1395/3/30 ۱۳:۱۹
بنا دارای سه ساحت است: ساحت اول نوعی سرپناه است در جهت حفظ و امنیت انسان در برابر گزندها. ساحت دوم ساختمان است که در آن علاوه بر کارکردهای مورد نیاز، عناصری از زیبایی شناسی و امنیت روانی ظهور می یابد. ساحت سوم معماری است یعنی بنایی که در آن معنا مقدم بر فرم است و به یک عبارت در معماری، معانی و مفاهیم صورت تجسمی می یابند. بنابراین معماری زبان و بیان معانی و مفاهیم است و به همین دلیل دربر دارنده هویت و فرهنگ یک ملت و تمدن.
بنا دارای سه ساحت است: ساحت اول نوعی سرپناه است در جهت حفظ و امنیت انسان در برابر گزندها. ساحت دوم ساختمان است که در آن علاوه بر کارکردهای مورد نیاز، عناصری از زیبایی شناسی و امنیت روانی ظهور می یابد. ساحت سوم معماری است یعنی بنایی که در آن معنا مقدم بر فرم است و به یک عبارت در معماری، معانی و مفاهیم صورت تجسمی می یابند. بنابراین معماری زبان و بیان معانی و مفاهیم است و به همین دلیل دربر دارنده هویت و فرهنگ یک ملت و تمدن. از گویاترین و زیباترین زبان های بصری و تجسمی تمدن ایرانی – اسلامی، معماری است که در بناهای پرشکوه مساجد، مقابر،آرامگاه ها، تکایا و حتی در مدارس علمی، بازارها، حمام ها، کاروانسراها، پلها و.... ظهور نموده است. هندسه، فرم، رنگ، کتیبه، مقرنس، نقوش انتزاعی، آب و نور عناصر بنیادی این معماری اند که تمامی بر بنیان معانی و مفاهیم اسلامی شکل گرفته و ظاهر گشته اند. تأمل و تحقیق در تاریخ این معماری که به اختصار شرحی از آن در ادامه کلام خواهد آمد مؤید و مبین این معنا است.
الف: معماری ایرانی- اسلامی در سده های اول
معماری اسلامی در ایران با مسجد شروع می شود یعنی بنایی که آیه شریفه «إنما یعمرمساجد الله من آمن بالله و الیوم الاخر و اقام الصلوه و اتی الزکوه...» را به عنوان بنیاد معماری اسلامی بر پیشانی بلند خود دارد. كهن ترین مسجد در ایران كه همچنان باقی مانده است و كسانی چون «استخری»، «ابوقوقل»، «یاقوت» و«ابوالفواد» در كتب خود از آن سخن گفتهاند مسجد جامع فهرج است كه در قرن اول هجری در فهرج(روستایی در دوازده كیلومتری جاده یزد ـ كرمان) ساخته شده است. مسجد جامع فهرج شامل حیاط، شبستان، راهرو و مناره است. برخی از این اجزا چون مناره و ورودی اصلی مسجد در قرن های بعد به آن اضافه شدهاند. اما همچنان كه «هیلنبرند» در كتاب «معماری اسلامی» تأكید میكند وجود دو ویژگی متمایز و متأثر از معماری ساسانی در معماری اسلامی ایران(یعنی گنبد خانه و ایوان) كاملاً روشن است.
دومین مسجد كهن در ایران كه ساخت آن به سال 300 هجری برمیگردد تاریکخانه یا خدای خانه(خانه خدا) دامغان است. معماری این بنا متأثر از معماری دوره ساسانی است و این مسأله در ویژگی های معماری هجده ستونی آن كه هریك، یك متر و نیم قطر داشته و مشابه ستون های كاخ های ساسانی هستند به چشم میخورد. «پوپ» آن را یكی از باشكوهترین بناهای اسلامی میداند كه از لحاظ مصالح و سبك كاملاً ساسانی است. اما همین مسأله او را به طرح سؤالی وا میدارد: «چگونه یك بنای ناب ساسانی میتواند سخنگوی موثق اسلام باشد؟» و خود جواب میدهد «تاریكخانه، علی رغم ماهیت نیرومندی ساسانیاش، ساسانی نیست، چون شخصیت آن با دستاوردهای اسلامی كاملاً عوض شده است. این نكته دارای اهمیت حیاتی است، چون نشان میدهد، شكل بیش از مصالح یا فنون معماری، منشاء اولیه تأثیر نیرومند و عاطفی آن است».مناره این مسجد به همت «بختیار بن محمد» در قرن پنجم هجری به مجموعه بنا اضافه شده است.
مسجد بعدی مسجد جامع نایین یا مسجد علویان است. این مسجد نیز از مساجد اولیه اسلامی در ایران است كه همچون تاریكخانه دامغان و مسجد جامع نیریز دارای طاق های هلالی است. این مسجد دارای دو عنصر متمایز و زیبا است كه یكی از آنها منبری است با خط نسخ و كندهكاری شاخ و برگ بر روی آن(ساخته شده در سال 71 هجری قمری) و دیگر درب زیبای منبت كاری شده آن. مسجد دیگر، مسجد جامعه نیریز است كه با نقشه یك ایوانی در سال 363 هجری قمری بناگردیده است. ایوان بلند آن به بناهای دوره ساسانی اشاره دارد و همچنین دارای محراب گچبری شده بسیار زیبایی است كه در سال 363 هجری به بنای مسجد اضافه گردیده است.
شیراز، مسجد جامع مشهوری دارد كه در سال 281 هجری قمری به دستور عمرولیث صفاری بنا گردید. این مجموعه در سال 1034 هجری قمری توسط شاه عباس صفوی بازسازی گردید.
معماری اسلامی در ایران از محدوده مسجد فراتر رفت وبناهای دیگری چون مدارس، تكایا(حسینیه) و به ویژه آرامگاه ها را در بر گرفت. از این آرامگاه ها می توان به دو بنای بی نظیر اشاره کرد اول، آرامگاه امیراسماعیل سامانی که بین سال های 295 الی 300 هجری در بخارا ساخته شده است ساختمانی بسیار زیبا که گویی در آن با آجر تور بافته شده است نقوش هندسی زیبای آن و نیز شیوه گنبد سازی آن که نشان از تأثیرات معماری پارتی وساسانی دارد این بنا را به یکی از شاهکارهای معماری صدر اسلام تبدیل کرده است. این بنا از اولین بناهایی است که دارای گنبدی نیمکره ای با چهار گنبد کوچک در چهار گوشه آن است . الگویی که بعدها درمعماری اسلامی هند(من جمله در مقبره همایون وتاج محل) تکرار گردید.
و دوم «گنبد قابوس» در دشت گرگان كه به تعبیر «پوپ» از شاهكارهای معماری صدر اسلام محسوب میشود. این بنا بر طبق كتیبه آن در سال 397 هجری با ارتفاعی در حدود 55 متر و بر روی تپهای با ارتفاع حدود هفده متر با آجرهای مقاوم و سخت ساخته شده است. مقرنس های به كار رفته در این بنا بیانگر آن است كه احتمالا آرامگاه قابوس، اولین بنای اسلامی ـ ایرانی است كه در آن از مقرنس به عنوان عاملی تزیینی استفاده شده است. این مقرنس در بخش ورودی داخلی گنبد در درون طاق هلالی قرار دارد و از دیدگاه افرادی چون «گرابار» و«اتینگهاوزن»، این آرامگاه با وجود این كه به دست یكی از اعضای یك خانواده زرتشتی و نومسلمان ساخته شده، نمایانگر گرایش هایی به معماری و سنت های تزیینی پیش از اسلام است. به عنوان مثال تأكید بر سال شمسی در كتیبه آن و نیز شكل خاص آرامگاه كه بیانگر نوعی دگرگونی در آثار یادبودی مزدایی و یا خیمه و چادر است، نمودهایی از این تأثیرپذیری محسوب میشوند.
از دیدگاه پوپ این «شاهكار برجسته معماری» قدیمی ترین و گویاترین برج میان پنجاه برج یادبودی است كه تا به امروز باقی مانده است. نمونههایی از این برج ها در ایران همچنان برپا است: برج پیر عملدار و چهل دختران در دامغان، برج طغرل در ری، گنبد علی در ابرقو و آرامگاه بایزید بسطامی در بسطام. پوپ این برج ها را نمایش گر صادق دوره ظهور سبك و نبوغ فردی معماران ایرانی می داند. برج هایی كه نمایانگر كوه یا زیگورات ها است و یا ستون هایی كه قبایل قدیم آسیای میانه به یادبود پیروزی هایشان برمی افراشتند.
شاید همین سنت باشد كه به هند رفته و به دست قطبالدین ایبك مناره مشهور «قطب منار» را به عنوان نماد پیروزی ساخته و پرورانده باشد به ویژه كه نمونهای از آن تحت عنوان مناره علاءالدین در جام افغانستان به سال 1149 میلادی ساخته شده بود. این برج ها كه بلندی و عظمت آن در معماری مساجدـ به ویژه در منارهها و سردرهای بلندی چون سردر مسجد جامع یزد ـ ظهوری بارز دارد دارای یك منشاء نهایی است و آن: «سنت نیرومند جایگاه بلند است؛ سنتی كه در شرق كهن سابقهای چندین هزار ساله دارد و در ایران از دیرباز مورد توجه بوده است. نمایش ارزش غیرمادی، یعنی كانون دستیابی به نیروی روحانی با این بناهای یادبود عالی، بیدار میشد. كتیبه مقبره مؤمنه خاتون در نخشیروان قصر جاودانگی این بناها را باز میگوید: «همه چیز در گذر است، باشد كه این بماند».
معماری اسلامی دوره آل بویه و سلجوقی
غزنویان، آلبویه و پس از آن سلجوقیان، رستاخیز فرهنگی بزرگی را در ایران به وجود آوردند. سلطان محمود و فرزندش سلطان مسعود، مساجد، برج ها، مجتمع های بزرگ لشكری، كاخ ها و باغ های وسیع با كوشك ها و نهرها و چشمههایی به وجود آوردند كه هر كدام در نوع خود بینظیر بود اما از آن همه متأسفانه جز اندكی باقی نمانده است. آل بویه كه مدتی دراز در ایران مركزی صاحب قدرت شدند، با وزیر صاحب ذوق و صاحب هنری چون «صاحب بن عباد» بناهای زیبا و شكوهمندی را در شهرهای اصفهان، شیراز، و یزد ساختند.
مهم ترین و بینظیرترین اثر معماری این دوره اثر باشكوه مسجد جامع اصفهان است. «اتینگهاوزن» و «گرابار» در كتاب «هنر و معماری اسلامی» معتقد اند بنای اولیه مسجد جامع اصفهان با ابعاد(حدود 140 در90 متر) در قرن سوم هجری آغاز و در قرن چهارم یك نمای پیشین در اطراف صحن با آجرهای مجردی به آن اضافه شده است. از دیدگاه این دو مححق برجسته «این مسجد مجتمع پیچیدهای است و با وجود بررسی های متعدد و انتشار قسمتی از حفاری های آن هنوز كاملاً شناخته نشده است. این مسجد نظیر «شارترها»(كه قابل مقایسه با آنها نیز هست) بینظیر است و لذا آن را نمیتوان به یك دوره نسبت داد». اما تقریباً تمامی مورخان هنر و محققان معماری اسلامی، این بنای عظیم را به دوره سلجوقی نسبت میدهند زیرا پایین گنبد قبله كتیبهای وجود دارد كه نام سازنده آن را «نظام الملك» و سال بنای آن را بین سال های 451 هجری تا 470 هجری ذكر میكند. «پوپ» این مسجد را نمونه قدرت و نجابت معماری سلجوقی میداند؛ قدرت و نجابتی كه به خلق یكی از بزرگترین مساجد جهان انجامیده است. این مجموعه در عین حال شناسنامه هشتصد سال تاریخ معماری ایران از قرن چهارم تا دوازدهم هجری است زیرادر دورههای مختلف بارها آسیب دیده و معماران دورههای بعد آن را بازسازی کرده اند. این مسأله در طول تاریخ بر عمق زیبایی و وسعت بنا افزوده است.
تمامی ایوان ها در دوره سلجوقی بازسازی یا تجدید آرایش شده و به تعبیر «پوپ» همین مسأله نشان میدهد كه نقشه اصلی بنا در دوره قبل از سلجوقی آماده شده بود. گزارش های جغرافینویسانی چون «ابوحوقل»، «مافروخی» و «ناصرخسرو» نشان میدهد كه یك مسجد قدیمی بسیار ساده و دارای صحنی بزرگ با رواق های متعدد در آن جا وجود داشته است.
زیباترین بخش مسجد جامع اصفهان گنبد شمالی معروف به گنبد فركاست. این گنبد در سال 1088 میلادی با 20 متر بلندی و 10متر قطر ساخته شد. «در این گنبد همه جنبهها با دقت زیادی بررسی شده و در حد كمال یك غزل در یك كل كاملاً یكپارچه جوش خورده است. از لحاظ مكانیكی با ضرورت های ریاضی یگ گنبد كمال مطلوب برابری میكند و در نقاط حساس به حد دقتی رسیده كه همتای آن است. ...این گنبد تك جداره قریب نهصد سال بدون یك ترك خوردگی در كشور زلزله خیز دوام آورده و شاهدی است بر «ریاضیات دقیق و مكانیك بیعیبِ» معماری عصر سلجوقی؛ آن هم مانند گنبد قابوس «به خاطر ابدیت ساخته شده است».
این بنای مهم با نقشه چهار ایوانی(كه یادگاری معماری اشكانیان در ایران است) ساخته شده و دارای بخش های زیر است: شبستان مسجد با گچبری های بسیار زیبا كه متعلق به دوره دیلمیان است، گنبد و چهل ستون اطراف آن كه به دستور خواجه نظام الملك ساخته شده است، گنبد معروف شمالی كه در سطور فوق از آن سخن رفت، ایوان معروف به «صفه شاگرد» كه در عصر سلجوقی ساخته شده و در زمان ایلخانی و صفوی به قسمت های تزیینی آن افزوده شده است. صفه معروف به صاحب، ایوان غربی معروف به صفه استاد، صفه معروف به عبدالعزیز، مسجد و محراب بسیار زیبا و تحسینبرانگیز الجاتیو كه در سال 710 هجری قمری به بنای مسجد اضافه گردیده و بنای مركزی حیاط و حوض كه در زمان شاه عباس ساخته شده است.
از دیگر بناهای معروف دوره سلجوقی مسجد جامع اردستان است. بنای اولیه این مسجد در قرون اولیه اسلام پیریزی شده و توسط معماران سلجوقی به اوج كمال رسیده است. تزیینات زیبا و جالب توجه گچبری و آجركاری مهم ترین وجه این مسجد جامع است. این بنا را در فاصله سال های 555-553 هجری قمری استاد محمود اصفهانی تعمیر و مرمت کرده و بعدها نیز در دورههای تیموری و صفوی مورد بازسازی قرار گرفته است.
مسجد جامع برسیان یا پارسیان در 42 كیلومتری شرق اصفهان از دیگر بناهای مهم دوره سلجوقی است كه در زمان ملكشاه ساخته شده و در دورههای بعد مرمت و بازسازی شده است. «طبق كتیبه گچبری شده مسجد، محراب بسیار زیبای آن که در 498 هجری و مناره آجری آن در 491 هجری بنا شده است دارای کتیبه کوفی برجسته ای است که آیه مشهور « انما یعمرمساجد الله من امن بالله والیوم الاخر واقام الصلوه و اتی الزکوه ...» نگاشته شده.
مساجد جامع قزوین، بروجرد و اردبیل، مساجد مهم دیگر دوره سلجوقی است. اما در این میان مسجد جامع اردبیل ویژگی خاصی دارد. از دیدگاه محققان ایرانی و خارجی، مسجد جامع اردبیل بیانگر سه دوره ساختمان سازی است: دوره اول بیانگر بنای اولیه آن و مربوط به دوره پیش از اسلام است، دوره دوم با ساخت مسجد جامع توسط سلجوقیان بر روی همان بنای پیش از اسلام و دوره سوم دوره بازسازی آن(پس از ویرانی توسط مغولان) به وسیله حكومت ایلخانیان است.
در دوره سلجوقی بناهای دیگری نیز بنیاد معماری ایران اسلامی را غنا بخشید. رباط یا کاروانسرای شرف درقسمت شرقی راه سرخس و تکمیل شده در سال 549 هجری، از دیدگاه محققان، موزه هنرمعماری ایران نامیده می شود. « تنوع آجرکاری گچبری و تلفیق آجر و گچ در این بنا به گونه ای است که هریک از آنها می تواند در ردیف شاهکارهای هنری قرن چهارم و پنجم هجری قرار گیرد.»
معماری اسلامی ایران در دوره ایلخانی
معماری دوره خوارزمشاهی و ایلخانی که پس از سلجوقیان قدرت را به دست گرفتند از نظر سبک تا حدودی شبیه به دوره سلجوقی است و به تعبیر برخی مورخان ادامه سبک سلجوقی. اما مسجد گناباد که دارای تزئینات منحصر به فرد و بسیار زیبای آجرکاری و مربوط به دوره خوارزمشاهی است و درسال 609 هجری بنا گردیده از نظر سبک با دوره سلجوقی و ایلخانی متفاوت است.
حكومت ایلخانان در ایران با حمله هولاگو(نواده چنگیز) به ایران در سال 1253 میلادی(681 هجری) آغاز و با تصرف بغداد در سال 1258 بغداد به پایان رسید. وی اولین حاكمی بود كه خود را ایلخان یعنی خانِ فرودست خان مغول نامید. خوی چادرنشینی و صحراگردی، اجازه خلق بناهای عظیم و باشكوه را به این قوم نمیداد اما آشنایی با فرهنگ و هنر ایرانی و ضرورت ساخت بناها، توجه ویژه آنان را به معماری را موجب گردید و بناهای شگرفی را در مراغه، تبریز، بغداد و سلطانیه به وجود آورد.
اولین بنای ساخته شده توسط آنان، رصدخانه مراغه بود كه ساخت آن درسال 658 هجری آغاز گردید. در این سال غازانخان به اسلام مشرف شده و نام محمود را برای خود برگزید. وی به همراه وزیر كاردان خود، خواجه رشیدالدین، حیات تازهای به اقتصاد بخشید و از فواید آن برای ساخت مساجد و بناهای دیگر بهره گرفت. این حركت توسط جانشینانش الجاتیو و ابوسعید پی گرفته شده و بناهای مهم معماری مذهبی در سالهای 736-695 هجری خلق گردید.
از مهمترین بناهای این دوره میتوان به مجتمع مقبره غازان خان در غرب تبریز، مقبره خواجه رشیدالدین در حومه شرقی تبریز و بنای كمنظیر و باشكوه الجاتیو در سلطانیه ـ كه آن را با عظمتترین معماری دوره ایلخانی میدانند ـ اشاره كرد.
این بنای هشت وجهی با 48 متر ارتفاع دارای قطری در حدود 38 متر است.(هیلنبرند در كتاب معماری اسلامی ارتفاع آن را 53 متر و آن را رفیعترین گنبد ایران میداند. پوپ در کتاب معماری ایران ارتفاع آن را 54 متر و كیانی در تاریخ معماری ایران در دوره اسلامی، 48 متر میداند.)طبقه همكف دارای هشت ایوان است و راه صعود به طبقات بالا از طریق چهار ایوان كوچكِ طبقه همكف میسر میگردد. تزیینات داخلی و خارجی این بنا بسیار زیبا و كمنظیر است. كتیبههایی به خط كوفی معقلی در برگیرنده جملاتی مانند لاالهالاالله، محمد رسولالله، علی ولیالله و احادیثی از حضرت رسول اكرم است.
«هیلنبرند»، مقبره الجاتیو را در سلطانیه اثری بینظیر میداند كه با «هنرورزی برجسته و بیمثالی از مهندسی سازه به دست آمده است؛ هنری كه هنر آن در پنهان داشتن هنر است. انعكاس آن در فقدان كامل ستون های گوشه، دیوارههای شیبدار، پشتبندها یا هرگونه شیوههای شمعزنی است. همه ریزهكاری ها به سبكباری و توازنی میانجامند كه با تمام توده عظیم آن تعادلی دلپسند دارد». توصیف آرتور پوپ از این بنای بینظیر دوره ایلخانی، شنیدنی است:
«بنای مقبره الجایتو هشت ضلعی است با گنبد نیمكرهای با ارتفاع 54 متر و قطر 25 متر كه با كاشی های آبی روشنی به زیبایی و استحكام پوشانده شده و قرنیز پهن مقرنس و در هر یك از هشت ضلع مناره منقوش آبی درخشانی دارد كه گنید را همچون نگینی در بر گرفتهاند. ...دیوارها با 8 متر ضخامت، به خاطر یكنواختی هشت طاقنمای عظیم و بلند، كمتر به چشم میخورند. به نظر میرسد زاویههای میان این طاق نماها به وسیله مقرنس های كمعمق كاملاً در پایه گنبد عظیم مدور ذوب شدهاند. تمام اجزا در وحد عظیمی آرام تركیب گردیدهاند. نورگیرها به خوبی موجب ورود نور كافی میشود و نردههایشان چنان ماهرانه تعبیه شده كه حالت افقی لازم را برای سنجش و درك حالت عمودی نیرومند سایر شكل ها دارا است. گنبد، علی رغم حجمش، سبك و با روح به نظر میرسد و مانند طاق آسمان محكم است نه هیچ دیوار پهن و خالی وجود دارد تا حركت هماهنگ رو به بالا را كند یا مخدوش سازد و نه دیوارهای قائم نازك و مكرر تا تحرك بیتلاش را به صورتی خصمانه تسریع كند؛ در آن تنها با مقیاس دقیق و نسبت های سنجیده رو به رو هستیم. ...در همهجا ساختار و تزیین ان یكپارچه است: مقیاس شاهانه، نسبت های هماهنگ، رنگ های غنی و درخشان همگی در یك تعادل و فشارها به درستی درنقاط نسبتا كمی تمركز یافته است و گنبد عظیم كار صنعتگر كاملی است و «بدون هیچگونه پشتبند، سر منار یا شانهای ساخته شده». ضخامت پوشش گنبد از پایه، به طرف نوك گنبد كاهش مییابد، كه ضرورتی ناشی از سبكی و استحكام بوده. این كاهش توسط یك عده پله صورت گرفته كه به گنبد نیمرخی ناهموار بخشیده است. ولی معمار با ایجاد یك پوشش خارجی كه بتواند كاشی های لعابی را با نمای هموار و یكدست تحمل كند بر این مشكل فایق آمده است. حاصل آن در واقع یك گنبد دو پوشه است كه با وجود غیر مرسوم بودن فكر تازهای نیست، چون در واقع قبلاً گنبدهای دو پوشه معروفی در بغداد و دمشق وجود داشت. در سلطانیه، گنبد «در واقع تنها به كمك یك نیمدایره تكامل پیشبینی و ساخته شده» سرپا ایستاده است. در اینجا عظمت و آرامش هم تحقیر و هم تعظیم میشود، در اینجا انسان هم كوچك و هم بزرگ میشود. فضاهای محصور و سیعتری وجود دارد، مانند گل گنبد آرام در نیشابور، پانتئون در رم، ولی شاید هیچ كدام وحدت، قدرت و زیبایی آرام و شاهانه را این چنین نمایان تركیب نكرده باشد. این تحقق مشهود رؤیا شاعر بود: «كاخی عظیمتر از كوه، درخشان چون ستارگان، به پهنای عالم و سربرافراشته بر آسمان».
تفكیك معماری، مدرسه، مقبره و مسجد در معماری ایرانی پس از دوره سلجوقی به شدت دشوار است به ویژه آرامگاه ها كه از زمان الجاتیو به بعد هم شبه مذهبی قوی میباشد و هم آرامگاهی برای بزرگداشت مشایخ صوفیه میگردند. علاقه الجاتیو به انتقال پیكرهای امام علی(ع) و امام حسین(ع) به مقبره سلطانیه و تلاش قدسی گستردهای كه در تزیین مذهبی آرامگاه ها به عمل میآمد تقریباً مرز میان مسجد و مقبره را از میان برداشت و سبب برپایی آرامگاه هایی شد كه پس از مدتی به زیارتگاه مردم مبدل میگردید. این آرامگاه ها از یك الگویی پیشین بهره میگرفتند و آن مقبره بایزید بسطامی در شمال شرق ایران بود كه در سال 261 هجری بنا گردیده بود. مقبره عبدالحمد به عنوان یكی از مشایخ صوفیه در سال 707 هجری قمری با همین دیدگاه در شهر نطنز ساخته شد.
اما مهم ترین مساجد دوره ایلخانی كه برخی از آنها دو ایوانی هستند عبارت اند از:
مسجداشترجان در 33 كیلومتری جنوب غربی اصفهان كه در سال 715 هجری توسط حسابدار حكومت ایلخانی ساخته شد.
مسجد جامع ورامین كه در سال 722 هجری قمری توسط ابوسعید و جانشین الجاتیو ساخته شد مسجد جامع یزد كه بنای اولیه آن در سال های 724 الی 728 آغاز گردید و در دورههای بعدی ایوان و بعضی پوشش های تزیینی(735)، شبستان جنوبی، دهلیز و رواق های متصل بر گنبد خانه همراه با نمای صحن وبنای شبستانی شمالی. دهلیز و رواق های ارتباطی آن، كتیبه ایوان و صحن و بعضی پوشش های تزیینی(احتمالا از نردههای از كاشی و منبری از مرمر) به آن اضافه گردید. مسجد جامع تبریز كه گفته میشود علیشاه،(سازنده و حامی بنای مقبره الجاتیو) بانی آن بوده است(شروع بنا 713 هجری و اتمام 723 هجری). پوپ این بنا را تنومندترین ساختمان آجری میداند كه هنوز پابرجا است. ایوان شبستان به پهنای 30 متر و عمق 50 متر و فاصله میان سردر و محراب بیش از 65 متر است، احتمال دارد. این مسجد منارههایی داشته كه 60 متر ارتفاع داشتهاند.
مسجد جامع نطنز كه دارای چهار ایوان است و در سال های 1304 الی 1309 میلادی ساخته شده است. حكومت ایلخانی در سال 736 هجری(1335 میلادی) با مرگ ابوسعید و تجزیه حكومت او پایان پذیرفت اما در سنت معماری ایران تحولی بسیار مهم پدید آورد. برخی از ابتكارات هنر معماری در این دوره آغاز و مسائل لاینحلی در معماری را به زیبایی حل نمود، طاق های همبر در یزد و اصفهان تكمیل شد، ساختمان های آجری(به تعبیر پوپ، در مقبره الجاتیو در سلطانیه) به پیروزی نهایی دست یافت، توجه به بلندی و حالت عمودی بنا افزوده گردید، «ایوان های بلند، منارههای سردر دوتایی و نزدیك به هم، ستونچههای گرد، طاقنماهای بلندتر، قابهای دیواری دراز، حیاط های باریك تر و تكمیل نقشه چهار ایوانی از ابتكارات معماران دوره ایلخانی بود؛ ابتكاراتی كه معماری ایرانی را به چنان سطحی از شكوه و جلال و قوام و زیبایی رساند كه میراث بحقش در معماری بینظیر اصفهان در دوره صفوی ظاهر گردید. پس از تجزیه و تلاش حكومت ایلخانی نظام ملوك الطوایفی حاكم بر ایران، امیرانی را در مركز ایران(دوره آلمظفر)، آلجلایر(در شمال غرب ایران) و نیز عراق، بر سر كار آورد. این دودمان ها هر یك به نوبه خود در گسترش دامنه معماری ایران به لحاظ كمی و كیفی كوشیدند. مهمترین نمونه معماری این دوره كه توسط خاندان آلمظفر در كرمان ساخته شد، مسجد جامع كرمان است(751 هجری ). ویژگی مهم این مسجد كه به تقلید از مسجد جامع یزد ساخته شده استفاده گسترده از كاشی معرق چهاررنگ برای تزیین سطوح سراسر مسجد است. همچنین مدرسه امامی اصفهان را از آثار برتر معماری دوره ایلخانی می دانند. یکی از زیباترین محراب های هنری جهان اسلام با کاشی های رنگارنگ در این مدرسه ساخته شده که هم اینک در موزه متروپولیتن نیویورک نگهداری می شود. مسجد جامع یزد که بنای اولیه آن درقرن ششم و بنای فعلی آن درقرن هشتم ساخته شد یکی دیگر از آثار بی نظیر معماری اسلامی ایران پیش از دوره تیموری است. بنای اولیه این بنا در سال های 724 الی 728 هجری ساخته شده و به ترتیب در دوره های بعدی تا سال 819 هجری بخش های دیگر به آن اضافه شده است مناره های بسیار بلند آن، طرح های هندسی هزار باف درون گنبد، طرح های کوکبی شامل ستاره های هفت پر کاشیکاری بی نظیر محراب با کاشیکاری معرق، و نیز مقرنس کاری های بی نظیر آن از مسجد جامع یزد نمونه کم نظیری از معماری اسلامی ارائه نموده است.
معماری ایران در دوره تیموری
مورخان و محققان، بناهای معماری دوره تیموری را به چهار بخش تقسیم میكنند:
1-بناهای عهد تیمور: 808-772 هجری. 2-بناهای عهد شاهرخ و گوهرشاد: 821-808 هجری. 3-بناهای عهد سلطان حسین بایقرا: 912 –815 هجری. 4-بناهای دوره تركمانان(قراقویونلوها یا گوسفندسیاهان و آققویونلوها یا گوسفندسپیدان (873 – 782)
از اولین بناهای ماندگار تیمور ساخت مقبره عظیم بر فراز شیخاحمد مسیوی صوفی است(متوفی سال 562 هجری قمری). توصیف شیدبلرو جاناتان ام بلوم از این بنا چنین است: «تصویر سایهنمای گنبدها و طاق های عظیم از دور همچون نهنگی كه سر از آب بلند كرده باشد برفراز جلگه همواره قد برافراشته است». این بنا كه دارای طاق های بدیعی از اوایل دوره معماری تیموری است كار جامی حسن شیرازی و بنای آن شمس بن عبدالوهاب شیرازی بوده است. این مسأله بیانگر آن است كه معماران شیرازی، ضمن پیشرفته معماری را با آسیای مركزی منتقل نمودهاند. اما مهم ترین بنای مذهبی ساخته شده توسط تیمور، مسجد عظیم بیبی خاتون(همسر او) در سمرقند است. این بنای عظیم كه بنا به تعبیری اندازه و بزرگی آن متناسب با عظمت پایتخت تیمور بود در سال802 هجری آغاز و در 807 هجری پایان پذیرفت. تیمور مهندسان ماهر معماران كارآزموده و سنگتراشان هندی در سمرقند گرد آورد تا از برای او بنایی بسازند كه در هیچ اقلیمی نظیر آن نباشد. خود صریحاً پس از اتمام كار اعلام كرد: «قصد داشتم در سمرقند مسجد جامعی بسازم كه در هیچ اقلیمی نظیر آن نباشد». اما به قول پوپ با آن كه این مسجد عظیم در هر گوشه منارهای داشت و گنبدی پوشیده از مرمر صیقلی و سقفی با 460 ستون، در حد انتظار تیمور نبود پس «معمار را كشت تا عبرتی باشد برای مهندسان تنبل». قصری نیز كه تیمور در «كش» زادگاهش ساخته، نمایهای از خوی جاهطلبانه و قدرتگرای او بود. این كاخ عظیم كه «هیچ پادشاهی در آسیا نمیتوانست مدعی چیزی همتای آن باشد» نمایش كاملی از قدرت و افتخار تیمور بود. «طاق سردر 50 متر بلندی داشت و در دو طرفش دو برج گرد شبیه مناره قرار گرفته بود كه پایهای دوازده ضلعی داشت. ویرانههای عظیم آن كه هنوز رنگ های درخشانی دارد، گزارش كلاویخو را تأیید میكند».
آنچه تیمور ساخت(همچون مقبره بینظیر مشهور او «گورمیر») همه بیرون از جغرافیای ایران كنونی بود. اما جانشیانش، ایران با حدود جغرافیایی امروزش را مركزی برای ساخت بناهای پرشكوه و با عظمت كردند. نمونههای برجسته معماری جانشیان تیمور، بنا به گفته محققان، سه بنای مهم و عظیم مسجد كبود در تبریز مسجد گوهرشاد در مشهد و مدرسه غیاثیه فرگرد در خراسان است. مدرسه غیاثیه فرگرد كه در سال 848 هجری قمری به دستور غیاثالدین پیراحمد خوافی، وزیر شاهرخ و هنرمندترین معماران آن زمان یعنی استاد قوامالدین و غیاثالدین شیرازی ساخته شده است. به تعبیر محققان، شكل بنای مدرسه مانند سایر بناهای مذهبی به شكل چهار ایوانی است و هر ایوان آن چهار و نیم متر عرض و یازده متر ارتفاع دارد. پوپ نمای این مدرسه را درخور ستایش، گچبری ها، تزیینات، كتیبهها و مقرنس ها آن را دلانگیز و كاشی هایی معرق آن را دارای قدرت نقش و غنای رنگی استثنایی میداند. «گوهرشاد»، همسر شاهرخ، فرزند تیمور، بانی و سازنده مسجد زیبای گوهرشاد در مجموعه حرم حضرت امام رضا(ع) (هشتمین امام شیعیان) و نخستین و بزرگ ترین بنای تاریخی ایران در قرن نهم هجری(پانزدهم میلادی) است. رابرت بایرون در مقاله «هنر ایران» پیرامون این بنای عظیم و باشكوه چنین میآورد: «در میان بناهای موجود، برای تحسین كردن این حیاط، آشنایی با سایر سبك ها لازم نیست چون زیباترین نمونه رنگ در معماری است كه تاكنون پدید آمده است». معمار این بنای عظیم قوامالدین شیرازی است و كتیبه پهنی از كاشی معرق كه در ایوان قبله مسجد وجود دارد كار هنری كمنظیری از بایسنغر و فرزند گوهرشاد و یكی از خوشنویسان بنام است. نویسنده كتاب «معماری ایران» چنین توصیفی را از مسجد گوهرشاد ارائه میدهد:
«در مجاورت مرقد امام رضا در مشهد سردر آن ادامه سبك سمرقند طاق نما در میان طاق نما است، مزین به تعدادی تورفتگی و پیشآمدگی ها كه به آن عمق و نیرو میبخشد. منارههای ضخیم برجمانند كه در جوار گوشههای خارحی نمای سردر قرار گرفته، تا زمین ادامه دارد و همه با پوشش بلند مرمرینِ كرسی بنا به آن ظاهری محكم میبخشد كه لازمه حفظ رنگ درخشان آن است. سراسر نمای حیاط از بهترین نوع آجر لعابدار و كاشی معرق پوشیده شده. بیشتر این رنگ ها عبارت است از آبی لاجوردی و فیروزهای، سفید، سبز، شفاف، زرد، زعفرانی، بور و سیاه آبنوسی، كه مایه هریك از رنگ ها به سایههای مختلفی تغییر مییابد. نقش های روشن و نیرومند هنرمندانه با نقش تزیینی خود سازگار شدهاند؛ خواه در قاب های دیواری قدی یا در آرایش گنبد كه برای جلوهگری از فاصله هزار قدمی در نظرگرفته شده است. یكنواختی كه در یك چنین مساحت عظیمی پرهیز از آن دشوار است و نیز پیچیدگی گیج كننده كه ممكن است با شكل های اصلی معماری رقابت كند، از هر دو پیشگیری شده و این كاری است كه به نیروی نقش های گل و بوته كاشیكاری طرح های هندسی آجری و به كمك آهنگ مؤكد رواق ها، دهلیزهای باز و تورفتگی های عمیق انجام گرفته به ویژه با تضاد چشمگیر ایوان ها. ایوان شبستان سفید یكدست است، حال آنكه در سه ایوان دیگر زمینه طاق رنگ قرمز مات دارد، با كتیبههای كوفی فیروزهای روشن با سایه سفید كه به رنگ سبز در زمینه قرمز جلوهگر میشود. تمامی تزیینات با مقدار غیرمعمولی رنگ سفید در هم آمیخته كه به آن حالت وضوح و هیجان میبخشد».
نمونه مشهور و برجسته دیگر هنر دوره تیمور در ایران مسجد كبود تبریز است. این مسجد كه به دلیل پوشش كاشی معرق رنگ آبی آن به مسجد كبود مشهور است در سال 870 هجری قمری توسط صالحهخانم دختر جهانشاه با معماری نعمت الله بن محمد بواب(بنا به كتیبه سردر آن) ساخته شده است. گرچه این بنا معمولاً در تاریخ هنر بنای دوره تیموری شناخته میشود اما توسط خاندان تیموری ساخته نشده بلكه همچنان كه ذكر شد بانی آن صالحهخانم دختر جهانشاه مشهورترین فرمانروای قراقویونلو(842 الی 872 هجری) بود.
این سلسله تركمانی كه همزمان با حكومت تیموریان قدرت را در شرق ایران به دست گرفته و مركز اصلی خود را تبریز قرارداده بودند عامل انتقال نوآوریها معماری تیموری به جانب غرب و به ویژه در تركیه عثمانی بودند. نقشه این مسجد را با مسجد شاه كه در سال 855 هجری توسط احمد بن شمسالدین محمد(معمار تبریزی) در مشهد ساخته شده و نیز با مسجد یشیل(یا سبز) در بورسای تركیه مقایسه كردهاند. نویسندگان كتاب هنر و معماری اسلامی(شیلا بلر و جاناتان ام بلوم) تزیین كاشی این مسجد را بیمانند و با كیفیتی عالی میدانند و مؤلف كتاب «تاریخ هنر معماری ایران در دوره اسلامی» بنای آن را در ایران را منحصر به فرد و تزیین كاشی معرق آن را چنان نظیر میداند كه «در آثار بعدی هرگز هنر كاشیكاری به آن درجه نایل نیامده است».
این بنا كه همچنین به فیروزه اسلام شهرت دارد تا 50 سال پیش به دلیل زمین لرزهای به صورت ویرانه در آمده بود اما با بازسازی هایی كه در سال های 1330 الی 1340 هجری شمسی در آن صورت گرفت هویت وجودی خود را باز یافت. از دیدگاه برخی محققان آن چه در این بنا چشمگیر است «نقش سایههای متحرك اسلیمی و كتیبهها است كه غالبا با رنگ سفید یا طلایی بر زمینه آبی سیر و سبز آمده است. سطوح بالاتر و طاق های قوسی اتاق اصلی گنبد دار با كاشیهای شش گوش و لعاب دار آبی تیره پوشیده شده ولی پوشش شبستان ارغوانی است و روی آنها رنگ طلایی آمده است». معماری تیموری الهام بخش معماری اسلامی از تركیه تا هند شد و بناهایی كه با استناد به این سبك به وجودآمد علاوه بر تاثیر در معماری اسلامی ایران در دوره صفوی سلاطین مسلمان دهلی و نیز معماری عثمانی را تحت الشعاع خود قرار داد.
معماری ایران در دوره صفویه (عصر زرین معماری ایران)
بناهای ساخته شده در دوره صفویه را، فریبندهترین و جذابترین بناها در طول تاریخ معماری ایران میدانند. این دوره با حكومت شاه اسماعیل صفوی در سال 907 هجری قمری آغاز شده و با هنر و معماری دوره 42 ساله حكومت شاه عباس اول به اوج شكوفایی و تلألؤ خود میرسد.
پروفسور پوپ در دوره معماری شاه عباس اول را عصر زرین معماری صفوی میداند. آنچه در دوره اول سلسه صفوی بنا گردید عبارت اند: از كاخ بزرگ شاهطهماسب صفوی در قزوین و مسجدشاه قزوین كه بنای آن توسط شاه اسماعیل صفوی آغاز شده و گفته میشود بزرگ ترین و زیباترین مسجد ایرانی بوده است لكن این بنا نیز در برابر زمین لرزهها دوام نیاورد. همچنین بازسازی مقبره شیخ صفیالدین اردبیلی در زمان شاه طهماسب صفوی آغاز و مناره طلایی در مشهد و ایوان جنوب غربی مسجد جامع اصفهان تجدید بنا گردید. اما اوج هنر معماری دوره صفوی زمان شاه عباس اول(1627-1589 میلادی) است؛ دورهای كه مساجد، كاخ ها، خیابان ها، پل ها، میادین و باغ ها اصفهان را «نصف جهان» ساختند و جهانگردانی چون تاورنیه، كمپفر، شاردن و الئاریوس، عظمت آن را ستودند. شاه عباس پایتخت را از قزوین به اصفهان تغییر داد و در دوران 42 ساله حكومت خود این شهر را به مركز هنرهای اسلامی تبدیل نمود. اولین مسجد در دوره صفویه با عنوان مسجد علی در دوران شاه اسماعیل صفوی، در سال 929 هجری، نزدیك مسجد جامع اصفهان ساخته شد. این مسجد به شكل چهار ایوانی بنا شده و كتیبهای به خط ثلث آیاتی از قرآن را در داخل گنبد به تماشا گذارده است. بانی آن میرزا شاه حسین اصفهانی است. «این مسجد بنا به معماری، تزیینات سردر ورودی و مقرنس های گچی داخل گنبد و كاشیكاری آن، در ردیف مساجد مهم دوره صفوی محسوب میشود».
از دیگر مساجد جامع ساخته شده در زمان شاه اسماعیل صفوی(سال 927 هجری) مسجد جامع ساوه است با سبكی چهار ایوانی و پوششی با رنگ فیروزهای و محراب گچی زیبایی كه دارای دو كتیبه كوفی است.
اما اوج هنر معماری صفوی در دو مسجد عالی، باشكوه و بینظیر شیخ لطف الله و مسجد امام ظهور كرده است. ساخت مسجد امام در بهار سال 1020 هجری قمری(1611 میلادی) آغاز و در سال 1040 هجری پایان پذیرفت. معماری اصلی این بنا را ریاضیدان، فقیه، فیلسوف، معمار اعجوبه آن زمان شیخ بهایی میدانند. اما در كتیبهها نامی از او به چشم نمیخورد.
كتیبهها و متون مسجد امام اسم سه نفر را به عنوان طراحان و سازندگان این بنای عظیم ذكر میكند: بدیع الزمان تونی(فراهم كننده محل و نقشهها)، علی اكبر اصفهانی(مهندس) و محب علی بك(پیمانكار بنا).
«مسأله محورهای ناسازگار در مسجد امام كه در نزدیكی مسجد شیخ لطف الله و در پیشانی میدان قرار دارد كاملاً به راحتی حل میشود زیرا سردر به دهلیزی هدایت میشود كه بر روی قطر واقع شده است و همین دهلیز نیز به نوبه خود به صحنی چهار ایوانی باز میشود كه به طرز صحیحی جهت یافته است».
ارتفاع مسجد كه با تزیینات زیبای كاشیكاری پوشیده شده است تقریباً 54 متر است. مسجد مستطیل شكل و چهار ایوانی ساخته شده و در وسط هر یك از اضلاع صحن ایوان و در اطراف ایوان ها، غرفههای دو اشكوبه بنا شده است.
مجللترین قسمت داخلی مسجد محوطه زیر گنبد است. تزیینات زیر گنبد با مهارت و زیبایی تمام انجام گرفته و شامل گل و بوتههای سفید و زرد و طلایی بر زمینه آبی است، كتیبه داخل گنبد به خط ثلث بر زمینه كاشی لاجوردی است كه به وسیله هنرمند معروف عبدالباقی تبریزی در سال 1036 هجری نوشته شده است.
از جمله هنرمندان معروف دیگری كه در نمای داخلی مسجد كتیبههایی به یادگار گذاشتهاند میتوان از محمد صالح اصفهانی و محمد رضا امامی نام برد. در قسمت فوقانی محراب مسجد، كتیبهای به خط ثلث سفید بر زمینه كاشی لاجوردی وجود دارد كه آن را محمد اصفهانی در سال 1038 هجری نوشته است.
در دو طرف محوطه زیر گنبد در شبستان قرار گرفته كه سقف این شبستان ها نیز مانند محوطه زیر گنبد با كاشی های خوشرنگ زینت یافته است و دارای پنجرههای مشبك ظریفی است كه روشنایی داخل شبستان را تأمین میكند. همچنین هر یك از شبستان ها دارای دو محراب است كه در اطراف آنها كتیبهای به خط ثلث از محمدرضا امامی وجود دارد. پوپ معتقد است این بنا در مواردی از اخلاف و اعقاب خود فروتر است «ولی از لحاظ شكل موقر، استحكام و استقرار آرام، اظهار محكم و بیان استوار روح اسلام این بنا كمتر نظیری دارد، در این جا عظمت و قدرت است كه شادمانه با زیبایی نسبتا هماهنگ فضای منطقی و بی مانع، با انتقالی ملایم نشان داده شده است».
مسجد شیخ لطف الله
«هیچ كس قادر نیست با حالتی هوشیار یا متفكر وارد شود بیآن كه احساس ناشی از رسیدن به حضور، به وی دست ندهد. این بنا به خاطر همه برازندگی ها و كمالش فاقد ضعف است. فضا كاملاً باز و نقش ها بسیار قوی است. این بنا همچنان كه از معماری آن انتظار میرفته حالت خود را القا میكند». این جملات، تعبیر «پوپ» از بینظیرترین معماری شكوهمند دوره صفوی است. وی در جای دیگری نیز احساس خود در مورد این بنای با عظمت را چنین ذكر كرده است: «مسجد شیخ لطف الله توافقی است بین یك دنیا شور و هیجان و سكوت و آرامشِ با شكوهی كه نماینده ذوق سرشار و زیباییشناسی بوده است و منبعی جز ایمان مذهبی و الهام آسمانی نمیتواند داشته باشد». بنای این مسجد در دوره شاه عباس اول آغاز و به پایان رسیده است(سال 1028 هجری قمری) و وجه تسمیه آن تجلیل و تكریم شیخ لطف الله پدر زن شاه عباس و از علمای مذهبی لبنان است كه به ایران هجرت كرده و در ابتدا مشهد و سپس اصفهان را برای اقامت خود برگزیده بود. «شیخ لطف الله در این مسجد و در مدرسه مجاور آن به اقامه نماز و تدریس علوم دینی میپرداخت. این بنا فاقد ملحقات یك مسجد چون مناره، ایوان های بالاخانه و یا صحن است و به نظر میرسد بیشتر شكل آرامگاهی بزرگ است تا یك مسجد. در این مسجد نیز چون مسجد امام برای آن كه شبستان در جهت قبله قرار گیرد از پیچی ابتكاری و ناپایدار در دالان مسجد استفاده شده است بدین ترتیب سقفی كه وارد مسجد میشود محراب دقیقاً رو به رویش قرار میگیرد. این مجموعه كه بیشتر آراسته به كاشی است درخشان، ولی هماهنگ است و رنگ های مسلط را فیروزهای لاجوردی و سفید شیری تشكیل میدهد. ازاره و طاق نماهای وسط دیوارها با كاشی های هفت رنگ اطلسی پوشیده شده كه در طاق نماها دارای اسلیمی های درشتی است. باقی داخل بنا از كاشی های معرق درخشانی است كه موجب رقص نور در سراسر سطح بنا میشود و گاه با ورقههای تابان نوری همراه است كه لحظهای، تمام رنگ طرح را فرا میگیرد… اطاق(یا صحن مسجد) یكسره خالی است، هر نوع متعلقاتی ممكن است مبتذل باشد و بر اثر شكل نیرومند و رنگ آمرانه منكوب شود،این یك معماری ناب است، بی عیب و آرام و هنوز به همان كمال سیصد سال و اكنون چهارصد سال پیش كه آن را بنا كردهاند». برای ورود به این مسجد باید از ایوان ورودی با كاشی هایی پرتلالو و از دهلیز تاریكی كه بر پهلوی شبستان میگذرد عبور و وارد صحن اصلی شد. «تأثیر بصری و روانیای كه در بدو ورود به فضای داخلی بزرگ و تابان بر بیننده گذاشته میشود حیرت آور است».كتیبههای داخل شبستان توسط هنرمند معروف آن زمان «علیرضا عباسی» كار شده است و كتیبههای دو ضلع شرقی و غربی داخل گنبد به خط «استاد باقر بنا» است. معمار این مسجد بنا به كتیبهای كه در محراب قرار دارد، محمدرضا، پسر استاد حسین، بنای اصفهانی است. گنبدِ زیبا و بیمانند آن را «شانزده سپر بادبادك مانند كه بر چهار فیل پوش بزرگ نهاده شده و به صورت متناوب با قاببندهای قوسی قرار گرفته نگه میدارد. همه آنها از كف زمین برون جسته، با ابزار طنابی آبی روشن مرزبندی شده و با نوار كتیبههای پرشكوه سفید بر زمینه آبی تیره چارچوب بندی شده است». علاوه بر دو اثر مهم و مشهور صفوی كه از آن سخن گفتیم، این دوره، شاهد ساخت بناهای مذهبی و غیرمذهبی دیگری نیز بوده است، همچون مسجد حكیم كه در سال 1067 هجری و در زمان سلطنت شاه عباس دوم صفوی در محله بابالدشت اصفهان بنا شده است. این مسجد بر بقایای مسجدی به نام رنگرزان كه از مساجد اوایل اسلام بوده بنا گردید و همچنین آرامگاه «شیخ محمد مؤمن عارف استرآبادی» در مشهد. صفویان علاوه بر مساجد، مدارس مهم و مشهوری نیز در شهرهای مختلف ایران احداث كردند. در اصفهان مدرسه كاسهگران(سال 1105 هجری به هنگام سلطنت شاه سلیمان صفوی) در مشهد مدرسه عباسقلی خان(سال 1077 هجری قمری) و مدرسه نواب در فردوس(سال 1086 هجری و به هنگام سلطنت شاه سلیمان صفوی)، مدرسه علیا كه احتمالاً مربوط به دوره اول حكومت صفوی است و مدرسه خان كه در سال 1024 توسط الله وردیخان و پسرش امام قلی خان در شیراز ساخته شده است. برخی كاشی كاری های این مدرسه با كاشی كاری های مسجد شیخ لطف الله قابل مقایسه است. علاوه بر مدارس، كاخ هایی چون چهلستون در قزوین، عالیقاپو، هشت بهشت و چهلستون در اصفهان، صفی آباد در بهشهر و پل هایی چون سی و سه پل و پل خواجو در اصفهان، پل بیستون در دینور و حمام هایی چون حمام گنجعلیخان در كرمان و كاروانسراهایی چون مهیار، دیرگچین، شبلی(در تبریز)، شیخ علیخان، بیستون و كاروانسرای مادر شاه از بناهای مهم و ماندگار دوره صفویاند.
معماری ایران از دوره صفوی تا پهلوی
مهم ترین بناهای معماری دوره نادرشاه افشار یکی مسجد کبود گنبد در 138 کیلومتری سرخس و دیگری کلات خورشید است مسجد کبود با فرم چهار ایوانی دارای کاشی هایی به رنگ خاکستری و کبود و در تزیینات خود بهره مند از کاشی های هفت رنگ است و کلمات الله، محمد و علی. کلات نادری نیز در مواردی دارای شاخصه های کم نظیر است همچون گنبد استوانه ای شکل با 25 متر ارتفاع و 10 متر قطر.
در دوره زندیه نیز معماری اسلامی در شیراز تداوم یافت. مسجد وکیل، ارگ کریمخانی، بازار، کاروانسرا و حمام وکیل از آن جمله اند. به ویژه مسجد وکیل با تزیینات بسیار جالب توجه آن. اما در دوره قاجار ساخت مساجد، معماری اسلامی در ایران را تداوم بخشید. مسجد نبی در قزوین ، مسجد امام در سمنان، مسجد حاج علی آقا در کرمان،(با مقرنس کاری های شکوهمند) مساجد سید عزیز الله ، حاج رجبعلی و امام در تهران و شاهکار معماری قاجاری مسجد شهید مطهری(سپهسالار) از جمله این آثار اند. مسجد سپهسالار با گنبدی عظیم به ارتفاع 37 متر، هشت گلدسته و کاشی های هفت رنگ مشهورترین بنای معماری اسلامی دوره قاجار است. در دوره پهلوی مهم ترین اثر معماری، یادبود مستقر در مرکز میدان آزادی تهران است. بنایی که فرم اصلی اش از برج ایفل پاریس ماخوذ است با برخی رنگ ها و فرم های هندسی هنر و معماری اسلامی.
نتیجه
معماری و هنر اسلامی در طول تاریخ معرف فرهنگ و هویت ایرانی-اسلامی بوده است و یا به یک عبارت فرم های هنری و معماری، ترجمه بصری فرهنگ و هویت ما بوده اند. این هویت ایجاب می کند راهکارهایی در جهت احیاء، ترویج و گسترش فرهنگ معماری اسلامی – ایرانی صورت گیرد:
1- پس از پیروزی انقلاب مباحث نظری مهمی در جهت تأویل و تحلیل این فرم ها صورت گرفت و خود بنیانی برای پی ریزی قوانین و اصول معماری و هنر اسلامی گردید. 2- ضرورت تقرب و وصول به اهداف اصیل انقلاب اسلامی ایجاب می نمود به دلیل انطباق فرم ها با هویت، تلاشی در جهت ظهور هویت فرمی در هنر و معماری یا نمادهای بصری صورت گرفته و مکتب معماری جمهوری اسلامی شکل گیرد كه متاسفانه صورت نگرفت(البته ضروری است تحقیقی در مورد کارهای انجام شده در مصلای تهران و آستان قدس رضوی صورت گیرد که آیا چنین مفهومی در حال شکلگیری هست یا خیر؟) 3- بنابر این ضروری است وزارت مسكن و شهرداری ها این اصول و قوانین را تدوین و به عنوان دستورالعمل اجرایی در ساخت بناهای دولتی ابلاغ نمایند. 4- در مورد بناهای شخصی طبیعی است که علاوه بر اختیارت حکومتی در وضع و الزام برخی قوانین، می توان با استفاده ازتشویق ها و انذارها عموم مردم را به استفاده از فرم های اسلامی در بناها ترغیب کرد. 5- پیشنهاد می شود كمیته فرهنگ و تمدن ایران و اسلام با استفاده از كارهای صورت گرفته در وزارت مسكن و شهرداری ها این اصول را تدوین و به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی برساند.
منابع و مراجع
1. معماری اسلامی، روبرت هیلنبرند، ترجمه دكتر آیت الله زاده شیرازی. نشر روزنه 1383. // 2. هنر اسلامی؛ زبان و بیان، تیتوس بوركهارت، ترجمه مسعود رجبنیا. نشر سروش 1376. // 3. هندسه و تزئین در معماری اسلامی، گلرو نجیباوغلو، ترجمه مهرداد قیومی بیدهندی.نشر روزنه1379. // 4. مجموعه مقالات كنگره تاریخ معماری و شهرسازی ایران (كنگره اول)، جلد چهارم، مقاله «تاویل معماری مسجد با تاملی در مناسك حج»، نوشته سیدمحمد بهشتی، سازمان میراث فرهنگی كشور، تهران، 1375. // 5. حس وحدت؛ سنت عرفانی در معماری ایرانی، نادر اردلان و لاله بختیار، ترجمه حمید شاهرخ. نشر خاك، تهران، 1380. // 6. هنر و معماری اسلامی، ریچارد اتینگهاوزن، الگ گرابار، ترجمه دكتر یعقوب آژند، نشر سمت، تهران، 1378. // 7. هنر مقدس؛ اصول و روشها، تیتوس بوركهارت، ترجمه جلال ستاری. // 8. شكلگیری هنر اسلامی، الگ گرابار، ترجمه مهرداد وحدتی دانشمند، چاپ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، 1379. // 9. شاهكارهای هنر ایران، آرتور پوپ، ترجمه دكتر پرویز ناتل خانلری. // 10. سبكشناسی هنر معماری در سرزمینهای اسلامی، ج ـ هوگ و هانری مارتن، ترجمه پرویز ورجاوند، نشر انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، 1375. // 11. هنر اسلامی، ارنست كونل، ترجمه هوشنگ طاهری. نشر طوس 1387. // 12. تاریخ هنر معماری ایران در دوره اسلامی، محمد یوسف كیانی، نشر سمت، تهران، 1379. // 13. هنر و معماری اسلامی، شیلا بلر و جاناتان ام. بلوم، ترجمه اردشیر اشراقی.نشر سروش 1381. // 14. هندسه مقدس، فلسفه و تمرین، رابرت لو لر، ترجمه هائده حائری، نشر موسسه تحقیقات و مطالعات فرهنگی، تهران، 1368. // 15. اوجهای درخشان هنر ایران، ریچارد اتینگهاوزن و احسان یار شاطر، ترجمه هرمز عبدالهی و رویین پاكباز، چاپ آگاه. // 16. معماری ایران، آپهام آرتور پوپ، ترجمه غلامحسین صدری افشار، نشر ارومیه، 1366.
منبع: اطلاعات حکمت و معرفت، سال ششم، شماره9
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید