1395/6/13 ۱۰:۰۱
آگوست 1632 و در انگلستان قرن هفدهم میلادی جان لاک به دنیا آمد. فیلسوفی که برخی صاحبنظران او را یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین نظریهپردازان غربی دانستهاند. لاک از مهمترین شارحان نظریه قرارداد اجتماعی و از پیروان مکتب تجربهگرایی بود. شاید به همین دلیل نیز او توانست در زمینه نظریهپردازی در قرون بعدی نقشی کلیدی ایفا کند. در این میان نظریات او درباره قرارداد اجتماعی و وضع طبیعی تاثیر شگرفی بر برخی متفکران قرن بیستم نهاد.
در میانه وضع طبیعی
29 آگوست 1632 و در انگلستان قرن هفدهم میلادی جان لاک به دنیا آمد. فیلسوفی که برخی صاحبنظران او را یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین نظریهپردازان غربی دانستهاند. لاک از مهمترین شارحان نظریه قرارداد اجتماعی و از پیروان مکتب تجربهگرایی بود. شاید به همین دلیل نیز او توانست در زمینه نظریهپردازی در قرون بعدی نقشی کلیدی ایفا کند. در این میان نظریات او درباره قرارداد اجتماعی و وضع طبیعی تاثیر شگرفی بر برخی متفکران قرن بیستم نهاد. شاید بتوان بهطور مشخص از هربرت مارکوزه، هانا آرنت، سی.بی.مک فرسن، جان راولز و رابرت نوزیک نام برد. فیلسوفانی از جناحهای مختلف فکری که از اندیشههای لاک تاثیر پذیرفتند. شیوهای که نظریهپردازان قرارداد اجتماعی مثل توماس هابز، جان لاک و ژان ژاک روسو به کار میبردند، این بود که توصیفی از حالت و وضع جامعه انسانی در غیاب اقتدار سیاسی (وضع طبیعی) به دست میدادند و بعد با تاکید بر معایب و نواقص «وضع طبیعی»، آن اصل را پیش میکشیدند که بنا براین ضروری است افراد مشکلاتشان را با توافق بر سر استقرار، تاسیس و تبعیت از اقتداری سیاسی که شرایط معینی دارد، حل کنند. این توافق همان قرارداد اجتماعی است. طبق نظر لاک وضع طبیعی «قانون طبیعی حاکم بر خویش» را دارد که قیدهای جانبی اخلاقی خود را برای حفاظت حقوق افراد تحمیل میکند. زیرا انسانها برای این ساخته نشدهاند که مورد استفاده یکدیگر باشند. اما از آن قانون همیشه تبعیت و اطاعت نمیشود و این وضع منجر به خصومتهای خشن - یا به تعبیر لاک جنگ - خواهد شد. به گفته لاک، علاج کار آشکار و بدیهی است: استقرار حکومت مدنی براساس معاهده. اندیشه لاک با همه انتقاداتی که به آن وارد بود، در قرن بیستم زمینهساز نظریهپردازی برخی فیلسوفان غربی قرار گرفت.
هربرت مارکوزه
جدل هربرت مارکوزه علیه علم و تکنولوژی سنتی و پیامدهای سیاسی سرکوبگرانه فرضی آنها، دو عنصر را در هم ادغام کرده بود که باید از هم تمییزشان داد. این دو عنصر را «درک تکنیکی خرد» و «درک تکنولوژیکی طبیعت» نامیدهاند. درک تکنیکی خرد درکی نسبتا مدرن است و سابقه آن به دیوید هیوم در قرن هجدهم برمیگردد. اما درک تکنولوژیکی طبیعت که مبتنی بر این ایده است که طبیعت غیرانسانی اساسا منبعی برای استفاده انسانی است، سابقه بسیار کهنتری دارد. جان لاک در قرن هفدهم میگوید خدا جهان را ملک انسان کرد تا از آن بهنفع خود استفاده کند و حتی رد آن را در عهد عتیق میتوان بازجست. مارکوزه برای تلفیق این دو عنصر با یکدیگر از این دیدگاه لاک استفاده کرده است.
هانا آرنت
نگاه ویژه هانا آرنت در زمینه ظهور علم تجربی مدرن این است که آن را همچون پیروزی «انسان سازنده» میبیند؛ انسانی سازنده که ابزارهای علمی است. آرنت معتقد است اما پیروزی این انسان سازنده، بهزودی از بین رفت. آرنت معتقد است چیزی نگذشت که حکومت انسان سازنده را حکومت پایدارتر حیوان زحمتکش به کناری زد و هژمونی تازهای که قلمروی سیاست را هم در بر گرفت به وجود آورد که تا به امروز هم دوام آورده است. مفهوم «حیوان زحمتکش» اما مفهومی است که آرنت آن را از قرن هفدهم وام گرفته بود. در این دوره بود که پیروزی حیوان زحمتکش خصوصا در آثار جان لاک، تدارک دیده شده بود. آرنت در بحث خود مخاطب را به این کشف لاک رجوع میدهد که زحمت منشا توجیه مالکیت و دارایی است، مالکیتی که کارکرد خداداده آن این است که زمین را بدل به کالاهای مصرفی کند. پیروزی حیوان زحمتکش ختم به چیزی شده است که آرنت آن را «برآمدن یا ظهور جامعه» مینامد.
سی بیمک فرسن
در نظر سی.بی.مک فرسن، ویژگی شاخص و بارز وضع طبیعی، یعنی ناامنی یکسان همه انسانها، که هابز از آن تکلیف سیاسی را نتیجه میگیرد، از «فرضیات بازاری» نشات گرفته است. مک فرسن میگوید هابز درک عمیقی از واقعیتهای جامعه خویش داشت؛ اما در عین حال متذکر میشود نظریه هابز مقبول معاصران او یا نسلهای بعدی جامعه بازاری مِلکی نیفتاد. مک فرسن دلیل این امر را در یک نقص بزرگ در نظریه هابز میداند. هابز نظریه فرمانفرماییاش را از اصل موضوعه ناامنی یکسان همه انسانها در جامعه بازاری کاملا پارهپاره نتیجه گرفته بود. آنچه از نظر او پنهان مانده بود این بود که چنان جامعهای بنیان همبستگی مهمی هم دارد و آن طبقه است. به گمان مک فرسن این اشتباه هابز را لاک تصحیح کرد و برای همین نظریه سیاسی لاک بسی مقبولتر افتاد. نظریه سیاسی لاک پایه و اساس لیبرالیسم در جوامع انگلیسیزبان بود. لاک برخلاف هابز بر حق طبیعی فردی برخورداری از آزادی تکیه و از شکل حکومتی بسیار محدودتر و مفیدتری دفاع میکرد. اما به هر صورت به نظر مک فرسن نظریه لاک پیوستگی مهمی با نظریه هابز دارد و در این میان موضوع فردگرایی ملکی اهمیت کمی ندارد.
رابرت نوزیک
ساختار استدلال رابرت نوزیک در بخش نخست کتاب مهمش «آنارشی، دولت و اتوپیا» وابسته به این واقعیت است که قصد آن رد آنارشیسم است. آنچه باید رد شود این دیدگاه آنارشیستهاست که «دولت دقیقا بنا به طبیعتش باید حقوق افراد را نقض کند و بنابراین ذاتا غیراخلاقی است.» نوزیک نقطه شروعی کاملا سنتی را برای استدلالش اختیار میکند و آن وضع طبیعی است که بسیاری از نظریهپردازان قرارداد اجتماعی برای توجیه وجود دولت از آن استفاده کردهاند. اما نوزیک، با آنکه نظریهپرداز وضع طبیعی است، نظریهپرداز قرارداد اجتماعی نیست. نوزیک تلاش میکند توصیف نظری مناسبی برای وضع طبیعی بیندیشد. نوزیک بحث خود را از توصیف آنارشیب یا وضع طبیعی آغاز میکند و میگوید: «بهترین حالت آنارشی است که میتوان منطقا به آن امیدوار بود.» این توصیف نوزیک شبیه آنچه هابز گفته بود، نیست بلکه توصیفی خوشبینانه و تقریبا شبیه گزارش و روایت جان لاک است. وضع طبیعی که در آن مردم عموما، البته نه همیشه، همان گونهای عمل میکنند که باید بکنند. برای هدفی که نوزیک دارد این مطلب بسیار اساسی است که قواعد اخلاقی در وضع طبیعی فرضی او عمل میکنند، همانگونه که روایت لاک از وضع طبیعی چنین است.
منبع: روزنامه فرهیختگان
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید