو را همین غصه بس
عدو زنده سرگشته پیرامنت
به از خون او گشته در گردنت
(ابیات: ۴۸۱ ـ ۴۸۲)
ستم و ستمگری که نوعی افراط برخورد با زیردستان است از نظر سعدی عاقبتی نافرجام و نکوهیده دارد:
وگر جور در پادشایی کنی
پس از پادشاهی گدایی کنی
(بیت: ۶۵۰)
این معلم بزرگ اخلاق معتقد است که حاکم و پادشاه سختگیر بهره از عمر و جوانی خویش نمیبرد و دود دل زیردستان مظلوم و ستمدیده او را گرفتار خواهد کرد:
کسان بر خورند از جوانی و بخت
که با زیردستان نگیرند سخت
اگر زیردستی درآید ز پای
حذر کن زنالیدنش برخدای
(ابیات: ۴۷۴ ـ ۴۷۵)
وی بر آن است که هرگاه خداوند قومی را دوست بدارد بر آنان پادشاهی عادل و راستکردار حاکم میکند و در مقابل اگر بخواهد اسباب ویرانی ملکی را فراهم کند، اختیار آن ملک را در کف پادشاهی ستمگر قرار میدهد:
به قومی که نیکی پسندد خدای
دهد خسروی عادل و نیک رای
چو خواهد که ویران شود عالمی
کند ملک در پنجه ظالمی
(ابیات: ۶۴۵ ـ ۶۴۶)
توصیههای اعتدالگرایانه سعدی برای عامه
سعدی در آثار گران بارش نه تنها حاکمان، وزیران و دانشمندان را توصیههای عملی و کاربردی میکند بلکه برای عموم مردم هم درسهای فراوان و نکات شنیدنی و آموزنده بسیار دارد.
رعایت حدود زبان و سخن مورد تأکید بسیاری از بزرگان دین، ادب و اندیشه بوده است. نظامی گنجوی در اینباره سروده:
کم گوی و گزیده گوی چو دُر
تا ز اندک تو جهان شود پر
لاف از سخن چو در توان زد
آن خشت بود که پر توان زد
سعی را نیز در باب رعایت حدود سخن و گفتار، سخنهای نغز و شنیدنی هست که در این سخنان انسان را به تأمل در گفتار فرا میخواند و از او میخواهد که با سنجیده سخن گفتن و رعایت شرایط و حدود سخن کمالش را به نمایش گذارد:
زبان درکش ای مرد بسیاردان
که فردا قلم نیست بر بیزبان۱۰
صدفوار گوهرشناسان راز
دهان جز به لؤلؤ نکردند باز
فراوان سخن باشد آکنده گوش
نصیحت نگیرد مگر در خموش
چو خواهی که گویی نفس بر نفس
نخواهی شنیدن مگر گفت کس
نباید سخن گفت ناساخته
نشاید بریدن نینداخته
تأملکنان در خطا و صواب
به از ژاژخایان۱۱ حاضرجواب
کمال است در نفس انسان سخن
تو خود را به گفتار ناقص مکن
کمآواز هرگز نبینی خجل
جوی مشک بهتر که یک توده گل
(ابیات: ۲۸۸۶ـ۲۸۹۳)
وی انسان بسیارگوی را نادان و خاموشی و سکوت (یا به جا سخن گفتن) را یکی از ویژگیهای انسان دانا میداند:
حذر کن زنادانِ ده مَردهگوی۱۲
چو دانا یکی گوی و پروردهگوی
(بیت: ۲۸۹۴)
از آن مرد دانا دهان دوخته است
که بیند که شمع از زبان سوخته است
(بیت: ۲۸۹۹)
در اندیشه و کلام سعدی توصیه به رعایت حد و حدود خوراک و اندازه نگه داشتن در آن جایگاه ویژهای دارد. وی مانند حکمای قدیم سلامت و اعتدال جسم را در ترکیب مناسب و معتدل طبایع میداند و معتقد است که پرخوری مانع از تابش انوار حکمت و آگاهی بر وجود انسان است.
به اندازه خور زاد۱۳ اگر مردمی
چنین پرشکم آدمی یا خُمی؟
درون جای قوت است و ذکر و نفس
تو پنداری از بهر نان است و بس
کجا ذکر گنجد در انبان۱۴ آز؟
به سختی نفس میکند پا دراز۱۵
ندارند تنپروران آگهی
که پر معده باشد ز حکمت تهی
(ابیات ۲۷۲۲ـ۲۷۲۴)
تأثیر و نتایج مثبت و مفید در پیش گرفتن رفتار اعتدالگرایانه و دوری از هرگونه افراط و تفریط را حضرت شیخ اجل در بیتهای زیر بسیار گویا و بلیغ یادآور میشود:
مگوی و منه تا توانی قدم
از اندازه بیرون و از اندازه کم
نباید که بسیار بازی کنی
که مر قیمت خویش را بشکنی
و گر تندی بازی به یک بار و تیز
جهان از تو گیرند راه گریز
نه کوتاهدستی و بیچارگی
نه زجر و تطاول به یکبارگی
(ابیات: ۲۹۱۷ـ۲۹۲۰)
به نرمی ز دشمن توان کرد دوست
چو با دوست سختی کنی دشمن اوست
چو سندان کسی سخترویی نکرد
که خایسک۱۶ تأدیب بر سر نخورد
به گفتن درشتی مکن با امیر
چو بینی که سختی کند، سستگیر
به اخلاق با هر که بینی بساز
اگر زیردست و گر سرفراز
که این گردن از نازکی برکشد
به گفتار خویش، و آن سراندر کشد
به شیرینزبانی توان برد گوی
که پیوسته تلخی برد تند روی
(ابیات: ۲۱۷۳ـ۲۱۷۷)
توصیه سعدی به افراط؟!
با این که سعدی در جای جای آثارش مخاطب خویش را به پرهیز از افراط فرامیخواند ولی در حکایتی در باب دوم بوستان، افراط در احسان و نیکی را نه تنها جایز بلکه پسندیده و نیک میداند. در این حکایت فرد ممسکی برای فرزندش یکصد هزار دینار به ارث گذاشت. او تمام این مال را در راه خدمت به بیچارگان و درماندگان صرف کرد. کسی او را به این شیوه ملامت کرد و خطاب به وی گفت:
ملامت کنی گفتنش ای باد دست۱۷
به یک ره پریشان مکن هر چه هست
به سالی توان خرمن اندوختن
به یک دم نه مردی بود سوختن
(ابیات: ۱۲۰۷ـ۱۲۰۸)
سعدی از زبان آن فرزند ناخلف؟! به ما یادآور میشود که:
زر و نعمت اکنون بده کان تست
که بعد از تو بیرون ز فرمان تست
به دنیا توانی که عقبا خری
بخر، جان من ورنه حسرت بری
(ابیات: ۱۲۲۹ـ۱۲۳۰)
ببخشای کآنان که مرد حقند
خریدار دکان بیرونقند
جوانمرد اگر راست خواهی ولی است
کرم پیشه شاه مردان علی است
(ادبیات: ۱۲۳۶ـ۱۲۳۷)
زیرا از نظر سعدی:
به احسان آسوده کردن دلی
به از الف رکعت به هر منزلی
(بیت:۱۲۴۶)
نتیجهگیری
در این مقاله تلاش شد تا جایگاه اعتدال و اعتدالگرایی از نظرگاه فرهنگ ایرانی اسلامی با تکیه بر بوستان سعدی به اختصار تبیین و تشریح گردد.
همانگونه که ملاحظه شد اعتدال یکی از ویژگیهای ذاتی فرهنگ ایرانی اسلامی است و شاید بتوان آن را یکی از دلیلهای استمرار و بالندگی این فرهنگ دانست. ولی متأسفانه گویا در تاریخ معاصر ایران مردم این کشور اعتدال را از یاد بردهاند و در نتیجهآن زیانهای فراوانی بر آنان وارد شده است.
نگاهی گذرا به آمارهای منتشر شده در باب رفتارهای مصرفی در ایران امروز و مقایسهآن با استانداردهای جهانی به روشنی حاکی از افراط و تفریط مردم ماست و نوعی تناقض در اعتقادات و کردارهای ما را به اثبات میرساند. برای تفهیم بهتر مطلب تأملی در آمارهایی۱۸ که ذیلاً بیان میگردد مفید است.
ـ سرانه مطالعه در ایران ۷ دقیقه در روز است، در حالی که میزان سرانه مطالعه در ژاپن ۹۰ دقیقه، در آمریکا ۲۰ دقیقه و در انگلیس ۵۵ دقیقه است.
در حالی که مدعی هستیم یکی از ملتهای فرهنگساز و دانشپرور جهان بودهایم و البته این ادعایی گزاف نیست. در ضمن این که دین و فرهنگ ما، ما را به مطالعه بسیار دعوت کرده است.
ـ میزان کار مفید هر ایرانی در هفته ۶ تا ۷ ساعت است و این میزان کار در ژاپن به ۴۰ تا ۶۰ ساعت و در کره جنوبی به ۵۴ تا ۷۲ ساعت میرسد. ایران در رده سوم کمترین ساعات کار مفید سالانه در جهان پس از کویت با ۶۰۰ ساعت و عربستان با ۷۲۰ ساعت قرار دارد.
در صورتی که پیشوایان و بزرگان دینی و فرهنگ ما کار را بزرگترین تفریح۱۹ دانستهاند و خود نیز اهل تلاش و کوشش بسیار بودهاند.
ـ میانگین بارش سالیانه در ایران ۳ر۱ میانگین جهانی است و میزان مصرف آب در ایران به دو برابر میانگین جهانی میرسد.
در حالی که اعتقاد داریم اسراف جزو بزرگترین گناهان است.
ـ سرانه مصرف نوشابه در ایران سالیانه ۴۲ لیتر و میانگین جهانی آن ۱۰ لیتر است.
امروزه دانش پزشکی اثبات کرده که مصرف نوشابه یکی از مهمترین عوامل چاقی مفرط و بیماریهای دیگر است و فقه و دستورات دینی ما مصرف مواد زیانآور را نهی کرده است.
ـ سرانه مصرف سالیانه نان در ایران ۱۶۰ کیلوگرم و میانگین جهان آن ۲۵ کیلوگرم است، یعنی هر ایرانی شش برابر سایر مردم دنیا نان مصرف میکند.
ـ مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران گفته است: متوسط مصرف گاز در ایران چهار برابر متوسط جهانی و حدود هجده برابر کشور ژاپن است و سرانه مصرف گاز هر فرد ایرانی ده برابر مردم کشورهای اروپایی است.
امروزه یکی از پیششرطهای توسعه هر کشوری استفاده بهینه از منابع است و لازم است که ما، مردم ایران به این مسئله بسیار مهم توجه و عنایت کافی داشته باشیم و با تجدیدنظر در کردار و رفتارمان تناقض بین اعتقادات و رفتارهایمان را از بین ببریم و با الهام از فرهنگ غنی و دیرینه سالمان مسیر پرپیچ توسعه و آبادانی کشور را طی کنیم و پرچم پرافتخار ایران را بر بلندای بام جهان برافرازیم.
منابع و مأخذ:
۱ـ قرآن کریم با ترجمه فارسی عزتالله فولادوند.
۲ـ آجودانی، ماشاءالله (۱۳۸۶)، مشروطه ایرانی، تهران: اختران.
۳ـ اسلامی ندوشن، محمدعلی (۱۳۵۶)، آزادی مجسمه، تهران: توس٫
۴ـ الیاسبنیوسف،حکیم نظامی گنجوی (۱۳۷۸)، کلیات به تصحیح وحید دستگردی، تهران: بهزاد.
۵ـ جوادی آملی، عبدالله (۱۳۹۳)، مفاتیحالحیاه، قم: مرکز نشر اسراء.
۶ـ دوالفقاری، حسن (۱۳۸۹)، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی (دوجلدی)، تهران معین.
۷ـ ذوالفقاری، غلامحسین (۱۳۷۵)، رهنمون (سخنان بزرگان، مشاهیر و توابع جهان)، تهران: سخن.
۸ـ رجبی، پرویز (۱۳۸۵)، تاریخ ایران، ایلامیها و آریاییها تا پایان دوره هخامنشی، تهران: پیامنور.
۹ـ سعدی، مصلحالدین (۱۳۷۲). بوستان سعدی (سعدینامه)، با تصحیح و توضیح غلامحسین یوسفی، تهران: خوارزمی.
۱۰ـ مکارم شیرازی، ناصر و جمعی از نویسندگان (۱۳۶۹)، تفسیر نمونه، تهران: دارالکتبالاسلامیه.
۱۱ـ یاحقی، محمدجعفر (۱۳۸۹)، تاریخ ادبیات ایران و جهان(۱)، تهران: شرکت چاپ و نشر کتابهای درسی ایران.
۱۲ـضمیمه روزنامه ایران، سهشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۴
۱۳ـ پایگاه تبیان به نشانی: Bashgah.Tebyan.net
14ـ پایگاه خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا).
پینویسها:
۱ـ ایران در جنوب غرب قاره آسیا و در منطقه خاورمیانه قرار دارد (موقعیت نسبی) و همچنین در منطقه معتدل نیمکره شمالی بین ۲۵ تا حدود ۴۰ درجه عرض شمالی و ۲۴ تا ۶۳ درجه طول شرقی واقع شده است (موقعیت ریاضی).
۲ـ ترجمه آیه: بدینگونه شما را امتی میانه قرار دادیم، تا بر مردم گواه باشید؛ و پیامبر بر شما گواه باشد و قبلهای را که [چندی] بر آن بودی، مقرر نکردیم جز برای آنکه کسی را که از پیامبر پیروی میکند، از آن کس که از عقیده خود باز میگردد، بازشناسیم، و البته [این کار] جز بر کسانی که خدا هدایت[شان] کرده سخت گران بود؛ و خدا بر آن نبود که ایمان شما را ضایع گرداند زیرا خدا بر مردم دلسوز و مهربان است.
۳ـ در باب اینکه چرا قبله مسلمانان میانه است، ر.ک: تفسیر نمونه، ص ۴۸۲
۴ـ اسراء، ۱۱
۵ـ کلیه روایتهای نقل شده در این بخش از کتاب ارزشمند مفاتیح الحیاه برگرفته شده است ر ک مفاتیح الحیاه، صص ۶۳۸ ـ ۶۳۳٫
۶ـ نمونههای شعری این بخش از کتاب رهنمون تألیف غلامحسین ذوالفقاری گرفته شده است.
۷ـ ضربالمثلهای این قسمت، از کتاب فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی تألیف دکتر حسن ذوالفقاری استخراج شده است.
۸ـ خود او هم، چنین منزلتی برای خوش قائل بوده است که میگوید: «سخن ملکی است سعدی را مسلم»
۹ـ افسانه و مشهور
۱۰ـ ای مرد بسیاردان خاموشی اختیار کن، زیرا روز قیامت بیزبان از نظر گفتار بازخواست و مؤاخذه نخواهد داشت.
۱۱ـ ژاژخایان: کنایه از بیهودهگویان
۱۲ـ ده مَردهگوی: کسی که به اندازه تن سخن گوید.
۱۳ـزاد: در اینجا خوراک به معنی عام است.
۱۴ـ انبانآز: کیسه حرص، کنایه از شکم پرخوران
۱۵ـ نفس به سختی راه خود را میگشاید.
۱۶ـ خایسک: پتک، چکش، یعنی هر کس مانند سندان سخترویی کند او را با پتک و چکش ادب و تنبیه میکنند.
۱۷ـ باددست: اسرافکار، ولخرج
۱۸ـ آمارهایی که در این بخش ارائه میگردد از سایتهای تبیان و خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) گرفته شده است.
۱۹ـ حدیثی از حضرت علی ـ علیهالسلامـ است.
منبع: روزنامه اطلاعات
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید