1394/11/13 ۰۷:۵۵
پیروزی ملت مرهون اقدامات علما اولاً و سایر طبقات ثانیاً بوده است. شما علما همان طوری که وظیفه شرعیتان هست که امام امت باشید، پیشقدم باشید در مسائل امت، دفع کنید مفاسد را از ملتها، بحمدالله قیام به امر فرمودید. و من از قبَل ملت شریف ایران از شما تشکر میکنم. خداوند انشاءالله روحانیت را که ذخیره ملت است، پشتوانه ملت است، حفظ کند و قوّت به او بدهد. دشمنهای اسلام و شما، هم اسلام را بد معرفی کردهاند و هم شما را.
اشاره: آنچه در پی میآید، بخشهایی از سخنان امام خمینی(ره) در روز ۱۴بهمن۱۳۵۷ در مدرسه علوی، در جمع روحانیان است که همچنان آموزنده و خواندنی است:
پیروزی ملت مرهون اقدامات علما اولاً و سایر طبقات ثانیاً بوده است. شما علما همان طوری که وظیفه شرعیتان هست که امام امت باشید، پیشقدم باشید در مسائل امت، دفع کنید مفاسد را از ملتها، بحمدالله قیام به امر فرمودید. و من از قبَل ملت شریف ایران از شما تشکر میکنم. خداوند انشاءالله روحانیت را که ذخیره ملت است، پشتوانه ملت است، حفظ کند و قوّت به او بدهد. دشمنهای اسلام و شما، هم اسلام را بد معرفی کردهاند و هم شما را. دشمنهای بشریت ادیان را مطلقاً میگویند که برای این است که افیون باشد برای مردم، برای ملتها! اینها چون دیدهاند آن چیزی که در مقابلشان میایستد دیانت است، و آن جمعیتی که در مقابلشان میایستد جمعیت روحانی است، از این جهت با این دو نیرو به مخالفت برخاستند و از زمانهای بسیار سابق این دو نیرو را کوبیدهاند. نیروی اسلام را که بزرگترین نیروست کوبیدند، از جهت اینکه کوشش کردند تا اسلام را بد معرفی کنند. کوشش کردند تا اینکه اسلام را بگویند اگر چیزی هم باشد، یک دعا و یک وردی است! یک آدابی است بین بشر و خدا؛ آن طوری که در مسیحیت هست. مسیحیت هم ـ این مسیحیت منسوخ ـ اینجور است، مسیحیتی که نسخ شده است. مسیحیت حضرت عیسی نمیتواند این طور باشد. اینها با اسلام و با سایر ادیان مخالفت کردند و ادیان را «افیون بشر» حساب کردند؛ یعنی گفتهاند که ادیان یک چیزی است که ثروتمندها و قلدرها درست کردهاند که مردم را ساکت کنند، تودهها را ساکت کنند به وعده دادن. و این تبلیغات تا آنجا رسیده است که بعد به صورت دیگر به ما هم تزریق کردهاند.
تز جدایی دین از سیاست
مسئله جدا بودن دین از سیاست، مسئلهای که با کمال تزویر و خدعه طرح کردند، حتی بر ما هم مشتبه کردند! حتی کلمه «آخوند سیاسی» یک کلمه فحش است در محیط ما! فلان آخوند سیاسی است! در صورتی که آقایان خواندند در دعاهای معتبر «ساسَهُ العِباد» مع ذلک از بس تزریق شده است، از بس اشتباهکاری شده است، ما خودمان هم باورمان آمده است که دین از سیاست جداست. آخوند در محراب برود، و شاه هم مشغول دزدیاش باشد! هر کس اسلام را مطالعه کرده باشد، قرآن کریم را مطالعه کرده باشد، کافی است که بفهمد اسلام و قرآن کریم تربیت میکند یک جامعه را در همه [شئون]…
آنچه بشر درست کرده است، یک جنبه ضعیف را ملاحظه کرده است؛ مثلاً قوانینی وضع کردهاند از برای اینکه حفظ نظم بکنند، حفظ انتظامات بکنند. قوانینی وضع کردهاند که مال همین معاشرت دنیاست و کیفیت سیاست دنیوی. ابعاد دیگری که بشر دارد، هیچ مورد توجه قواعدی یا قوانینی که بشر درست کرده است، هیچ متوجه او نیست. شما وقتی اسلام را ملاحظه میکنید، به حسب ابعاد انسانیت [میبینید] طرح دارد، قانون دارد… هیچ یک از قوانین بشر تکفل این امر را ندارد؛ این امر مختص به قوانین انبیاست. ابعاد دیگری که بشر دارد، و اصلا قواعد دیگر دنبالش نبوده است، آن قواعدی است که برای تهذیب نفس است برای اینکه انسان یک موجود انسانی ـ الهی بشود. قرآن کتاب انسانسازی است، مکتب اسلام مکتبِ انسانسازی است، انسان به همه ابعاد. نه فقط یک انسان مادی میخواهد درست بکند، یک انسان الهی میخواهد درست بکند؛ همه ابعاد انسان مورد نظرش هست…
بُعد سیاسی و اجتماعی اسلام
یکی از ابعاد انسان بُعدی است که در این دنیای مادی میخواهد معاشرت بکند، در این دنیای مادی میخواهد تأسیس دولت بکند، میخواهد تأسیسِ مثلا سایر چیزهایی که مربوط به مادیتش هست بکند. اسلام این را هم دارد. آنقدر آیه و روایت که در سیاست وارد شده است، در عبادات وارد نشده است. شما پنجاه و چند کتاب فقه را ملاحظه میکنید، هفت ت هشت تا کتابی است که مربوط به عبادات است، باقیاش مربوط به سیاسات و اجتماعیات و معاشرات و این طور چیزهاست. ما همه آنها را گذاشتیم کنار و یک بُعد را، یک بعد ضعیفش را گرفتیم. اسلام را همچو بد معرفی کردهاند به ما که ما هم باورمان آمده است که اسلام [را] به سیاست چه! سیاست مال قیصر و محراب مال آخوند! محراب هم نمیگذارند برای ما باشد! اسلام دین سیاست است؛ حکومت دارد. شما بخشنامه حضرت امیر و کتاب حضرت امیر به مالک اشتر را بخوانید ببینید چیست. دستورهای پیغمبر(ص) و دستورهای امام(ع) در جنگها و در سیاسات ببینید چه دارد. این ذخایر را ما داریم، عُرضه استفادهاش را نداریم…
مطالعات استعمارگران در کشورهای اسلامی
از آن وقتی که راه اروپا باز شد به آسیا و به شرق، کارشناسها دوْر افتادند و مطالعه کردند. آنها بیدار بودند و من و شما توی مدرسهها خواب بودیم! آنها مطالعه کردند؛ وجب به وجب زمینهای ایران تحت مطالعه قرار گرفته. هر جا نفت بوده نقشه دارند از آن، هر جا مس بوده نقشه دارند از آن. در این بیابانهای بیآب و علف با شتر آمدند؛ رفتند گردیدند مخازن را، جاهایی را، هر چه دارد پیدا کردند و ثبت کردند. مطالعاتشان راجع به ماها هم همین بوده است که دیدهاند آن چیزی که بتواند جلوی اینها را بگیرد، عبارت از اسلام است و خدمتگزار به اسلام. اسلام را از آن راه کوبیدند؛ جدا کردند اسلام را حتی از خود ملت اسلام، حتی از خود خدمتگزاران به قرآن. خودِ خدمتگزاران به قرآن هم این مطلب را نمیشود حالیشان کرد ـ بعضی از آنها را ـ که اسلام دین سیاست است. این را شاید عیب میدانند برای اسلام! اسلام حکومت دارد؛ امامت دارد، خلافت دارد؛ پیغمبر اسلام(ص) حکومت تشکیل کرده بود، حضرت امیر(س) حکومت داشت، استاندار داشت، فرماندار داشت، همه اینها را داشت. اینها ارتش داشتند، قواعد ارتش داشتند؛ همه چیز داشتند. ما مطالعه کردیم آنها را، لکن از بس به ما تزریق شده است از آن طرف که آقا برو سراغ کارت، آقا برو تو نمازت را بخوان، چه کار داری به اینکه اینها چه میکنند؟ چه کار داری، چه کار داری، کار ما را به اینجا رساند که حالا ما اینجا باید مجتمع بشویم عزا بگیریم!
نقشه استعمار علیه روحانیت
از آن طرف کارشناسها روحیات مردم را ملاحظه کردند، دیدند که روحیات شرق، خصوصاً مسلمین و خصوصاً در مسلمین شیعه، خصوصیاتشان این است که به روحانیتشان ارج قائل میشوند، تَبَع روحانیت هستند. چه بکنند که روحانیت را از مردم جدا کنند؟ نقشه کشیدند که روحانیت را مبتذل کنند پیش ملت… یک جایی نقشهشان گرفت و آن جدا کردن روحانیت از دانشگاهها [بود]. یک روحانی پیش خودمان حق نداشت که از دانشگاهی صحبتی بکند… دانشگاهی هم آخوند به نظرش میآمد که یک موجود مضری است… در نظر دانشگاهی، آخوند یا درباری است یا وابسته به انگلیس! جدا کردند ملت را بعضیاش را از بعض؛ استفاده بردند از این جدایی.
در این مقدار کم از زمان که طبقات مختلف با هم ائتلاف کردند- و خدا این ائتلاف را درست کرد- شما ملاحظه کردید که این ائتلاف و این وحدت کلمه بین جناح معنوی و جناح مادی، بین علمای اسلام و آن طبقات دیگر باعث شد که یک ملتی قیام کرد؛ و در این وحدت کلمهای که این ملت دنبال کرد و قیام کرد تمام ابرقدرتهای عالَم را زمین زد… خون بر شمشیر غلبه کرد…
رمز پیروزی
آقا رمز تقدم شما امروز، رمز پیروزی شما، «وحدت کلمه» است. اگر وحدت کلمه را از دست شما گرفتند، باز همان اسارت است و باز همان غارتگریها اعاده میشود. مثل سابق نیست؛ سابق عذر داشتید [که] نمیتوانم؛ فهمیدید که میتوانید. شما نیرو دارید، ملت با شماست. شما در هر شهر و در هر ده نیرو دارید. هر روزی که میخواهید یک کاری را بکنید، نیروهای شما مردم را راه میاندازند. با هم باشید، مجتمع باشید، مهذب باشید، وحدت کلمهتان را حفظ کنید. الآن درصددند که شما همه را به جان هم بیندازند و استفادهاش را بکنند؛ باید نگذارید….
من از خدای تبارک و تعالی توفیق همه را میخواهم. من از بیرون آمدهام که خدمت به شما بکنم. من خادم شما هستم، من خادم ملت شما هستم. من آمدهام که بزرگواری شما را حفظ کنم. من آمدهام که دشمنهای شما را زمین بزنم. من آمدهام که ملت را یک ملت مستقلش کنم. دولت اگر پیدا بشود، یک دولت مستقل باشد. من آمدهام که دست اجانب را از این مملکت کوتاه کنم. من آمدهام که رسوا کنم اینهایی که به اسم «ملیت»، به اسم «قانون اساسی»، به اسم کذا میخواهند مسائل سابق را عود بدهند. خداوند انشاءالله همه شما را توفیق بدهد و ما را آشنا کند به وظایف خودمان.
منبع: روزنامه اطلاعات
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید