1395/1/18 ۱۰:۰۳
در همان سدههای نخست اسلامی میتوان یافت. چه، سیبویه (د 180ق/796م)، فرّاء (د 206ق/821م)، ابوعبیده معمر بن مثنی (د ح 210ق/825م) در آثار خود از آن یاد کردهاند و گویا جاحظ (د 255ق/869م) نخستین کسی است که رسالهای بدین نام نگاشته است (عید، 275- 278؛ ناقوری، 458؛ موسی، 153؛ EI2, X/179). تمثیل همگام با علم بیان، رو به تکامل نهاد تا آنکه در سدۀ 4ق/10م قدامة بن جعفر (د 337ق/948م) در کتاب نقدالشعرخود به موضوع تشبیه و تمثیل که از مسائل اساسی علم بیاناند، پرداخت و تعریف مستقلی از آن به دست داد. در نظر قدامه تمثیل از «ائتلاف لفظ و معنا» پدید میآید و در حقیقت استعمال کلام در غیر معنای حقیقی خود را گویند (ص 181). قدامه برای تفهیم و تثبیت این موضوع در ذهن شنونده به ابیاتی از شعر عرب استشهاد میکند
اصطلاح تمثیل را که از موضوعات مهم علم بیان به شمار میآید،
در همان سدههای نخست اسلامی میتوان یافت. چه، سیبویه (د 180ق/796م)، فرّاء (د 206ق/821م)، ابوعبیده معمر بن مثنی (د ح 210ق/825م) در آثار خود از آن یاد کردهاند و گویا جاحظ (د 255ق/869م) نخستین کسی است که رسالهای بدین نام نگاشته است (عید، 275- 278؛ ناقوری، 458؛ موسی، 153؛ EI2, X/179). تمثیل همگام با علم بیان، رو به تکامل نهاد تا آنکه در سدۀ 4ق/10م قدامة بن جعفر (د 337ق/948م) در کتاب نقدالشعرخود به موضوع تشبیه و تمثیل که از مسائل اساسی علم بیاناند، پرداخت و تعریف مستقلی از آن به دست داد. در نظر قدامه تمثیل از «ائتلاف لفظ و معنا» پدید میآید و در حقیقت استعمال کلام در غیر معنای حقیقی خود را گویند (ص 181). قدامه برای تفهیم و تثبیت این موضوع در ذهن شنونده به ابیاتی از شعر عرب استشهاد میکند (ص 182، 185).
العمدۀ ابن رشیق (د 456ق/1064م) نیز یکی از آثار مهم بلاغی دیگر به شمار میرود که نویسنده در آن بابی مستقل برای تمثیل گشوده، و به تبیین وجوه آن پرداخته است (نک : ص 473-479). وی تمثیل یا به قول برخی از دانشمندان علم بیان «مماثله» (نک : ابوهلال، 389) را تشبیه شیء به شیء دیگر با وجود قرینۀ صارفه میداند (ص 473؛ نیز نک : ابن حجه، 134). ابن رشیق تمثیل را از انواع استشهاد (همانجا)، و هر دو را زیرمجموعۀ تشبیه برشمرده که البته فاقد ابزار تشبیهاند (ص 478). به اعتقاد وی امرؤالقیس (ه م) نخستین شاعر عرب است که از صنعت تمثیل در سرودههای خود بهره جسته است (ص473).
در سدۀ بعد تمثیل معانی گستردهتری یافت و اصولش با تشبیه درآمیخت. در این سده باید از دو اثر مهم عبدالقاهر جرجانی (د 471ق/1078م) به نامهای اسرار البلاغة و دلائل الاعجاز در دو علم معانی و بیان یاد کرد که محور و ملاک بسیاری از پژوهشهای بلاغی پس از خود قرار گرفت. هر چند در آثار عبدالقاهر برخی از دانشهای بلاغی استقلال یافتند، اما تشبیه و تمثیل تقریباً به یک معنی به کار رفتند. در هر حال آثار وی را میتوان مفصلترین کوششهای علمی برای بررسی مفهوم تمثیل دانست. او در کتاب اسرار البلاغة بخش وسیعی از مباحث خود را به تمثیل اختصاص داد و از برخی ویژگیهای این مبحث سخن راند که عبارتاند از: مقایسۀ تشبیه و تمثیل (ص 163-186)، بیان وجوه افتراق و اشتراک میان آن دو (ص 78-80)، تمثیل و تعقید (ص 114- 118)، جمع میان تشبیه و تمثیل (ص 128-144)، فلسفۀ تمثیل (ص 105- 109)، اقسام تمثیل (ص 85-92)، تفاوت میان استعاره و تمثیل (ص 187-193) و کاربرد هنری تمثیل (ص 93- 105). جرجانی در آثار خود از دیدگاهی تحلیلی به موضوع نگریسته، و ضمن شرح شواهد موجود، مطالبی دقیق و سودمند در این باب ارائه کرده است. در هر حال این آثار را میتوان صورت نهایی مبحث تمثیل دانست که نویسنده در آنها به تنظیم و طبقهبندی مطالب پرداخته است.
در اوایل سدۀ 7ق سکاکی (د 626ق/1229م) کتاب مفتاح العلوم را که از برجستهترین آثار وی به شمار میآید، نگاشت و تمثیل را در زمرۀ مباحث مربوط به تشبیه قرار داد (ص 346-349). اندکی پس از آن، ضیاءالدین ابن اثیر (د 637 ق/1239م) در کتاب الجامع الکبیر به موضوع تمثیل پرداخت. اما در این هنگام دیگر مباحث به حد کمال رسیده بود؛ از اینرو تعریفی که وی (ص 157) یا نویسندگان پس از او از تمثیل ارائه میدهند، تکرار سخنان پیشینیان است، جز اینکه انبوهی شاهد قرآنی، امثال و اشعار عربی بر آن افزوده میشود (ص 157-159؛ نیز نک : ابن ابی اصبع، 214-220؛ علوی، 2/2- 8)، و یا اینکه به شرح و تلخیص آنها محدود میگردد؛ همچون تلخیص المفتاح خطیب قزوینی (د 739ق) که خلاصۀ دقیق و روشنی از المفتاح سکاکی است که با توجه به آراء عبدالقاهر جرجانی تکمیل شده است (نک : مطلوب، 218).
از مطالعه و بررسی آثار بلاغی درمییابیم که دانشمندان تمثیل را گاه معادل و مترادف تشبیه دانستهاند و در همان معنای تشبیه به کار بردهاند (علوی، 2/3؛ تهانوی، 2/1344) و گاه تمثیل معنایی خاص یافته، و به دو گونۀ تشبیه تمثیل یا استعارۀ تمثیلیه تقسیم شده است (خطیب، الایضاح، 312، 315؛ هاشمی، 214، 258). تشبیه تمثیل آن است که وجه شبه در آن وصفی مرکب و منتزع از امور متعدد باشد. آیه «مَثَلُ الَّذینَ حُمِّلوا التّوریٰةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلوها کَمَثَلِ الْحِمارِ یَحْمِلُ اَسْفاراً» (جمعه/62/5)، از جمله تشبیهات تمثیل است که در آن وجه شبه (رنج بیهوده بردن و بهرهمند نشدن) از امور متعدد انتزاع شده است (جرجانی، اسرار، 82- 86؛ تفتازانی، المطول، 339، شرح...، 1/95).
سکاکی قید «عقلی» را به «وصف مرکب» وجه شبه افزوده است (ص 82-83)، اما خطیب قزوینی، وصف را گسترش داده، و افزون بر وصف عقلی، هیئتهای دریافتی حسی را نیز دخیل داشته است ( التلخیص، 255، 260-262، الایضاح، 229-232). در این میان سکاکی صفت «غیرحقیقی» را برای وجه شبه لازم میداند (ص 346)، حال آنکه تهانوی تفاوتی میان وصف اعتباری یا حقیقی قائل نیست (2/1345). در هر حال باید گفت با آنکه میزان تأثیر تمثیل برحسب مقتضای حال و مقام متفاوت است، (ضیف، 197)، اما تشبیه تمثیل از دیگر انواع تشبیه رساتر و بلیغتر است. زیرا در وجه شبه تفصیل وجود دارد که ژرفاندیشی، تیزبینی، هوشیاری و دقت هرچه بیشتر مخاطب را میطلبد. از اینرو پس از دریافت وجه شبه، معنای کلام در ذهن شنونده کاملاً تثبیت میگردد (جرجانی، همان، 93- 95، 100؛ هاشمی، 214).
استعارۀ تشبیه تمثیل یا مجاز مرکب در واقع با ذکر یکی از دو طرف تشبیه و ارادۀ طرف دیگر پدید میآید و خواننده با ژرفنگری در مییابد که جمله در معنای اصلی خود به کار نرفته است. در استعارۀ تمثیلیه مشبهٌبه ذکر، و مشبه حذف میشود، البته با فرض اینکه مشبه از جنس مشبهٌبه و در شمار افراد و مصادیق آن باشد. مثل اِنّی اَراکَ تُقَدِّمُ رِجْلاً و تُؤَخِّرُ اُخْری»، که مشبهٌبه (پا به پیش و پس نهادن) ذکر، و مشبه (دودلی و تردید) حذف شده است (جرجانی، دلائل...، 61-62؛ خطیب، الایضاح، 312؛ نویری، 7/60-61؛ تفتازانی، شرح، 1/95-96).
از آنچه گذشت درمییابیم که میان استعارۀ تمثیلیه و تشبیه تمثیل تفاوتهایی نیز وجود دارد؛ از جمله اینکه در تشبیه تمثیل، ابزار تشبیه و وجه شبه ذکر میشوند و برای انتقال معنا به وجود قرینهای (اصطلاحاً: قرینۀ صارفه) نیاز نیست تا شنونده را از معنای حقیقی باز دارد و به معنای غیرحقیقی رهنمون سازد، اما در استعارۀ تمثیلیه، تشبیه در ترکیبها و صورتهای مرکب دریافتی صورت گرفته است و در دایرۀ مجاز مرکب داخل میشود (نک : خطیب، همانجا). پس افزون بر حذف مشبه و ادات تشبیه بایستی میان معنای حقیقی و مجازی یک مناسبت و پیوستگی (علاقه) برقرار شود که البته وجود قرینه به درک این مناسبت کمک میکند (هاشمی، 258).
مآخذ: ابن ابی اصبع، عبدالعظیم، تحریر التحبیر، به کوشش حفنی محمد شرف، قاهره، 1383ق؛ ابن اثیر، نصرالله، الجامع الکبیر، به کوشش مصطفی جواد و جمیل سعید، بغداد، 1375ق/1956م؛ ابن حجۀ حموی، علی، خزانة الادب، بیروت، 1304ق؛ ابن رشیق، حسن، العمدة، به کوشش محمد قرقزان، بیروت، 1988م؛ ابوهلال عسکری، حسن، الصناعتین، به کوشش مفید قمیحه، بیروت، 1409ق/1989م؛ تفتازانی، مسعود، شرح المختصر، قم، کتابفروشی نجفی؛ همو، المطول، قم، مکتبة الداوری؛ تهانوی، محمد اعلی، کشاف اصطلاحات الفنون، به کوشش محمد وجیه و دیگران، کلکته، 1862م؛ جرجانی، عبدالقاهر، اسرار البلاغة، به کوشش محمد اسکندرانی و م. مسعود، بیروت، 1998م؛ همو، دلائل الاعجاز، به کوشش محمدرشیدرضا، بیروت، 1398ق/1978م؛ خطیب قزوینی، محمد، الایضاح، بیروت، 1985م؛ همو، التلخیص، به کوشش عبدالرحمان برقوقی، بیروت، 1904م؛ سکاکی، یوسف، مفتاح العلوم، به کوشش نعیم زرزور، بیروت، 1403ق/1983م؛ ضیف، شوقی، البلاغة تطور و تاریخ، قاهره، 1965م؛ علوی، یحیی، الطراز، قاهره، 1914م؛ عید، فوزی، المقاییس البلاغیة عند الجاحظ، قاهره، 1983م؛ قدامة بن جعفر، نقد الشعر، به کوشش کمال مصطفی، بغداد، 1963م؛ قرآن کریم؛ مطلوب، احمد، القزوینی و شروح التلخیص، بغداد، 1387ق؛ موسی، احمدابراهیم، الصبغ البدیعی، قاهره، 1388ق؛ ناقوری، ادریس، المصطلح النقدی، طرابلس، 1394ق؛ نویری، احمد، نهایة الارب، قاهره، وزارة الثقافة و الارشاد القومی؛ هاشمی، احمد، جواهر البلاغة، بیروت، دارالکتب العلمیه؛ نیز: EI2.
منبع: کتابخانه مجلس شورای اسلامی
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید