کهنه یادداشت


انتخاب گروه : انتخاب سال : انتخاب ماه :
ادبیات عرفانی ایران و ارزش انسانی آن / دکتر عبدالحسین زرینکوب | ۱۰:۲۸,۱۳۹۵/۶/۲۴|

از نمام آنچه فرهنگ گذشتۀ ایران به دنیا هدیه کرده است، هیچ چیز از ادبیات عرفانی آن انسانی تر نیست. این ادبیات عرفانی محکمترین حلقۀ پیوندی است که فرهنگ ایران را با تمام آنچه در ادبیات دنیا، انسانی و جهانی است ارتباط می دهد. درست است که حماسۀ ملی، شعر غنائی، قصه و داستان، حکمت و اخلاق هم حلقه های دیگری از این پیوند روحانی است اما آن پیوندها بیشتر تابع علاقه های تاریخی یا قراردادهای انسانی است و ناچار ارزش آن در معرض تبدّل و تغییرست اما ادبیات عرفانی مولود تجارب عمیق روحانی انسانی استو تغییر و تبدّل کمتر در آن راه دارد.

شرح حال اینجانب محمد بن عبدالوهاب قزوینی | ۱۰:۵۴,۱۳۹۵/۶/۱۶|

اسم بنده، محمد و اسم پدرم عبدالوهاب بن عبدالعلی قزوینی است. پدرم یکی از مولفین اربعه‌ی ‹‹نامه دانشوران›› است و تراجم احوال نحاه و لغویین و ادبا و فقها غالباً به او محول بود و اسم او در مقدمه آن کتاب و ترجمه حال مختصری ازو در کتاب ‹‹المأثر و الأثار›› مرحوم اعتمادالسلطنه محمد حسن خان، مسطور است. پدرم در سنه‌ی 1306 در طهران مرحوم شد.

وصف سه مرقع خانواده سالور: به کوشش ایرج افشار | ۹:۵۲,۱۳۹۵/۶/۱۶|

عبدالصمد میرزا عزالدوله و فرزند قهرمان میرزا عین السلطنه در سال 1330ق. به مناسبت احتیاج به پول مرقعاتی را می فروشند. وصف آنها را حسینقلی عمادالسلطنه (فرزند ارشد عزالدوله) در خاطرات خود چنین نقل کرده است:

زرین کوب به قلم زرین کوب | ۱۰:۵۱,۱۳۹۵/۶/۱۴|

شمه یی از سرگذشت مرا خواسته اید اجمالش آنست که عمری در مدرسه صرف کردم و از آنچه بیشترینهُ مردم آن را به بیهوده در کتاب و مدرسه می جویند نشانی ندیدم و بعد از هفتاد سال هنوز آن را هکه جا می جویم و هیچ جا نمی یابم . در اواخر اسفند ماه سال 1201 شمسی در بروجرد در کوی صوفیان چشم به جهان گشودم. در پنج سالگی به مکتب رفتم و آنجا با سوره های کوتاه قران کریم آشنا شدم،اما خطی نیاموختم و سال بعد از آن در یک مدرسه غیر دولتی به نام «دبستان» با خط و حساب آشنایی پیدا کردم. دوره ابتدایی و قسمتی از دوره متوسطه را در همان شهر زادگاه خود طی کردم،اما تحصیلات متوسطه ام را در طهران به پایان رساندم.

یادداشتی از استاد مجتبی مینوی درباره تعدادی از نسخه های جعلی | ۱۰:۴۸,۱۳۹۵/۶/۱۴|

درباره نسخه چاپی رباعیات خیام که در روسیه شوروی منتشر کرده اند فرصتی به دست می دهد که چند کلمه ای در خصوص آن نسخه خطی که همراه این چاپی به صورت عکس نشر داده اند،نوشته و به اطلاع عامه رسانیده شود.

با قرآن در صحنه / آیت‌الله سید محمود طالقانی | ۹:۴۹,۱۳۹۵/۶/۱۳|

آنچه در پی می‌آید، بخشی از دیباچه مرحوم آیت‌الله طالقانی بر تفسیر پرتوی از قرآن است که همه یا عمده آن در زندان نگاشته شده است و ایشان اشاره کرده‌اند که در چه وضعی به سر می‌برده‌اند. توجه عمیق آن بزرگوار به آموزه‌های وحیانی و ضرورت بازگشت به قرآن کریم و آوردن آن به عرصه زندگی فردی و اجتماعی و زیان‌های ناشی از محدودکردن آن به مجالس ذکر و تلاوت، در همین مقدمه پیداست.

خدمت ایرانیان در ایجاد فلسفه و کلام اسلامی/ دکتر ذبیح‌الله صفا | ۸:۱۰,۱۳۹۵/۶/۲|

موفقیت بزرگ ایرانیان اسلامی در ایجاد و تحکیم بنیان فلسفه در اسلام به‌واقع مرهون پیشرفتهای آنان در این زمینه در عهد پیش از اسلام و خاصه در دوران ساسانی بود. بعد از ترجمه آثار حکمای یونان و ایران به‌زبان عربی، و بعد از آنکه متکلمان اسلامی، خاصه «قدریه»و«جهمیه» و «معتزله»، که نزدیک به‌تمام آنها از ایرانیان بودند، شروع به القای مباحث کلامی و فلسفی در جامعه اسلامی نمودند، توجه و اقبال مسلمانان به مکتب‌های مختلف حکمت فیثاغوری و افلاطونی و ارسطوئی و نو افلاطونی و نو فیثاغوری و خسروانی آغاز شد و دیری نکشید که مباحثات فلسفی مراکز علمی و عقلی تمدن اسلامی را در بغداد و بلادمعتبر ایران فروگرفت و منجر به ایجاد نهضتی عظیم در زمینه کارهای حکمی گردید.

دقیقی در تحقیقات شرق شناسی / ایرج افشار | ۹:۲۹,۱۳۹۵/۶/۱|

مستشرقین به دو مناسبت از دقیقی یاد کرده اند . یکی یاد اوست در جاهایی که موضوع سخن ادبیات فارسی و ذکر شاعران این زبان است و پیداست چون دقیقی یکی از پیشگامان شعرای زبان دری بوده است , نامش در میان دیگر شاعران ضبط میشود و سرگذشت او بر پایه مندرجات تذکره ها و نزدیک به یکهزار و دویست بیتی که از او برجای مانده است گفته می آید , حتا اگر اشاره وار باشد . مانند آنچه در فهرستهای مربوط به نسخ خطی دیده میشود .

زندگی من به قلم ابن سینا | ۷:۳۱,۱۳۹۵/۶/۱|

پدرم عبدالله از مردم بلخ بود در روزگار نوح ـ پسر منصور سامانی ـ به بخارا درآمد. پدرم کار دیوانی پیشه کرد و در روستای خرمیثن به کار گماشته شد. به نزدیکی آن روستا، روستای افشنه بود. در آنجا پدر من، مادرم را به همسری برگزید و وی را به عقد خویش درآورد. نام مادرم ستاره بود. من در ماه صفر سال ۳۷۰ از مادر زاده شدم. نام مرا حسین گذاشتند. چندی بعد پدرم به بخارا نقل مکان کرد. در آنجا بود که مرا به آموزگاران سپرد تا قرآن و ادب بیاموزم. دهمین سال عمر خود را به پایان می‌بردم که در قرآن و ادب تبحر پیدا کردم آنچنان که آموزگارانم از دانسته‌های من شگفتی می‌نمودند. در آن هنگام مردی به نام ابوعبدالله به بخارا آمد.

راجع به احوال حکیم عمر خیام نیشابوری / عباس اقبال | ۹:۱۲,۱۳۹۵/۵/۳۱|

حکیم ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیام یا خیامی نیشابوری از بزرگترین فضلای ایران و از تابنده ترین ستارگان قدر اولی است که در آسمان معارف و ادبیات مشرق اسلامی ظهور کرده و به واسطۀ گذاردن نام بلندی از خود در تاریخ ایران و چند رسالۀ حکمتی به فارسی و عربی و نظم یک رشته رباعیات آبدار دلنشین در شرق و غرب عالم اسم وطن خویش را نیز توأم با ذکر جمیل خود مشهور خاص و عام کرده است.

پروفسور دکتر غلامحسین بیگدلی | ۹:۳۳,۱۳۹۵/۵/۲۵|

من‌ غلامحسین‌ بیگدلی‌ فرزند فتح اله خان‌ بیگدلی‌ به‌ تاریخ‌ 24 اسفند 1297 خورشیدی‌ در تهران‌ به‌ دنیا آمدم‌.اصل‌ و نسبم‌ به‌ ایل‌ كهنسال‌ و دیرپای‌ ایل‌ واویماق‌ جلیل‌ بیگدلی‌ می‌رسد كه‌ در میانشان‌ قهرمانان‌ شمشیر وصاحبان‌ عدل‌ و داد و دین‌ و دانش‌ بسیار بوده‌اند كه‌ در طول‌ تاریخ‌ خدمات‌ جانبازانه‌ و سرافرازانه‌یی‌ به‌ ایران‌ عزیزنموده‌اند.

خورشید خراسان / دکتر عباس زریاب خویی | ۷:۱۹,۱۳۹۵/۵/۲۴|

حضرت ابوالحسن علی‌بن موسی(ع) ملقب به «رضا» امام هشتم از ائمه اثنی‌عشر(ع) و دهمین معصوم از چهارده معصوم(ع) است. سال تولد آن حضرت را ۱۴۸ و ۱۵۳ق و ماه تولدشان را ذوالحجه یا ذوالقعده یا ربیع‌الاول گفته‌اند و مشهور آن است که روز تولد آن حضرت یازدهم ذوالقعده بوده است و البته روزهای دیگری نیز گفته شده است. کنیه آن حضرت ابوالحسن بوده است و چون حضرت امیر(ع) نیز مکنّی به ابوالحسن بوده است، حضرت رضا(ع) را «ابوالحسن ثانی» گفته‌اند.

زندگینامه استاد علامه سید جلال الدین آشتیانی به قلم خود استاد | ۹:۰,۱۳۹۵/۵/۲۳|

حقیر سال ۱۳۰۴خورشیدی در قصبه آشتیان(که اکنون به شهری مبدل شده )از مضافات سلطان آباد عراق(اراک)متولد شدم.دوره ابتدایی را در دبستان خاقانی آنجا به پایان رساندم ودر مکتبخانه قدیم گلستان سعدی ونصاب الصبیان وتاریخ معجم وجامع المقدمات در صرف ونحو وقسمتی از دره نادری ونیز قسمتی از کتاب شرح سیوطی را قرائت نمودم. نگارنده در سال ۱۳۲۳خورشیدی به تشویق وراهنمایی ومساعدت روحانی آشتیان به (۱)به داراالعلم قم مسافرت کردم وآن جا کتاب (۲)مغنی ومطول وقسمت زیادی از شرح لمعه را خدمت مرحوم آقای صدوقی یزدی که دارای استعداد وهوشی قابل توجه وحافظه ای قوی وبیانی روان وجذاب بود خواندم .جلد اول کفایه وچند سال قبل از آن شرح شمسیه را خدمت آیت الله حاج میرزا عبدالجواد جبل عاملی اصفهانی که (به تمام معنا مرد خدا بود )قرائت کردم .

فتوت نامه آهنگران / مقدمه و تصحیح ایرج افشار | ۱۱:۲۱,۱۳۹۵/۵/۲۰|

مدتی پیش از استاد نامدار فرهنگ و تاریخ ایران، دكتر ایرج افشار، تقاضا كردیم كه در باب فتوت و جوانمردی، مطلبی عنایت فرمایند تا در دفتر ویژه این موضوع منتشر نماییم. استاد مانند همیشه استقبال كردند، اما كسالت و بیماری و سپس بستری شدن ایشان در بیمارستان، مانع از این كار شد. با این حال اشارت فرمودند كه مطلب ذیل را كه در سال 1359، به مناسبت بزرگداشت شادروان استاد غلامحسین یوسفی نوشته و تدارك دیده بودند در نظر بگیریم و مورد استفاده قرار دهیم. استاد افشار، خردمند و كوشش‌گر بزرگ فرهنگ ایران‌اند و آثار فكری و قلمی ایشان فزون از شمار است. در اینجا برای یادآوری گستره و ارج خدمات ایشان، این مطلب را سرلوحه دفتر ماه قرار داده و از خداوند تبارك و تعالی برای وجود عزیز این دانشور بزرگوار طلب سلامتی و عمر طولانی داریم.

متن منتشر نشده زندگی نامه خودنوشت آیت الله مشکینی | ۸:۵۷,۱۳۹۵/۵/۶|

اینجانب علی اکبر فیض معروف به علی مشکینی در سال 1300 هجری شمسی در دهی از دهات بلوک مشکین چشم به جهان گشودم. در اوائل زمان کودکی قریب چهار سال در نجف اشرف که پدرم برای تحصیل علوم دینی در آنجا اقامت داشت به مکتب رفتم و سپس همراه پدر به وطن بازگشته و مقداری از علوم دینی را نزد والد خویش تحصیل نمودم. در همان ایام پدر را از دست داده و برای توصیه اکید آن مرحوم نسبت به اشتغال به علوم دینی به شهرستان اردبیل که در حدود ده فرسخ است پیاده همراه کاروانی در دو روز سفر کردم. چندماهی در آنجا مشغول فراگرفتن علم صرف و نحو شده، در آن اوان به زیارت عالمی متقی موفق شدم.

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما