1395/4/14 ۰۹:۴۷
قرآن کریم، فلسفه اصلی روزه را دستیابی به «تقوا» عنوان کرده است. «تقوا» کلیدواژه محوری در ادبیات دینی و اندیشه قرآنی ما است تا آنجا که از «تقوا» به عنوان معیار برتری و کرامت انسانها یاد شده است. واقعیت این است که انسان در ارتباط با خداوند به یک مصونیت ذاتی میرسد که میتواند خود را آگاهانه از فروغلتیدن به گناهان کنترل کند و این سطح از کنترل را به زندگی اجتماعی خود نیز تسری دهد؛ تحقق این امر مستلزم فهم معنای «تقوا» است؛ تقوا صرف دوری از گناه نیست بلکه تحقق نوعی «خدامحوری» و «خداحضوری» در وجود انسان است تا طی آن از گناهان دوری گزیند.
قرآن کریم، فلسفه اصلی روزه را دستیابی به «تقوا» عنوان کرده است.
«تقوا» کلیدواژه محوری در ادبیات دینی و اندیشه قرآنی ما است تا آنجا که از «تقوا» به عنوان معیار برتری و کرامت انسانها یاد شده است. واقعیت این است که انسان در ارتباط با خداوند به یک مصونیت ذاتی میرسد که میتواند خود را آگاهانه از فروغلتیدن به گناهان کنترل کند و این سطح از کنترل را به زندگی اجتماعی خود نیز تسری دهد؛ تحقق این امر مستلزم فهم معنای «تقوا» است؛ تقوا صرف دوری از گناه نیست بلکه تحقق نوعی «خدامحوری» و «خداحضوری» در وجود انسان است تا طی آن از گناهان دوری گزیند.
فلسفهماه رمضان از نکات قابل تأمل دیگری نیز برخوردار است؛ از جمله اینکه ماه رمضان «همگرایی اجتماعی» را تقویت میکند که به «انسجام اجتماعی» با محوریت توجه به پروردگار منتهی میشود.
گاهی «فضیلت تقوا» را به بعدی فردی تقلیل میدهیم در حالی که باید آن را از حالت معناسازی و معناگرایی فردی خارج کرد و در ابعادی اجتماعی ارتقا بخشید. تقوا از نظر دین، افزون بر دروندادهای فردی، پدیدهای بشدت اجتماعی است و از آن رو که رمضان نقش اجتماعی مهمی در زدودن گناهان اجتماعی دارد میتواند بعد اجتماعی تقوا را نیز در جامعه ارتقا بخشد.
اما درباره اینکه «فلسفه رمضان» چگونه با «عید فطر» تلاقی پیدا میکند، باید به این نکته توجه داشت که اصولاً «عید» با شادی گسترده و عمومی ملازم است که حتی بدون آن معنا نمییابد. عید «پدیدهای اجتماعی» و نه یک مفهوم فردی است؛ به تعبیری، عید یک رسم اجتماعی نهادینه شده فرانسلی است که در یک قوم و قومیت جلوه و عینیت مییابد. به رسم معمول، عید، پس از یک فصل سخت و حرمان شکل میگیرد؛ به عنوان مثال بعد از فصل سرما و زمستان عید نوروز و بهار پاس داشته میشود. به این اعتبار میتوان گفت عید، مسبوق به وضعیت نه چندان مطلوب است. وضعیت اخلاقی یا حتی دینداری برخی از ما انسانها ممکن است در قبل از رمضان وضعیت چندان مطلوبی نباشد، ماه رمضان بستری برای شکستن و از میان برداشتن آن وضعیت نامطلوب و ایجاد تحولی مثبت در انسان ایجاد میکند؛ این تحول، «تقرب به خدا» و «تقوای الهی» در جامعه است و اوج آن را میتوان در شبهای قدر درک کرد آنجا که بر همه گناهان فردی و اجتماعی خط بطلانی کشیده میشود.
عید فطر، شادی مربوط به فردای این تحول است. فطر عیدی اجتماعی است که به دنبال اثرگذاری اجتماعی رمضان شکل میگیرد. فلسفه وجودی ماه رمضان، ایجاد تحول در فرد و جامعه است. تحول اجتماعی حاصل از رمضان در جامعه و در صحنه اجتماع «عیدی اجتماعی» را طلب میکند. اگر بدرستی مفهوم عید را درک کنیم و تحول قبل از عید را هم در ماه رمضان رقم بزنیم، عید فطر به جشن پاکی بدل میشود.
در نظام ارزشی اسلام، پارهای از ارزشها در صدر قرار می گیرند و برخی دیگر در سطوح میانی میگنجند اما هستند ارزشهایی که به سطوح پایینتر اختصاص دارند. اگر درصدد ایجاد تقوای ماه رمضان و زدودن آلودگیهای قبل از ماه رمضان هستیم، باید بکوشیم تا گناهان بزرگتر و آلودگیهای اساسیتر را در وجود خود و اجتماعمان پاکسازی کنیم تا برای رسیدن یه عید فطر هرچه بیشتر آماده باشیم.
بنابراین، ابتدا باید «نظام اولویت ارزشی اسلام» را شناخت؛ این نظام برای تعیین اولویتها چند معیار دارد؛ مثلاً گناهی که جامعه را در مسیر ناهنجاری و تخریب قرار دهد یا گناهانی که زیرساختهای صلاح و شایستگی در انسان را تخریب میکنند، مبارزه با آنها برای ساختن جامعه در اولویت قرار میگیرد یا همچنین گناهانی که منجر به تخریب ارزشهای پایهای میشوند؛ ارزشهایی همچون صدق، راستی، وفای به عهد، به دور بودن از مکر، صدق در گفتار، صدق در تعامل و... بنابراین در ماه رمضان باید قبل از هرچیز گناهان اجتماعی را از میان برداریم و هریک از ما در محو شدن گناهان در عرصه اجتماع اهتمام داشته باشیم.
برای این منظور باید چند نکته را از حیث معرفتی درک کنیم؛ نخست آنکه، مفهوم «تقوا» و گستردگی و عمق آن را بشناسیم. دوم اینکه، مفهوم عید را در اسلام درک کنیم و آن را فراتر از اذکار و به عنوان یک «پدیده اجتماعی» بنگریم. سوم، درک رابطه عید فطر با ماه رمضان است؛ باید آن شرایط روحی و معنوی را که در نتیجه مراقبتهای فردی در ماه رمضان حاصل کردهایم به سمت از بین بردن گناهان اجتماعی نیز تسری دهیم؛ به تعبیری ماه رمضان را مدیریت کنیم و آن را صرفاً به اذکاری که شاید حتی بدون توجه به معنای آنها خوانده میشود، تقلیل ندهیم و در ارتباط با عید فطر به یک سری ابتکارات اجتماعی دست بزنیم و از کلیشهها فاصله بگیریم.
اما این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که به هر حال در این مسیر اشکالاتی نیز وجود دارد و آن اینکه امروز ماه رمضان، حالت فردی و کلیشهای به خود گرفته است البته این امر خاص جامعه ما هم نیست.
از این رو، مادامی که اعمال دینی کلیشهای میشود، از اهداف خود دور میشوند. در زمان پیامبر اکرم(ص) ماه رمضان بهعنوان یک نقطه کانونی بسیار تأثیرگذار بود و معنویت را به جامعه به صورت گسترده اهدا میکرد.
واقعیت این است که عبادات باید از کلیشه خارج شوند و شکلی پویا و تحولبخش پیدا کنند و عبادات مادامی میتواند جامعه را به سمت تحول ببرد که برای آن برنامهریزی و سیاستگذاری کلان اجتماعی صورت گرفته باشد.
باید ماه رمضان را به وضعیتهای اجتماعی سوق دهیم چراکه رمضان بهعنوان یک «پدیده اجتماعی» باید به سراغ گناهان اجتماعی نیز برود و سرانجام «عیدی اجتماعی» برگزار شود و تحقق این امر هم منوط به بازتولید و بازسازی ادبیات، معارف و مفاهیم مربوط به آن است.
منبع: روزنامه ایران
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید