ناظری: برای عشق باید تاوان داد
|۹:۳۷,۱۳۹۵/۶/۱۵| بازدید : 176 بار

جلیل «یونسکو» از «شوالیه»آواز ایران
 

سعید برآبادی: شب، شب شهرام ناظری است و این را نه یک نهاد داخلی و کوچک، بلکه بزرگ‌ترین نهاد فرهنگی جهان در کاخ سعدآباد برگزار کرده. قرار است استاد تقدیر شود، چند آهنگ برای میهمانان ایرانی و خارجی‌اش بخواند و آلبوم جدیدی را هم در حاشیه مراسم رونمایی کنند. حضور استاد اما درست نیم‌ساعت با تأخیر صورت می‌گیرد، بدون آن‌همه برنامه ازپیش‌تعیین‌شده. با احوالی پریشان و چهره‌ای برافروخته از انتهای ردیف‌های تماشاچیان به برنامه وارد می‌شود، دستی برای تشویق هوادارانش تکان می‌دهد و روی صندلی‌اش می‌نشیند.
کسی نمی‌داند که چرا شهرام ناظری که این‌قدر کنسرت‌هایش در خوش‌قولی و «آن‌تایم»بودن معروف است، دیر آمده، اما انگار همه آماده شنیدن خبر بد هستند؛ این روزها همه منتظرند که از موسیقی، اخبار بدی بشنوند. مدیر کاخ سعدآباد حرف‌هایش را می‌زند و از سعدآباد و تاریخچه آن می‌گوید، نماینده یونسکو - که برگزار‌کننده اصلی این شب است- روی سن می‌آید و شهرام ناظری را مردی از جنس موسیقی و صدایش را میراث معنوی ایران معرفی می‌کند و دست‌آخر از قبول این زحمت از طرف استاد تشکر می‌کند. خنیاگر ما اما هنوز خاموش است. خاموشی او اندکی بعد که برای خواندن چند قطعه، روی سن می‌آید شکسته می‌شود؛ صدای اعتراضی بیرون می‌آید از حنجره‌ای که سال‌ها برای موسیقی خوانده است و اتفاقا همین سال‌های رفته را، این ٣٧ سال را به شهادت می‌گیرد که «من پوزش می‌خواهم برای این تأخیر چون به اختیار من نبود، اما دیگر عادت کرده‌ایم. نمی‌دانم چرا باید برای چنین مراسم مهمی دعوت شوم و بعد مشکلاتی پیش بیاید... البته برای عشق باید تاوان داد و ما آماده‌ایم...». حرف‌های او سکته و سکوت داشت و به سنت موسیقی فاخر ایران، فریاد این سکوت، ناگهان در شعری از شفیعی‌کدکنی پیچید.
ناظری نگفت که این قسمت از برنامه از پیش هماهنگ شده یا نه، اما ترکیب سن، نشان می‌داد که اجرای تک‌نوازی استاد با سه‌تار و خواندن شعر حلاجِ شفیعی‌کدکنی، تصمیمی بوده که در راه گرفته تا اعتراض خودش را به وضع موجود نشان دهد. در میانه اجرا، برگ‌های چنارهای سعدآباد یکی‌یکی روی سن می‌افتادند؛ آیا این استعاره‌ای بود از پاییز موسیقی در ایران؟ آیا نشانه‌ای است از تسلیم‌شدن موزیسین‌ها در برابر فشارها بر پیکره موسیقی؟ انتخاب شعری از استاد شفیعی‌کدکنی با عنوان حلاج، از سوی شهرام ناظری مستقیم یا غیرمستقیم حامل دو پیام بود به مخاطبانش و این دو پیام را احتمالا آنها که معنای این شعر را دریافته‌اند، می‌دانند و دیگر نیازی به تکرار آن نیست.  بعد از آن نوبت به اجرای «پیدا شدم» رسید؛ آهنگی جاودانه از او با اجرائی کامل و بی‌نقص. در فاصله همین اجراها، باز هم چندکلمه‌ای بریده‌بریده از وضع موجود گفت و از موسیقی که همیشه زنده است. شاید دلیل اصلی برگزاری این شب از سوی سازمانِ عریض‌وطویلی چون یونسکو و با همکاری مؤسسه «مانا نقش»، آثاری است که به‌تازگی شهرام ناظری کار ضبط آنها را به پایان برده. تصاویری که در فواصل برنامه پخش شد گویای این بود که ناظری در اصفهان، تمام آهنگ‌های آلبوم جدیدش را به صورت تصویری ضبط کرده که همگی در عمارت‌های تاریخی این شهر تهیه شده‌اند؛ تصویر ساز و صدای شهرام ناظری در مسجدهای قدیمی و تاریخی اصفهان، تصویر او در عالی‌قاپو و پل خواجو، تصویر او بر گنبد مسجد شیخ لطف‌الله و محراب مسجدی دیگر. همه اینها برای سازمان یونسکو که کارش حراست از میراث فرهنگی دنیاست، یک حرکت بی‌نظیر فرهنگی به حساب می‌آید، اما برای ما ایرانی‌ها که چندوقتی است فقط خبر بد از موسیقی می‌شنویم، معنای دیگری خواهد یافت.
گویی موسیقی فاخر ایران، در برابر هجمه‌ها از پای ننشسته که هیچ، با این آلبوم تصویری می‌خواهد خود را به مکان‌های مذهبی وارد ‌کند و نشان دهد که موسیقی و ادب این مردم، از جنس دیانت آنهاست و هیچ کسی نمی‌تواند مانع از آن شود که موسیقی در شهری شنیده شود. ناظری در این آلبوم نه‌فقط به سراغ مسجدها که به سراغ کنیسه یهودیان و کلیسای وانگ در اصفهان هم رفته و این موضوعی است که جهان را انگشت‌به‌دهان خواهد گذاشت که چطور در کشوری که موسیقی از سوی برخی با محدودیت همراه است، از سوی دیگرانی چنین ارج گذاشته می‌شود. شاید پاسخ در اینجاست که موسیقی خصوصا از سوی موزیسین‌های اصیل ایرانی سراپا برای هرگونه رویارویی‌ آماده است. آنها، چه مانند ناظری صاف بایستند و چه مانند علیزاده بر سن بنشینند، آماده شهادتند برای حفظ جایگاه موسیقی و این تأکید مؤکد، اما ناگفته ناظری در اجرای سعدآباد بود، آنجا که برای چند ثانیه با سکوت به تماشاگرانش خیره شد و گفت من در بسیاری از مکان‌های فرهنگی دنیا، کنسرت برگزار کرده‌ام و صدای موسیقی ایران در همه‌جای دنیا شنیده شده است.
شب، شب شهرام ناظری نبود، شب او بود و شب موسیقی. مردم دسته‌دسته با استاد عکس یادگاری گرفتند و معاون سازمان میراث فرهنگی، توجه ناظری به مکان‌های تاریخی کشور را ستود. استر کیش لاروش، مدیر دفتر منطقه‌ای یونسکو، هم لوح تقدیری به او هدیه کرد، اما ناظری می‌دانست که تقدیر اصلی را همین تماشاچی‌ها کرده‌اند که با هراس بسیار به برنامه‌ای آمده‌اند که هرآن امکان لغو آن بوده و این هنر علاقه‌مندان موسیقی ایران است که در بدترین روزهایی که آسمان کشور پر است از امواج خروشان لغو کنسرت‌ها، آنها بی‌صدا و بدون رسانه‌ای برای بیان حرف‌هایشان، بلیت می‌خرند، انتظار می‌کشند و احتمال هم دارد که بعد از وقفه‌ای نیم‌ساعته، خواننده موردعلاقه‌شان را ببینند که روی سن می‌آید و ‌سازی به دست می‌گیرد.

 

منبع: شرق

برچسب ها :


اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما