برچسب : محمدجواد-صافیان

تفسیر هایدگر از آزادی در فلسفه کانت / محمدجواد صافیان - مرضیه پیراوی ونک | ۸:۵۲,۱۳۹۵/۱۲/۱۰|

در این مقاله می کوشیم جایگاه آزادی اصیل را، بنا بر تفسیر هایدگر، در تفکر کانت نشان دهیم. به نظر هایدگر فراروی و استعلای آدمی، اساس آزادی است. انسان به سبب نسبت خاصی که با هستی دارد می تواند از سطح موجودات به سوی خود وجود فرا رود و خود را از روزمرگی و موجود بینی آزاد سازد.

روش پژوهش هایدگر در کتاب «وجود و زمان» / حسین طریقت پور - محمدجواد صافیان | ۱۱:۱۴,۱۳۹۵/۱۲/۳|

مارتین هایدگر موضوع فلسفه ی خود را وجود قرار می دهد و معتقد است این موضوع در تاریخ تفکر مورد غفلت قرار گرفته و باید توجه خود را به آن معطوف داشت .

تأملی بر مسئله خدا در تفکر هایدگر/ محمدجواد صافیان - ابراهیم رضایی | ۹:۳۰,۱۳۹۵/۱۱/۲۰|

خدا در تفکر هایدگر به سه شکل عمده ظاهر می شود: وجود، امر مقدس و آخرین خدا. یافت وجود، در تجربه قلبی هیبت رخ می دهد و کشف امر مقدس هنگام رویارویی با کار هنری ای که جامع ساحات چهارگانه باشد؛ اما آخرین خدا، موضوع انتظار است؛ خدایی که غیاب آن در سرود شاعر، به کلام درمی آید.

قوام«اصل»این‌همانی در دوره‌ی پیشاسقراطی / محمدجواد صافیان- ناصر مؤمنی | ۱۱:۳۹,۱۳۹۵/۱۱/۶|

یکی از مهم ترین مسایل مورد توجه بشر "اصل" این‌همانی است. مراد از این “ اصل” چیست؛ چگونه آغاز گرفت؟ آیا اساساً بحث از آغاز چیزی- در اینجا "اصل" این‌همانی- امکان پذیر است؛ آیا اصول، اموری هستند که به مرور زمان آشکار و یا کشف می شوند؟

بررسى و نقد هستى و وجود از منظر هگل | ۸:۵۳,۱۳۹۵/۱۰/۲۸|

هستى یکى از زیربنایى ترین مفاهیم فلسفه هگل است که نقطه شروع منطق او نیز شمرده مى شود. در این مجال، به بررسى مقوله هستى در منظومه فکرى هگل مى پردازیم.

اخلاق انسان ها در فلسفه ی نیچه / محمدجواد صافیان - سمیه ملکی | ۸:۵۰,۱۳۹۵/۱۰/۲۲|

در این مقاله نخست به نظر نیچه در مورد مرگ خدا و ابعاد مختلف آن اشاره می کنیم، سپس به بررسی دیدگاه کلی در مورد خدا در دین مسیحیت می پردازیم و خواهیم دید که نیچه معتقد است که انسان معاصر به دلایلی از جمله مرگ خدا نیست انگار شده است؛ مراد نیچه از «مرگ خدا»، در واقع افول و نهایتاً مرگ دیدگاه مسیحی و اخلاق مسیحی نسبت به زندگی و جهان است

پدیدارشناسی به سوی تفکر / محمدجواد صافیان | ۹:۲۷,۱۳۹۵/۱۰/۱۵|

کتاب هیدگر، از طریق پدیدارشناسی به سوی تفکر اولین اثر تفسیری تحلیلی سیر تفکر هیدگر به زبان انگلیسی و تنها اثر به این زبان است که حاوی مقدمه ای است از هیدگر که در جواب پرسش های نویسنده از او نگاشته شده است.

تفسیر هایدگر از آزادی در فلسفه کانت / محمدجواد صافیان - مرضیه پیراوی ونک | ۹:۱۰,۱۳۹۵/۱۰/۵|

در این مقاله می کوشیم جایگاه آزادی اصیل را، بنا بر تفسیر هایدگر، در تفکر کانت نشان دهیم. به نظر هایدگر فراروی و استعلای آدمی، اساس آزادی است. انسان به سبب نسبت خاصی که با هستی دارد می تواند از سطح موجودات به سوی خود وجود فرا رود و خود را از روزمرگی و موجود بینی آزاد سازد. به نظر هایدگر، کانت به این حقیقت که ذات آدمی در استعلایی بودن و فرا روی اوست، گرچه شاید به نحوی مبهم، متفطن گردیده و آن را اساس نقد خویش در هر سه ساحت نظر، عمل، و مواجهه با زیبایی قرار داده است.

تفکیک و تخریب به عنوان مرحله ای از پدیدارشناسی هایدگر | ۹:۲۳,۱۳۹۵/۹/۲۲|

یکی از بحث برانگیزترین مسائلی که در فلسفه هایدگر وجود دارد، ادعای هایدگر درباره غفلت سنت فلسفه غرب از مسئله هستی است. هایدگر می کوشد با تفکیک و تخریب این سنت، ریشه های این غفلت و فراموشی را آشکار کند.

نیچه؛ حقیقت، هنر و زندگی / محمدجواد صافیان | ۱۰:۵۵,۱۳۹۵/۹/۳|

« هنر داریم تا حقیقت ما را نابود نکند.» این جمله نیچه مانند بسیاری از گفته های او در گوش ما طنینی غریب دارد. نیچه فیلسوف را کسی می داند که سخن نابهنگام می گوید. آن که اقوال مشهور و متعارف می گوید، هر چه بگوید در مقام فیلسوف سخن نمی گوید. چرا اگر هنر نبود حقیقت ما را نابود می کرد؟ هنر چیست؟ حقیقت چیست؟ این قول که حقیقت می تواند به نابودی ما بینجامد، قولی نابهنگام است. ظاهراً کسی قبل از نیچه به چنین کلامی تفوه نکرده است. البته پیش از نیچه نیز پرسش از ذات حقیقت مورد عنایت قرار نگرفته است. اما سخن از حقیقت و تعریف حقیقت را سابقه ای لااقل به درازای تاریخ متافیزیک غربی است. در جمله نیچه نسبتی بین حقیقت، هنر و زندگی برقرار است. نسبتی که از مهمترین دلمشغولی های نیچه در تمامی عمر اندیشه ورزی اوست.

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما