1393/3/17 ۰۷:۵۶
شیوه فقاهت امام راحل(ره) اگرچه بیشتربه شیوه فقاهت قدما شباهت داشت، اما از ویژگیهایى برخوردار بود كه در عرصه فقاهت معاصر ممتاز به شمار مىرفت. این ویژگیها بدین قرار است:
اولاً ریشهیابى هر مسئله ـ در امهات مسائل ـ و به دست آوردن تاریخچه آن و دستیابى به آراى سلف و بررسى آنها در سطحى گسترده. علامه حلى در یكى از توصیهها به فرزندش فخرالمحققین مىفرماید:«و اكثر من الاطلاع على آراء الفقهاء»، براى آنكه فقیهى توانمند و ورزیده شوى، بكوش تا بر آراى فقها هر چه بیشتر دستیابى و نظرات فقیهى آنان را در هر مسئله به روشنى به دست آورى. امام(ره) در این زمینه مىفرمود: عرضه آراى فقها، علاوه بر آنكه فقیه را هر چه بیشتر به راز و رمز فقاهت آشنا مىسازد، او را ازانحراف و كجروى از جاده مستقیم، بهتر باز مىدارد. ایشانهمچنین مىفرمود: احترام گزاردن به آراى سلف، همان نقد و بررسى آراى ایشان است؛ زیرا اگر براى آراى ایشان احترام قائل نبودیم، متعرض آنها نمىشدیم.
ایشان مسئله قداست را از مسئله حرمت و احترام گزاردن جدا مىكرد. قداست (به معناى خط قرمز) مخصوص اقوال قطعىالصدور معصومین(ع) است. البته احترام و حرمت گزاردن به تمامى آراى دانشمندان در تمامى رشتههاى علوم امرى لازم و جارى است؛ ولى به همین معنا كه آن را مورد نقد و بررسى قرار دهیم و در عین حال كمال احترام را رعایت داریم.
ثانیاً موضوعیابى در عرصه واقعیت موجود بر هر فقیهى فرض است كه در بررسى مسائل شرعى، نیازهاى فقهى (حقوقى ـ شرعى) جامعه را از متن واقعیات موجود به دست آورده و بداند كه چه موضوعاتى در شرایط كنونى، مورد نیاز مبرم جامعه است؛ چه در سطح عمومى و چه در سطحكاربرد دولتى. امام راحل براین امر تاكید داشت و چندین بار بر منبر تدریس درمسجد شیخ انصارى ـ كه در منتهىالیه بازارحویش1 قرار داشت ـ فرمود: «طلاب عزیز، مسائل فرعى فقهى را در میان بازار حویش بررسى كنید، نه در اتاقهاى دربسته مدرسهها!» این توصیه كنایه از آن بود كه در متن واقعیت جامعه قرار بگیرید و نیازهاى كنونى آن را از نزدیك لمس كنید، آنگاه به بررسى احكام هر یك ـ طبق ضوابط فقاهت ـ بپردازید؛ نه آنكه موضوعات مسائل را نزد خود فرض نموده و براى هر یك احكام مترتبه بیان دارید، در حالى كه بسیارى از آنها مورد ابتلاى كنونى جامعه نیست یا هرگزمورد نیاز نخواهد بود، مگر در عالم وهم و خیال!2
شیوه علامه حلى و دیگر فقهاى سلف بر آن بود كه پیش از طرح مسائل، براى موضوعیابى، خود شخصاً در متن جامعه قرار مىگرفتند و از نزدیك به نیازهاى موجود آشنا مىشدند و پس از موضوعیابى، به بررسى احكام هر یك مىپرداختند. در حقیقت طبیبانى بودند كه براى علاج دردهاى موجود نسخه مىنوشتند؛ به ویژه در باب معاملات، معاهدات رایج را دقیقا مورد بررسى قرار مىدادند و حلال و حرام و صحیح و فاسد هر یك را طبق ضوابط شرع بیان مىداشتند.
به هر حال شناسایى مفهومى موضوعات رایج عرفى، دركنار شناخت احكام شرعى هر یك، از وظائف اصلى فقیه شمرده مىشود و لذا تأثیر «زمان»، «مكان» و شرایط متحول هر دوره را نباید از نظر دور داشت، بلكه باید با عنایت كامل، بدان توجه شود تا تحول در روند نیازهاى جامعه را در بستر زمان به طور دقیق به دست آورد و حكم هر معاملهاى را طبق شرایط روز بیان نمود.
از این رو شرایط زمان و مكان، نقشى اساسى درموضوعشناسى در عالم فقاهت ایفا مىكند و امام راحل نیز بر آن تاكید وافر داشت. دلیل این نقش روشن است: فقه بیان احكام عملى جامعه كه روند آن طبق شرایط زمان و مكان در حال تحول است. فقهاى سلف دقیقا به این نكته توجه داشتند. شهید اول محمد بن مكى عاملى (شهادت به سال 786) در قاعده خامسه كه پیرامون عادت سخن مىگوید، در فائده دوم فرموده: «یجوز تغیرالاحكام بتغیرالعادات، كما فىالنقود المتعاوره...:3 احكام طبق تغییر عادات تغییر مىكند؛ چنان كه در پولهاى رایج (سكه و اسكناس) و سنگوزنها و نحوه نفقه همسر و بستگان، كه تابع عرف و عادت زمانه است.»
محقق اردبیلى (متوفاى سال 993ق) در باب نماز مسافر و اماكن تخییر مىفرماید: «تختلف الاحكام باعتبارالخصوصیات و الاحوال و الازمان و الامكنه و الاشخاص...:4 احكام با در نظر گرفتن خصوصیات مرتبط به احوال و شرایط زمان و مكان واشخاص تفاوت مىكند و امتیاز دانشمندان محقق و فقهاى لایق به توان استخراج و استنباط احكام هر یك از موارد مختلف و قدرت تطبیق دادن آنها با موازین شرع بستگى دارد.» همین شیوه است كه فقاهت را پویا و همگام با شرایط و روند زمان مىسازد تا ضمن حفظ اصالت و جاودانگى خود، براى همیشه اصول و ضوابط آن، پاسخگوى نیازها و رخدادهاى زمان باشد.
ثالثاً كاربرد عقل در بررسى متن حدیث، در كنار بررسى سند. امام راحل براى به دست آوردن صحت و سقم یك روایت، در كنار بررسى سند، به بررسى متن حدیث و توافق آن با موازین و اصول ثابته شرع و عقل، توجه خاصىداشت. این شیوهاى است كه در دستور صریح مقام رسالت و ائمه اطهار، در زمینه ارزیابى روایات مشتبهالحال صادر شده است؛ یعنى عرضه بر كتاب و محكمات شرع. امام جعفر صادق(ع) در این باره به ابن ابى یعفور فرمود: «اذا ورد علیكم حدیث فوجدتم له شاهداً من كتابالله او من قول رسولالله، و الا فالذى جاءكم به اولى به».5 همچنین فرمود: «كل شئ مردود الى الكتاب و السنه و كل حدیث لایوافق كتابالله، فهو زخرف».6 پیامبر گرامى(ص) در منى ضمن ایراد خطبهاى فرمودند:«ایها الناس، ما جاءكم عنى یوافق كتابالله فانا قلته، و ما جاءكم یخالف كتابالله فلم اقله».7 امام رضا(ع) فرمود: «فى اخبارنا محكما كمحكم القرآن، و متشابها كمتشابه القرآن. فردّوا متشابهها الى محكمها، و لا تتبعوا متشابهها دون محكمها فتضلّوا».8
مقصود آن است كه در موارد مشتبهالحال، اقوال و روایات را بر اصول و محكمات شریعت عرضه كنید؛ زیرا مقصود از كتاب و سنت قطعى، همان محكمات دین است كه بر اصول و پایههاى برهان عقلى استوار است، و نام بردن از كتاب و سنت نیز كنایه از مطلق محكمات دین است. لذا در صحیحه جمیل بن دراج از امام صادق(ع) آمده است: «انّ على كل حق حقیقه، و ان على صواب نورا. فما وافق كتابالله، فخذوه و ما خالف كتابالله، فدعوه».9 كتاب در اینجا كنایه از مصادیق نور است. از این رو فطرت و عقل سلیم كه در نهاد انسان و رسول باطنى حضرت حق است، نیز نور الهى است كه گوهر را از خزف جدا مىسازد.
امام راحل از همین شیوه مرضیه به خوبى پیروى مىنمود و با عقل و درایت كامل، متن احادیث رامىسنجید و آنچه را كه با فطرت و اصول كمتر سازگارنبود، باطل مىشمرد. در مسئله «بیع العنب ممن یعمله خمرا» روایاتى از امامان آمده كه جواز آن را مىرساند، و در ضمن آنها روایاتى است كه تصریح دارند: ایشان نیزخرماهاى خود را به كسانى مىفروختند كه مىدانستند از آن شراب مىسازند!10 سند این روایات گرچه برخى از نظر فنى (رجالالحدیث) صحیح مىنماید و مورد استناد قرار گرفته است؛ ولى امام راحل(ره) این دسته از روایات را به دلایل زیر غیرقابل توجیه مىداند:
1ـ مخالف كتاب و سنت مستفیض (احادیث فراوان) است كه اعانت بر اثم را حرام شمرده است.
2ـ مخالف حكم عقل است كه هر گونه كمك به گنهكار را قبیح مىداند.
3ـ مخالف دستورات اكید بر ضرورت نهى از منكر به هر طریق ممكن است.
4ـ مخالف اصول و پایههاى مذهب حق است كه ساحت قدس ائمه اطهار را از هرگونه كاستى و آلودگى مبرا مىداند.
امام راحل در این باره چنین مىفرماید: ظاهر این روایات چنین است كه آنان خرماهاى خود را به شرابسازان شناختهشده مىفروختند، و در معرض دیگران قرار نمىدادند. این مطلبى است كه یك فرد شیعه، تن به پذیرفتنش نمىدهد. چگونه چنین امرى ممكن است و حال آنكه اقدام به چنین عملى حتى توسط مردم عادى، مورد نكوهش قرار مىگیرد. بنابراین حال كه هر مسلمان به دلیل مسلمان بودن و هر فرد شیعه به دلیل شیعهبودن این گونه اعمال را قبیح و گستاخى در حریم مولاى حق مىداند، پس چگونه ممكن است از شاخصههاى جهان اسلام چنین رفتارى صادر گردد؟11 اینجاست كه كاربرد عقل و اندیشه در شناسایى حق از باطل، نقش خود را نشان مىدهد؛ صحت سند به چه كار مىآید در صورتى كه فطرت سلیم و اصول حكمت آن را پذیرا نباشد! از این رو، بر فقیه آگاه فرض است كه به بررسى متن حدیث بیش از بررسى سند عنایت كند و توجه داشته باشد كه برخى ناآگاهان، احادیثى را به امامان معصوم نسبت دادهاند كه از كرامت آنان مىكاهد و شاید تعمدى نیز در كار باشد.
در پى خواهیم آورد كه امام راحل از همین راه (كاربرد عقل در فقهالحدیث) در بسیارى از موارد، شیوهاى اتخاذ كرده كه به دور از تقلید، راه تحقیق را پیموده و آراى نو و نظرات جدید قابل قبولى ارائه فرمودهاند؛ چنانچه در باره «حیلههاىشرعى براى فرار از ربا»، «خمس ارباح مكاسب»، «انفال»، «آثار ملى» و غیره خواهیم گفت.
بررسى سند و دقت در اسناد، گرچه یك شیوه فقاهتى سنتى است و طبق دستور«انظروا الى من تاخذون عنه معالم دینكم»12 باید در باره كسانى كه راویان حدیثاند دقتشود، ولى این تنها راه نیست و مىتوان ازطرق دیگر كه موجب اطمینانند، به صحت اسناد دست یافت. اساسا ملاك اعتبار دادن به اسناد حدیث نزد قدما، حصول اطمینان و وثوق به صدور روایت از هر طریق معقول و متعارفى است كه مورد پسند عقلا باشد. از جمله آنكه دركتاب یا اصل معتبرى یافت شود، یا آنكه شخصیت والایى صحت دستاورد خود را تضمین كند، و قرائن دیگرى كه در جاى خود شرح دادهایم.
امام راحل در همین راستا، به مرسلات مرحوم صدوق، آنجا كه مستقیماً به امام معصوم نسبت داده است، اهمیت مىداد و آن را قابل اعتماد و استناد مىدانست. ایشان مىفرمود: مرسلات صدوق دو گونه است، گاه مىگوید: روى عن الصادق كذا، و گاه مىگوید: قال الصادق كذا... گونه اول از مرسلات معمولى محسوب مىشود، ولى گونه دوم را نمىتوان مرسله معمول شمرد؛ زیرا اسناد مستقیم شخصیتى مانند صدوق به امام معصوم، چنین مىرساند كه قاطع به صدور روایت بوده و همین قاطعیت صدوق براى فقیه اطمینانآور است. به علاوه با استقراء روشن گردیده است كه هر جا مرحوم صدوق حدیثى را در كتاب «من لایحضره الفقیه» بدینگونه به معصوم اسناد مىدهد، در جاى دیگر و كتابهاى دیگرش، سندهاى متعدد و معتبرى براى آن آورده است، براى نمونه حدیث معروف «اللهم ارحم خلفائى! قیل: یا رسولالله، و من خلفاؤك؟ قال: الذین یأتون من بعدى یروون حدیثى و سنتى» را مرحوم صدوق در كتاب پرارزش خود «من لایحضره الفقیه»(ج4، ص302) به طور مرسل بدین گونه: «قال امیرالمؤمنین: قال رسولالله...» آورده، ولى در كتاب «عیون اخبار الرضا»13 آن را با سه سند و در كتاب «معانىالاخبار»14 با سند چهارمى و در كتاب «مجالس»15 با سند پنجمى آورده است.16
لذا امام راحل مىفرمود: «شخصیتى مانند صدوق، كسى نیست كه نسنجیده گفتارى را مستقیما به معصوم نسبت دهد، مگر آنكه قاطع باشد، و با پىجویى مىتوان دلیل این قاطعیت را در كتب دیگرش یافت، و بیشتر سندهاى متعدد و معتبر آن حدیث است كه صدوق بر آن دست داشته است و همین اطمینان، براى فقیه در مقام استناد و استنباط كافىاست.» امام راحل در این باره مشروحا مطالبى را بیان فرموده و د رمسئله ولایت فقیه كتاب البیع (ج2، ص467- 468) بدان تصریح دارد.
رابعاً، بازیابى ملاكات احكام در مقام استنباط یكى دیگر ازشیوههاى فقاهت سلف كه امام راحل بر پیروى از آن اصرارداشت، به دست آوردن ملاكات احكام - در حد توان - در مقام استنباط بود. بدین معنا كه تفریع فروع هر مسئله را، به گستره ملاك به دست آمده از دلیل شرعى، وابسته مىدانست و بر طبق ملاك حكم، فروع متفرعه گسترش یا تضییق مىیافت.
مقصود از ملاك، مصلحت ارائه شده از جانب شرع یا به دستآمده از راه عقل قطعى است كه بیشتر، از عنوان اشتقاقى موضوع مطرح شده در لسان دلیل، یا تعلیلى كه براى ترتب آن حكم بیان شده فهمیده مىشود، به ویژه اگر به جنبه عقلى یا عقلایى بودن حكم اشارت داشته باشد، كه با این وصف حكم شرعى از حالت تعبدى بودن محض خارج شده و یك گونه واقع نگرى در آن لحاظ مىگردد.
از این روست كه فقهاى سلف، سعى بر آن داشتند تا حد امكان ملاكات احكام را به دست آورند و با این روش محققانه، بسیارى از مشكلات فقهیى كه امروزه دچار آن هستیم، براى آنها حل شده بود. بنابراین به نظر مىرسد براى حل مشكلات فقهى امروز و همیشه، جز پیروى از شیوه و روش فقهاى سلف، راهى وجود ندارد. امروزه فقاهت حالت تقلیدگونه به خود گرفته است تا روش تحقیق و اجتهاد آزاد.
علامه حلى و بزرگانى همچون شهیدین و شیخین و محقق اول و ثانى و محقق اردبیلى و محقق نراقى و فیض كاشانى و صاحب مدارك و صاحب ریاض و... چون محققانى آزاداندیش و نستوه بودند، همواره واقعنگر و در رفع مشكلات و حل معضلات فقهى، هیچ گاه وانمىماندند و در پاسخگویى به نیازهاى روزمره جامعه خویش در تنگنا قرار نمىگرفتند. این به بركت واقعنگرى و بازیابى ملاكات احكام در مقاماستنباط بود و هیچ گاه جمودگرایى و تقلید در رفتارشان مشهود نبود.
علامه حلى در مسئله «حله» - كه یكى از دیههاى ششگانه شمرده شده - در اینكه آیا 100 عدد معتبر است (چنانچه در كتب اربعه و مقنع مفید آمده) یا 200 عدد (چنانچه اشتباهاً صاحب وسائل آورده و میان فقها مشهور شده است) و نیز در اینكه وصف و قیمت حلهها چگونه باید باشد، مىفرماید: چون ملاك در «دیه» هزار دینار یا دههزار درهم است، مسئله حل است؛ زیرا بایست این مقدار از قیمت لحاظ شود، و بنابراین وصف و عدد (در حلهها) مطرح نیست.17
پینوشتها:
1) بازار حویش، از شلوغترین بازارهاى نجف اشرف بود.
2) در همان اوان كه سر و صداى رفتن به كره ماه به راه افتاده بود، شخص معروفى كتابى بیش از 400 صفحه نگاشت و احكام عبادات و سكونت در كره ماه را بیان داشت و تبلیغات گسترده و دامنهدارى پیرامون نشر كتاب به راه انداخت! فرد دیگرى در خصوص «مسائل مستحدثه» به طرح این سؤال پرداخت كه: اگر سر كسى را بریدند و به بدن دیگرى وصل كردند، آیا این شخص احكام صاحب سر را دارد یا صاحب تن را؟! و آیا شخصیت هر انسانى به قلب است یا به مخ؟...
3) القواعد و الفوائد، ج1، ص152-151، قاعده پنجم از قاعده 39.
4) مجمعالفائده والبرهان، ج3، ص436.
5) وسائلالشیعه، ج27، ص110، رقم 11.
6) همان، ص
7) همان، رقم 15.
8) همان، ص 115، رقم 22.
9) همان، ص 119، رقم 34.
10) وسائل الشیعه، ج17، ص231، باب 59 (مایكتسب به)رقم 8 و 6.
11) مكاسب محرمه، امام خمینى، ج 1، ص 219.
12) رجوع شود به: وسائلالشیعه، ج 27، ص151-150، باب 11(صفاتالقاضى).
13) چاپ نجف، ج2، ص23، باب 31، رقم 4.
14) چاپ نجف، ص 356.
15) امالى (چاپ نجف)، ص160، مجلس 34، حدیثشماره 4.
16) رجوع شود به «ولایه الفقیه» تالیف نگارنده، ص 47.
17) رجوع شود به مختلفالشیعه، علامه، ج 9، ص 438. و نیز رساله ولایت فقیه، اثر نگارنده، ص 166ـ164.
روزنامه اطلاعات
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید