1395/8/19 ۰۷:۴۲
از اساسیترین رسالت های مطبوعات این است که توده مردم را با آگاهیبخشی از امور جاری، به سوی اهداف مشخص و اخلاقی هدایت کنند؛ به تعبیر دیگر، مطبوعات از یک سو، چشم و گوش مردم هستند و از سوی دیگر، صدای مردم و انعکاسدهنده دیدگاههای آنها به شمار میروند.
دیدگاه اهالی اندیشه درباره شعار امسال نمایشگاه مطبوعات «شفافیت و صداقت» آیا خط قرمزی برای «راستگویی» در نشریات وجود دارد؟ / دکتر قاسم کاکایی- استاد عرفان و اخلاق رئیس دانشکده الهیات دانشگاه شیراز
از اساسیترین رسالت های مطبوعات این است که توده مردم را با آگاهیبخشی از امور جاری، به سوی اهداف مشخص و اخلاقی هدایت کنند؛ به تعبیر دیگر، مطبوعات از یک سو، چشم و گوش مردم هستند و از سوی دیگر، صدای مردم و انعکاسدهنده دیدگاههای آنها به شمار میروند. رسالت بزرگ مطبوعات این است که با ارائه اخبار و اطلاعات، جهان خاصی را برای مردم تصویر کنند؛ میخواهم بگویم جهانی که مردم در آن زندگی میکنند لزوماً جهان فیزیکی نیست بلکه جهانی برآمده از آگاهیها و اطلاعاتی است که توسط رسانهها به طور عام و مطبوعات به طور خاص ساخته شده است و مطبوعات از رهگذر این آگاهیبخشی به ذهن افراد جهت میدهند. لذا مطبوعات میتوانند «امیدآفرین»، «آرامشبخش» و «امنیتآور» باشند یا یأسآفرین و تشنجزا شوند. واقعیت این است که رسالت مطبوعات، روشنگری و دادن اطلاعات است؛ هم باید «بگویند» و هم «راست بگویند»؛ به تعبیری، جز راست نباید گفت / هر راست نشاید گفت. حال این سؤال مطرح میشود که آیا خط قرمزی برای «راستگویی» در مطبوعات وجود دارد؟ معتقدم، بله برای راستگویی خط قرمز وجود دارد؛ «اخلاق» و «قانون» خط قرمزهای راستگویی و صداقت را مشخص میکنند. این امر خاص جامعه ما هم نیست و تقریباً در هر حکومتی و دولتی «اخلاق» و «قانون» تعیینکننده خط قرمزهای راستگویی است. حال اگر جوامعی «مصلحتبینی»ها را جایگزین «اخلاق و قانون» کنند و حیطه صداقت مطبوعات و راستگویی آنها را محدود به این مصلحتها کنند، در واقع خلاف رسالت مطبوعات عمل کردهاند. از طرف دیگر، مطبوعات نیز باید از هر نوع عوامفریبی بپرهیزند و از هر حربه برای جذب افکار عمومی بهره نگیرند. متأسفانه گاهی دیده میشود که برخی مطبوعات به لحاظ ایدئولوژیکی، ایجاد شایعه و دروغ پراکنی نسبت به برخی افراد را، برای خود رسالت میدانند که این خلاف فرمودههای اصیل اسلام است. مطبوعات نخست باید به دنبال «صداقت» و «حق» باشند. آنچه امروزه باید در کار مطبوعاتی بیشتر بر آن تمرکز شود تا وجه ممیز آن نسبت به دیگر رسانهها شود امر «تحقیق» و روزنامهنگاری تحقیقی است. روزنامهنگار باید به دنبال روشن کردن «حق» باشد نه اینکه حق را پوشانده و ناحق را لباس حق بپوشاند. مطبوعات باید بدانند که امروز فضاهای مجازی، اینترنت و ماهواره رقبای قدری برای آنها هستند لذا اگر صداقت پیشه کنند، اعتبار یافته و اعتماد مردم را جلب میکنند، در غیر این صورت، مخاطبان و مردم به فضاهایی که دیگران برایشان تصویر میکنند، جذب خواهند شد. «شفافیت» در کار مطبوعات به این معنا است که اگر به مردم اخباری را ارائه کردیم یا آنها را از جریانی مطلع ساختیم در جریان این آگاهیبخشی، جوانب مختلف موضوع را نیز اطلاعرسانی کنیم. به تعبیری، تقطیع خبر، سانسور و صرفاً پرداخت به بخشهایی از خبر که به نفع حزب ما و جریان ما است، چیزی جز نبود شفافیت نیست و به مرور زمان باعث دلزدگی مردم و پشت کردن آنها به مطبوعات خواهد شد. مطبوعات باید افکار عمومی را به سمت اهداف بلند هدایت کنند و از آنها برای حل معضلات اجتماعی بهره گیرند، چراکه فشار افکار عمومی میتواند بسیاری از مفاسد اقتصادی، اخلاقی و سیاسی را مانع شود. از این رو مطبوعات باید بسیار مراقب باشند تا در جهتدادن به افکار عمومی از افکار عمومی عقب نمانند و نخواهند پس از آنکه افکار عمومی توسط رسانههای دیگر هدایت شد، آن را دریابند. این پیشگامی و پیشتازی اصل موفقیت در مطبوعات است.
وفاداری به «حقیقت»، پایبندی به «صداقت»/ دکتر نجفقلی حبیبی - پژوهشگر فلسفه اسلامی رئیس اسبق دانشگاه علامه طباطبایی
اغلب مطبوعات در کشور ما متأثر از فضای سیاسی هستند تا آنجا که برخی از مطبوعات و بعضی از سایتها، به جای پایبندی به حقیقت، بیشتر به جناحبندی خاص سیاسیشان پایبند هستند. بنابراین، نمیتوان در ارتباط با میزان پایبندی رسانهها به دو اصل صداقت و شفافیت نظری قطعی داد. نخستین پیامد نادیده گرفتن «صداقت» و «شفافیت» در مطبوعات هر جامعه، ایجاد بدبینی و گمراهی در افراد آن جامعه است تا آنجا که گاهی ذهنها را در ارتباط با برخی مسائل مغشوش میکند، در حالی که وظیفه مطبوعات، تبیین درست حقیقت است ولی وقتی رسانه و به طور خاص مطبوعات در اختیار فضاهای سیاسی قرار میگیرند، از رسالت خود دور میشوند. البته این موضوع صرفاً در ارتباط با بعضی از رسانهها و مطبوعات ما صادق است و من این مشکل را به کل جامعه مطبوعاتی کشور تسری نمیدهم و نباید از خدمات مطبوعاتی و روزنامهنگاران در کشور چشمپوشی کرد.اما متأسفانه برخی مطبوعات ما، آوردگاه دعواهای سیاسی شدهاند و شاید چون عرصهها برای فعالیت سیاسی محدود است این فضا بشدت به مطبوعات ما ورود کرده است. پیشنهاد من برای بهبود این فضا، رشد «مطبوعات مستقل» است؛ به طوری که مطبوعاتی که تابع احزاب یا گروههای سیاسیاند؛ یعنی، ارگان یا سخنگوی رسمی خاص حزبی هستند از بقیه جدا شوند و یک سری مطبوعات داشته باشیم که آزاد بیندیشند و حقایق را برای جامعه بازگو کنند. البته امکان تحقق و اجرایی کردن این مهم سهل نیست چرا که «رسانه مستقل» باید دشواریها و محرومیتهای بسیاری را متحمل شود تا به وظیفه خود برای «صادق بودن» و «شفاف گفتن» عمل کند اما روزنامهنگاران سختکوش و با اخلاق ما این راه را بر خود هموار میکنند تا به «حقیقت» وفادار بمانند.
منبع: ایران
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید