اسیر تقدیر بیدادگر/ سجاد صداقت

1395/2/20 ۰۸:۱۴

اسیر تقدیر بیدادگر/ سجاد صداقت

«زمان که با گذشت خود پاره‌ای دردها را فرو می‌نشاند، درد تقدیر بیدادگر ایران را جانکاه‌تر می‌کند.» شاید به سختی بتوان در نظر اول نویسنده این جملات را یک غیرایرانی دانست اما واقعیت عجیب آن است که در تاریخ معاصر ایران مردانی بوده‌اند که هرچند ملیتی ایرانی نداشته‌اند و زمان زیادی در ایران زندگی نکرده‌اند، اما به این کشور و مردمانش با نگاهی واقعی نگریسته‌اند و آن را بر خاطرات خویش ثبت کرده‌اند.

 

به بهانه سالروز ورود مورگان شوستر به ایران

«زمان که با گذشت خود پاره‌ای دردها را فرو می‌نشاند، درد تقدیر بیدادگر ایران را جانکاه‌تر می‌کند.» شاید به سختی بتوان در نظر اول نویسنده این جملات را یک غیرایرانی دانست اما واقعیت عجیب آن است که در تاریخ معاصر ایران مردانی بوده‌اند که هرچند ملیتی ایرانی نداشته‌اند و زمان زیادی در ایران زندگی نکرده‌اند، اما به این کشور و مردمانش با نگاهی واقعی نگریسته‌اند و آن را بر خاطرات خویش ثبت کرده‌اند.

 این جملات اولین نوشته‌های مورگان شوستر، حقوقدان و کارشناس مالی آمریکایی در کتاب «اختناق ایران» است که در سال 1911 به‌عنوان «رئیس خزانه‌داری کل» به ایران آمد و درحالی که پس از هشت ماه مجبور به خروج از کشور شد، اما گویا تا روزهای پایانی زندگی نیز «تقدیر بیدادگری» که پس از مشروطه بر ایران گذشت را فراموش نکرد. مورگان شوستر به ایران آمده بود تا بخشی از مشکلات جامعه گرفتار دردهای فراوان را رفع کند و شاید به همین دلیل بتوان به بهانه سالروز ورود او به ایران نگاهی دیگربار به آنچه او در کشور انجام داد، انداخت.

 

  سال‌های پس از مشروطه

درطول سال‌های پس از سفرهای ناصرالدین‌شاه به فرنگ، ایران با پدیده‌های تازه‌ای روبه‌رو می‌شد. سردمداران حکومت در طول این سال‌ها برای رفع نیازهای زمین‌مانده جامعه ایرانی افرادی را از کشورهای دیگر به ایران می‌آوردند و از ایشان در مشاغل حساس استفاده می‌کردند. هرچند این رویکرد بیشتر درباره مسائل نظامی خود را نشان می‌داد، اما کنترل موضوعاتی چون گمرکات و امور مالی نیز شرایطی را به وجود آورد که دولتمردان و مجلس‌نشینان - پس از مشروطه – را به فکر استخدام مستشار خارجی انداخت. موسیو نوز بلژیکی که اداره گمرکات ایران را تا پیش از امضای فرمان مشروطه برعهده داشت، یکی از این شخصیت‌ها بود. پس از تشکیل مجلس شورای ملی در ایران به‌تدریج نمایندگان به این نتیجه رسیدند که برای کنترل اوضاع مالی کشور نیز به یک کارشناس مالی نیاز است. اما به دلیل رویکردهای شوروی و انگلستان در طول سال‌های پس از مشروطه، کمتر از پنج سال پس از امضای فرمان مشروطه توسط مظفرالدین‌شاه در آبان و آذر 1289 نمایندگان مجلس شورا به این نتیجه رسیدند که مستشاران مالی از آمریکا به ایران بیاورند تا فارغ از نفوذ دول اروپایی بتوانند سر و سامانی به وضع آشفته خزانه‌داری ایران بدهند. همین تصمیم بود که ایرانیان را برای اولین‌بار با مورگان شوستر آشنا کرد.

 

  جست‌وجوی مستشار

پس از بحث و نظرات فراوان درباره استخدام مستشار خارجی برای سامان دادن به اوضاع آشفته خزانه‌داری ایران در 3 دی 1289 دولت ایران از طریق حسین قلی‌خان وزیر خارجه خود دستورالعملی را برای سفارت ایران در واشنگتن ارسال می‌کند و در آن «برای استخدام یک نفر خزانه‌دار کل که از مردمان کافی و کاردان بی‌آلایش آمریکا و امین و موثق باشد، به جهت تجدید تشکیل و پیشرفت و نظم و خرج مالیه ایران به مدت سه سال» درخواست می‌دهد. پس از این درخواست و در پی مذاکراتی که بین نمایندگی سیاسی ایران در واشنگتن و وزارت خارجه آمریکا صورت می‌گیرد، دولت ایران موافقت مورگان شوستر را با قرارداد سه ساله «تصدی مقام خزانه‌دار کل دولت‌های شاهنشاهی برای سازماندهی و اجرای جمع و خرج درآمدهای کشور» به دست می‌آورد. چهار دستیار آمریکایی نیز برای شوستر به همین صورت استخدام می‌شوند تا او را در این راه یاری کنند. شوستر که بعدها در کتاب «اختناق ایران» آن روزها را شرح می‌دهد، ضمن قرون وسطایی خواندن وضع خزانه‌داری ایران، درباره دلایل پذیرفتن این پست می‌نویسد: «پیش از آن من هرگز خواب رفتن به ایران را هم ندیده بودم، ولی برخورد گرم میرزاعلی قلی‌خان کاردار ایران در واشنگتن تردیدهای اولیه مرا از بین برد....» مورگان شوستر درحالی که می‌دانست نماینده‌ای از جانب دولت آمریکا در ایران نیست و با این شرط که اختیار تام و تمام در کار خود داشته باشد عازم ایران می‌شود.

 

  ورود به ایران

داستان پذیرفته‌شدن منصب شوستر در ایران ماجرایی مفصل است. مخالفت صریح روس‌ها و مخالفت انگلستان در ابتدا و در ادامه موافقت با آن باعث می‌شود که دول اروپایی که پس از قرارداد 1907 ایران را بین خود تقسیم کرده بودند، با ورود شوستر موافقت کنند. در 12 بهمن 1289 مجلس شرایط قرارداد شوستر و همکارانش را با اکثریت بالا و ابراز احساسات زیاد می‌پذیرد. شوستر درباره تصور خود در ابتدای سفر به ایران می‌نویسد: «ما با حسن‌نیت و با این تصور طبیعی به ایران رفتیم که دو قدرت دارای به قول خودشان منافع ویژه در ایران هیچ مخالفتی با کار بی‌غرضانه و شرافتمندانه ما در آن کشور ندارند.» در اردیبهشت 1290 شوستر از طریق بندرانزلی وارد ایران می‌شود. او چند روز بعد به تهران می‌رسد و در پارک اتابک اسکان داده می‌شود. او درباره روزهای اول حضورش در تهران می‌نویسد: «هیجانی را که در بدو ورودمان به پارک اتابک در اوایل شب به ما دست داد خوب به خاطر می‌آورم. سه شبانه‌روز در گرد و خاک و باران، در سرمای کوه‌های البرز و گرمای دشت‌های باز، سفر کرده بودیم. شب‌ها در کاروانسراهای بدون امکانات خوابیده بودیم و هر غذایی که پیدا کرده یا همراه خود داشتیم، خورده بودیم. فرسوده و آفتاب‌سوخته و سرتا پا چرک و خاکی شده بودیم. پیش از اینکه فرصت کنیم وسایل‌مان را باز کنیم، کسانی از هر سنخ برای ملاقات بر سرمان ریختند و تا دو ماه کار ما از صبح علی‌الطلوع تا دیروقت شب ملاقات با این افراد بود که انگار تمامی نداشت.»

 

  سرنوشت شوستر

مورگان شوستر هشت ماه در ایران فعالیت کرد. او و دستیارانش آن‌گونه که خود در کتاب «اختناق ایران» نیز توضیح می‌دهد به سختی در برابر ولخرجی و دزدی از اموال دولتی مقاومت و تلاش کردند که وضع خزانه‌داری ایران را تغییر دهند. اما اتفاقات مهمی که در این بین به وقوع پیوست باعث دو اولتیماتوم روسیه به ایران شد. دولت روسیه از دولت ایران خواسته بود تعهد دهد که از این پس بدون توافق با سفارت‌های روس و انگلیس دست به چنین اقداماتی نزند. مقاومت مجلس در برابر اولتیماتوم اول با پاسخ سخت روس‌ها مواجه شد. نیروهای روس تبریز، زنجان و رشت را اشغال کردند. مجلس شورای ملی همچنان به مخالفت ادامه داد و مردم نیز مخالف تسلیم‌شدن بودند. روسیه برای به اجرا درآوردن اولتیماتوم حرم امام رضا(ع) در مشهد را به توپ بست. با وقوع این رویدادها ناصرالملک که نایب‌السلطنه بود با استفاده از حق پادشاه مجلس را واداشت تا در این مورد اختیارات خود را به کمیسیونی که برای این کار ترتیب داده شده بود، واگذارد. این کمیسیون شرایطی را که روسیه طلب کرده بود، پذیرفت و شوستر را اخراج کرد. هرچه در آن سال‌ها اتفاق افتاد حکایت از تلخی‌های تاریخ معاصر ایران در آن دوران داشت. شاید بهترین وصف درباره آن روزها و آنچه بر ایران گذشت را خود شوستر ارائه داده باشد: «اگر نابودی حاکمیت ملی ایرانیان توانسته باشد آگاهی جهان متمدن را از روح غارتگرانه سیاست‌های جهانی در سال 1911 تا حدودی بالا ببرد، زندگی و مبارزات مشروطه‌خواهان ایرانی که به مرگ بسیاری از آنها منجر شد، بی‌نتیجه نبوده است.»

منبع: روزنامه فرهیختگان

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: